ابرقدرتی نوظهور بنام ایران 

یکم، هنگامیکه بــرای تـوصیـف سطح قــدرت یک  کـــشور از اصــــطالح ابـــرقـــدرت اسـتـفـاده‌می‌شود، مقصود، برتری معنادار آن کشور در دو حوزه نظامی اعم از بودجه نظامی، نیروی انسانی و ابزار‌های مکانیکی و الکترونیکی جنگی و اقتصادی، سطح توان تولید، بازار فروش، درآمد ناخالص و... است که به آن کشور امکان می‌دهد تا خواسته‌ها و اهداف سیاسی و فرهنگی خود را به دیگر کشور‌ها قبولانده و رفتار‌های دیگر کشور‌ها را در جهت منافع خود مدیریت کند  البته در کنار دو مؤلفه اقتصادی و نظامی، می‌توان از مؤلفه مستقل دیگری نام برد یعنی زمینه فرهنگی که زمینه‌های فکری و انگیزشی و در نتیجه زمینه‌های رفتاری و واقعی تاثیر، نفوذ و تسلط بر دیگر کشور‌ها را تأمین می‌کند.
کد خبر: ۱۵۴۹۷۳۰
نویسنده دکتر احمد دردشتی

 دوم، آمریکا پس از جنگ جهانی (آمریکایی –اروپــــایی) بویــژه پـس ازفروپـاشـی اتحادجماهیر شوروی، خود را به عنوان ابرقدرت بالمـنـازع جهان مطرح ساخت و به واسطه قدرت نظامی و اقتصادی خود، بر بسیاری از مناسبات سیـاسـی جـهـان مسلط شد در نـظـم آمریــــکــــایی جــهــان، کـــشورهـــا به دو دسـتـه کـــشورهـــای هــمــراه و کــشورهــای یاغی تقسیم‌بندی مـی‌شـدنـد. مقصود ازکشور‌های همراه، کشور‌هایی بود که خود را در ذیل هژمونی آمریکا تعریف کرده و اهدف سیاسی و اقتصادی خود را در جهت منافع آمریکا تعریف و تحدید می‌کردند در حالی که یاغی‌ها، کـشورهـایی بودندکه خواهان اسـتـقال ل سیاسی بـوده و اهــداف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را در ذیل هژمونی آمریـکـا تـعریـف نمی‌کردند. بـر ایـن اسـاس آمریکا کشور‌های همسو با خودرا در برخی منافع اقـتـصـادی شریــــک مـــی‌کـــرد، امـاکشور‌های یاغی، مانند ایـران، کره شمالی، کوباو... باید با انواع تحریم‌های اقتصادی، سیاسی، نظامی تحت فشار قرارمیگرفتند تا درنهایت، یا هژمونی جهانی آمریکا را بپذیرندیا از بین بروند.

 سوم، ایــران در دوران پـهـلوی جزو کـشورهـای هـمـسـو و تــأمیــن‌کـنـنـده مـنـافـع آمریــکــا در خاورمیانه بود و همه سیاست‌های داخلی و خــارجــی خـــود را، ازجـمـلـه حـمـایـت از اسرائیل خونخوار، در راستای تأمین منافع آمریکا تنظیم می‌کرد. ایران در دوران پهلوی، کشوری برخوردار از ثروت عظیم نفت و گاز و موقعیت جغرافیای سیاسی راهبردی، اما کــامال وابسته بـه غـرب بـود کـه بــدون اجـازه آمریـکـا حتی قــدرت اسـتـفـاده از ابـزارهـای سیـاسـی و نظامی خــود را نیــز نــداشــت. با پیروزی انقالب اسالمی و تشکیل جمهوری اسالمی ایران، دورانی کامال جدید در روابط ایران با کشور‌های دیگر، از جمله آمریکا آغاز شد. در دوران جدید، جمهوری اسالمـی بامبنا قـراردادن استقال ل سیاسی و فرهنگی، خــود را از هـژمـونـی سیـاسـی آمریــکــا بیرون‌کشید و راهی تازه و متمایز را در جهان تک قطبی شده در پیش گرفت. به همین سبب از دیدگاه آمریـکـایی‌هـا از دسته کشور‌های همسو به دسته کشور‌های یاغی منتقل شد و آمریکا و غرب کوشیدند با انواع فشار‌های سیاسی، اقتصادی، تبلیغاتی و مانند آن، در راه پیشرفت ایران مانع‌تراشی کنند.

 چهارم، تـا پیـش از جنگ تحمیلی سوم علیه ایــــران، همه دنیـــا و از جمله آمریـکـایی‌هـا تـصور می‌کردند که ایـران بر اثر تحریم‌های اقـتـصـادی شدید غرب از لحاظ علمی اقتصادی و اجتماعی چنان ضعیف‌شـده کـه دشمنانش می‌توانند بـه سادگی آن را شکست داده و نـابـود سـازنـد. جنگ تحمیلی اخیـر نشان داد که ایــران بـاوجود فشار‌ها و تحریم‌های ظالمانه و جنایتکارانه آمریکا و شرکای غربی‌اش، اگرچه به برخی از مشکالت ونابسامانی‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی گرفتار شده، اما در دوران سخت تحریم توانسته است ساختار‌های اقـتـصـادی، دفـاعـی واجتماعی خـود را به‌گــونــه‌ای تنظیم کند کـه نـه تنها شکست دادن آن کاری آسان نباشد، بلکه می‌تواندضربه‌هایی هولنا ک را به دشمناش وارد سازد. اکنون روشن شد که ایران با در اختیارداشتن تنگه راهبردی هرمز، می‌تواند اقتصاد جهانی را به گروگان گرفته و کشور‌های غربی را از انرژی ارزان خاورمیانه محروم سازد، روشن شد که سیستم دفاعی کـامال بومی و درون‌ساخته ایـــــران مـــی‌تـــوان هـمـه الیـــه‌هـــای پـدافـنـدی پیشرفته و گــران قیمت غربی را بـه چالش‌کشیده و امنیت اسرائیل وپایگاه‌های آمریکا را در منطقه به نابودی بکشد، روشن‌شدکه ایـران سیستم‌های پدافندی ناشناخته‌ای دارد که می‌تواند جدیدترین و پیشرفته‌ترین سالح‌های مرگبار بشری را مختل ساخته و نابود کند. 

روشن شد که ایـران ظرفیت‌های بی‌نــــظیری از لحاظ اجتماعی داردکـه درصورت بروز بـحـرانـی مانند جـنـگ، فعال شده و از فروپاشی اجتماعی وسیاسی خود پیـشـگیری می‌کند.

روشـن شد که ایــران به‌لحاظ تاب‌آوری اجتماعی و اقتصاد داخلی درشرایطی اســت کـه ۳۶ روز جنگ بـا دو قدرت هسته‌ای، کمترین بحران اقتصادی را بـرای عموم مـردم ایجاد نمی‌کند.

و ازهمه مهم‌تر روشن شد که ایران در قلوب همه آزادگان جهان چنان محبوب و ارجمند اسـت که هـمـه مـلـت‌هـای آزاده، از پیروزی‌هــــــای او خوشحال‌می‌شوند و الهام می‌گیرند.

پنجم، اگر ایـران در این جنگ به پیروزی کامل برسد، که شواهد متعددی بر این امر داللت دارد، دیگر هیچ کشوری توانایی تحریم ایران را نخوهدداشت و ایـران با دراختیارداشتن موقعیت راهبردی خلیج فارس و تنگه هرمز و مدیریت انرژی و مواد حیاتی جهان، توان دفاعی پیشرفته و بومی، دانـش و صنعت هسته‌ای بومی، ساختار سیاسی محکم و نامتزلزل، نوسازی سیاسی و تقویت‌شدن جریــــان انـــــقالبی و غــرب‌ســتیــز در کـــشور، ظرفیت‌های اجتماعی مستحکم و بی‌نظیر و قـدرت الهام‌بخشی ومحبوبیت در حال گسترش در قلوب انسان‌های آزاده جهان، نه تنها یکی از ابرقدرت‌های مطرح در کنار چیــن، روسیـــه و آمریـکـا خـواهـد بــود، بلکه بــه لـحـاظ مـوقـعیـت جــغــرافیــای راهــبــردی و اهــرم‌هــای داخـلـی خــود، مـی‌تـوان ایــران را مهم‌ترین بازیگر صحنه جهانی دانست. همچنین در ایــن جنگ نـابـرابـر، ایــران توانست ابرقدرتی آمریکا وتصویر ترسناکی را بشکند که اسرائیل برای خود در اذهان دولت‌ها و ملت‌های منطقه و جهان ساخته بود، و به کشور‌ها و ملت‌های دیگر برای مقابله با زیـاده‌خواهی‌های آمریکا جرأتی وصف‌ناشدنی بدهد.

جالب‌تر آنکه همه این مزیت‌ها و توانمندی‌ها در ذیل الگوی سیاسی نویی به نام والیت فقیه و حکومت دینی شکل گرفته اسـت، کـه قـرن‌هـا چنان تبلیغ می‌شد که دوران آن بـرای همیشه به تاریخ پیوسته است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها