ترامپ برای چهارمین بار تحت عناوین واهی و مضحک از رویارویی مستقیم با نیروهای مسلح جان‌برکف ایران در آب‌های نیلگون خلیج فارس طفره رفت

فرار چهارم !

تعرض هوایی آمریکا به دو نفتکش ایرانی در محدوده تنگه‌هرمز، تنها چند ساعت بعد به یکی از پرتنش‌ترین درگیری‌های دریایی منجر شد؛ جایی که نیروی دریایی ارتش و سپاه با حمله‌ای ترکیبی از موشک، پهپاد و قایق‌های تندرو، سه ناوشکن آمریکایی را در شرق تنگه‌هرمز هدف قرار دادند و به عقب‌نشینی و ترک منطقه وادار کردند. 
تعرض هوایی آمریکا به دو نفتکش ایرانی در محدوده تنگه‌هرمز، تنها چند ساعت بعد به یکی از پرتنش‌ترین درگیری‌های دریایی منجر شد؛ جایی که نیروی دریایی ارتش و سپاه با حمله‌ای ترکیبی از موشک، پهپاد و قایق‌های تندرو، سه ناوشکن آمریکایی را در شرق تنگه‌هرمز هدف قرار دادند و به عقب‌نشینی و ترک منطقه وادار کردند. 
کد خبر: ۱۵۵۱۳۷۷
 
اگرچه ابعاد دقیق خسارت‌های وارد شده به ناوهای آمریکایی هنوز به‌طور کامل آشکار نشده اما تجربه جنگ اخیر نشان داده واشنگتن معمولا واقعیت خسارت‌های میدانی خود را با تأخیر و پس از گذشت هفته‌ها افشا می‌کند؛ همان‌گونه که درباره پایگاه‌های آسیب‌دیده آمریکا در منطقه نیز ماه‌ها بعد ابعاد واقعی تخریب‌ها روشن شد. با این حال آنچه از هم‌اکنون روشن است، این پیام راهبردی عملیات ایران است که امنیت تنگه‌هرمز بدون ایران ممکن نیست. 

هرمز؛ تنگه‌ای تحت اراده ایران 
حمله متقابل ایران به ناوشکن‌های آمریکایی در عمل بازتعریف مجدد قواعد حاکم بر تنگه‌هرمز بود. جمهوری اسلامی ایران با این اقدام نشان داد هیچ شناوری، چه تجاری و چه نظامی، حق عبور و حضور در این آبراه حیاتی را بدون رعایت ضوابط و ملاحظات امنیتی ایران ندارد. 
درواقع تهران اکنون نه‌تنها حضور ناوهای آمریکایی در تنگه‌هرمز را غیرقابل پذیرش می‌داند بلکه حتی پرسه‌زنی این شناورها در پیرامون تنگه را نیز تهدید مستقیم علیه امنیت خود تلقی می‌کند؛ تهدیدی که پاسخ آن می‌تواند از جنس موشک بالستیک، پهپادهای تهاجمی و یورش قایق‌های تندرو باشد. 
 
پایان دیپلماسی اخطار؛ آغاز اخراج با آتش 
در سال‌های گذشته، تهران بارها از طریق هشدارهای سیاسی، بیانیه‌های رسمی و مواضع رسانه‌ای خواستار خروج نیروهای آمریکایی از منطقه شده بود اما حمله سنگین اخیر نشان داد مرحله «تذکر دیپلماتیک» پایان یافته و اکنون ایران در حال تحمیل معادله‌ای جدید با زبان قدرت است. 
پیام حمله به ناوشکن‌های آمریکایی روشن بود: نیروهای ایالات متحده در اطراف ایران دیگر امنیت ندارند. وقتی ناوهای آمریکا نتوانند با آسودگی از تنگه‌هرمز عبور کنند، موجودیت پایگاه‌های دریایی واشنگتن در جنوب خلیج فارس نیز عملا کارکرد راهبردی خود را از دست می‌دهد؛ به‌ویژه آن‌که بخش مهمی از این زیرساخت‌ها در جنگ اخیر آسیب‌های سنگینی دیده‌اند.  ایران اکنون در حال انتقال نبرد از سطح بازدارندگی دفاعی به بازدارندگی تهاجمی است؛ مدلی که در آن هزینه حضور دشمن به‌قدری افزایش می‌یابد که ادامه استقرار، خود به یک تهدید برای طرف مقابل تبدیل شود. 
 
