اما سؤال کلیدی اینجاست: آیا یک رویداد امنیتی ــ سیاسی اینچنینی میتواند طلسم نزولی نظرسنجیهای ترامپ را بشکند؟ بررسیها حاکی از آن است که گرچه «اثر گردهمایی» ناشی از ترور نافرجام میتواند در روزهای آینده به افزایش۲ تا ۳ درصدی محبوبیت او منجر شود اما این جهش، کوتاهمدت و گذرا خواهد بود و قادر به نجات او از بحران عمیق ساختاری پیشروی کاخسفید نیست.
پایینترین سطح محبوبیت
برای درک ابعاد این حادثه، ابتدا باید به عمق سقوط ترامپ در نظرسنجیها پرداخت. درست یک هفته پیش از این ترور، دادههای نظرسنجی انبیسی فاجعهای سیاسی را برای ترامپ ترسیم کرد.
براساس جدیدترین یافتههای نظرسنجی انبیسی که رسانههای حتی راستگرا آن را منتشر کردهاند، محبوبیت ترامپ در اواسط آوریل به تنها ۳۷درصد رسیده است. این در حالی است که ۶۳درصد از مردم آمریکا عملکرد او را تأیید نمیکنند.
دو عامل اصلی این سقوط، یعنی اقتصاد و جنگ ایران، زنگ خطر را برای کاخ سفید به صدا درآوردهاست. تحلیلها نشان میدهد که ۶۸درصد از آمریکاییها عملکرد ترامپ در مهار تورم و هزینههای زندگی را مردود میدانند. همزمان، ۶۷درصد از شهروندان با جنگ ایران مخالف هستند.
در این میان، دادههای اقتصادی نیز بیرحمانه است. نظرسنجی سیانبیسی حاکی از آن بوده که ۵۸درصد از مردم عملکرد ترامپ را رد میکنند. قیمت بنزین و فشارهای مالی ناشی از جنگ در خاورمیانه، سفرههای آمریکایی را بهشدت تحتتأثیر قرار داده است.حتی درپایگاه سنتی حزب جمهوریخواه نیز ترکهایی ایجاد شده است. در نظرسنجی آسوشیتدپرس، تأییدیه ترامپ در میان جمهوریخواهان از ۸۲درصد ابتدای دوره به حدود یکسوم کاهش یافته است. این فضا، بستر مناسبی برای ظهور یک عامل برونزا برای تغییر افکار عمومی بود.
تغییر راهبرد: از تفرقه به وحدت
یکی از جذابترین جنبههای پیامدهای این ترور برای ترامپ، نحوه واکنش تیم ارتباطات کاخ سفید است. برخلاف رویه همیشگی ترامپ که اغلب با لحنی تند و قطبیکننده همراه بود، واکنش وی به این تیراندازی با خونسردی و «فراخوانی برای وحدت» همراه بود!
تحلیلگران سیاسی این تغییر لحن را یک محاسبه دقیق انتخاباتی میدانند. با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای (آبان ۱۴۰۵)، تیم ترامپ به این نتیجه رسیده که «جذابیتهای تفرقهانداز» دیگر پاسخگو نیست و باید برای جذب رأیدهندگان مستقل که از جنگ و تورم خسته شدهاند، چهرهای معتدلتر از خود نشان دهد.
یک آسپرین موقت بر زخم عمیق
تاریخ سیاسی آمریکا نشان داده که ترورهای نافرجام معمولا یک «اثر گردهمایی» (Rally Effect) ایجاد میکنند. پس از تیراندازی به رونالد ریگان سال۱۹۸۱، محبوبیت او به حدود ۷۰درصد رسید. حتی سال ۲۰۲۴ نیز پس از یک حادثه مشابه در باتلر، شاهد افزایش کوتاهمدت حمایت از ترامپ بودیم.
پیشبینی میشود این حادثه نیز در روزهای آینده موجی از همدردی و حمایت نمادین را روانه کاخسفید کند. تحلیلگران پیشبینی میکنند که ممکن است شاهد افزایش جزئی، شاید ۲ تا ۴ درصدی، در محبوبیت ترامپ باشیم. با این حال، موانع بسیاری بر سر راه تبدیل این افزایش به یک احیای پایدار وجود دارد. این افزایش حمایت معمولا چند هفته بیشتر دوام نمیآورد و با توجه به اینکه انتخابات میاندورهای شش ماه دیگر برگزار میشود، این شوک اولیه به مرور از حافظه عمومی پاک خواهد شد.
دیگر اینکه تا زمانی که قیمت بنزین بالاست و جنگ ایران ادامه دارد، همدردی ناشی از ترور نمیتواند جایگزین نگرانی از معیشت روزمره شود. تیم ترامپ ممکن است بتواند برای مدتی کوتاه حواسها را پرت کند اما نمیتواند صورتحسابهای انرژی مردم را پرداخت کند.
باید گفت که ترور نافرجام در شام سالانه خبرنگاران، لحظهای بود که به ترامپ اجازه داد تا برای مدتی کوتاه، راوی داستان وحدت ملی شود و شاید یک تا ۲درصد به محبوبیت رو به زوال خود بیفزاید.
اما این رویداد، یک سیگنال صعودی کاذب در نمودار سقوط آزاد محبوبیت اوست. مشکلات ساختاری دولت ترامپ (جنگ فرسایشی در ایران، بحران مسکن، تورم بیسابقه و شکافهای اجتماعی) چنان عمیق است که حتی یک شوک سیاسی-امنیتی بزرگ نیز قادر به ترمیم آن نیست. به عبارت دیگر، ترامپ ممکن است نبرد افکار عمومی کوتاهمدت را ببرد اما شواهد نشان میدهد که جنگ انتخابات میاندورهای پیشرو را با مشکلات عدیدهای آغاز میکند.