آتش‌بس روی کاغذ، جنگ اراده‌ها در میدان 
یکی از مهم‌ترین ابعاد درگیری اخیر، وقوع آن در شرایطی بود که واشنگتن همچنان بر وجود آتش‌بس تاکید دارد اما پاسخ ایران نشان داد این آتش‌بس از منظر تهران، به‌معنای چشم‌پوشی از تعرض به منافع و حاکمیت کشور نیست.  از دید ایران، حمله آمریکا به نفتکش‌های ایرانی تحت عنوان محاصره دریایی اقدامی جنگی است و نمی‌تواند بدون پاسخ باقی بماند. بنابراین حتی در فضای ظاهری آتش‌بس نیز هرگونه تعرض، با پاسخ مستقیم و سخت مواجه خواهد شد.  
این مسأله در عین حال حامل یک پیام مهم‌تر نیز بود؛ این‌که نیاز آمریکا به حفظ آتش‌بس، بیش از ایران است. برای دومین بار ظرف یک هفته، در حالی که تنش نظامی مستقیمی میان دو طرف در تنگه‌هرمز رخ داده، دولت ترامپ نه‌تنها از تشدید جنگ خودداری کرده بلکه بر ادامه آتش‌بس اصرار ورزیده است. 
اگر گزینه جنگ برای واشنگتن مطلوب و قابل تحمل بود، حمله سنگین ایران به ناوشکن‌های آمریکایی می‌توانست بهانه‌ای برای آغاز مجدد جنگ باشد اما عقب‌نشینی ناوها و تلاش آمریکا برای مهار بحران، نشانه‌ای از هراس واشنگتن از ورود دوباره به یک نبرد فرسایشی با ایران تلقی می‌شود. 
 
«فرار چهارم» آمریکا  
برخی ناظران منطقه‌ای آنچه را رخ داده «فرار چهارم» آمریکا از تقابل مستقیم با ایران توصیف می‌کنند. 
در مرحله نخست، پس از حدود ۴۰روز جنگ تمام‌عیار و ناکامی در تحقق اهداف اعلامی، آمریکا ناچار به درخواست آتش‌بس شد و عملا بخش مهمی از شروط ایران را پذیرفت. در مرحله دوم، پس از شکست مذاکرات اسلام‌آباد، واشنگتن از تمدید نامحدود آتش‌بس سخن گفت. مرحله سوم، عقب‌نشینی سریع از طرح موسوم به «آزادی هرمز» بود؛ پروژه‌ای که قرار بود محاصره دریایی ایران را بشکند اما ظرف کمتر از دو روز کنار گذاشته شد.  اکنون نیز با وجود درگیری شدید دیشب، کاخ‌سفید همچنان بر بقای آتش‌بس تاکید می‌کند؛ وضعیتی که این برداشت را تقویت کرده که آمریکا نه آماده جنگ جدید است و نه توان تحمل تبعات آن را دارد.  بر این اساس، واشنگتن اکنون در برابر دو انتخاب دشوار قرار گرفته است: یا شروط ایران برای پایان جنگ را بپذیرد و هزینه سنگین حیثیتی آن را متحمل شود، یا محاصره دریایی نیمه‌فعال را ادامه دهد؛ وضعیتی که گذر زمان در آن بیش از هر چیز به ضرر آمریکا عمل خواهد کرد.  
 
مذاکراتی فقط برای پایان جنگ 
در سوی مقابل تهران تلاش کرده دستور کار مذاکرات را به‌طور کامل از پرونده‌هایی مانند هسته‌ای جدا کند. در منطق جمهوری اسلامی گفت‌وگوهای جاری صرفا مذاکرات پایان جنگ است، نه بستری برای مذاکره درباره موضوعات دیگر. 
براساس این رویکرد، تا زمانی که شروط ایران از تضمین حاکمیت بر تنگه‌هرمز گرفته تا رفع تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌ها، پرداخت خسارت‌ها و تعهد به عدم تجاوز محقق نشود هیچ مذاکره‌ای درباره موضوعات دیگر از جمله برنامه هسته‌ای شکل نخواهد گرفت.  در واقع تهران اکنون تلاش می‌کند از موقعیت میدانی خود برای تثبیت یک نظم امنیتی جدید در خلیج فارس بهره بگیرد؛ نظمی که در آن نقش ایران نه یک بازیگر قابل مهار بلکه قدرت تعیین‌کننده امنیت منطقه تعریف می‌شود.
newsQrCode
برچسب ها: فرار
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۱ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها