با گذشت بیشاز ۵۰ روز از شروع جنگ، ترامپ به دفعات ازگفتاردرمانی برای تحدید ضربات افزایش قیمت نفت و همچنین سقوط بازارهای مالی والاستریت استفاده کرده است. بهعنوان نمونه، وی با ادعای موافقت ایران حولمحور مفاد زیادهخواهی خویش مانند تحقق غنیسازی صفر، جریانهای رسانهای نادرستی را بسط دادتا از شدت بنبست استراتژیک جنگ کاسته شود.
در همین راستا، ترامپ از عملکرد رسانههای جریان اصلی آمریکا در پوشش ناکامیهای نظامی پنتاگون ناخرسند بوده و در پستیطولانی درسوشال تروث گفت:«رأی آندسته ازافرادیکه تعدادشان اکنون کمتر ازهمیشه است وروزنامه نیویورکتایمز در حال زوال را میخوانند یا در حال تماشای اخبار جعلی سیانان هستند، فکر میکنند که من اضطراب دارم تا جنگ (اگر میتوان آن را چنین نامید!) با ایران را به پایان برسانم، لطفا توجه داشته باشید که من شاید کمفشارترین فردی باشم که تابهحال در این موقعیت قرار گرفتهام.» درواقع میتوان گفت، نفس چنین پیامی، نشاندهنده فشار سنگین افکار عمومی بر رئیسجمهور آمریکاست.
رقص با قیمت نفت
ترامپ ابتدا جنگ را کوتاهمدت توصیف کرد «چند هفته» و گفت قیمت نفت «بهسرعت پایین میآید» وقتی تهدید هستهای ایران تمام شود. او افزایش قیمت را « افزایش قیمت کوچک برای امنیت آمریکا و جهان» نامید و تأکید کرد که آمریکا «نیازی به نفت خلیجفارس ندارد.» در ادامه، سکاندار کاخسفید سیگنالهای متناقضی فرستاد؛ یک روز تهدید به «منفجر کردن همهچیز» و تصرف نفت میکرد، روز دیگر میگفت جنگ «تقریبا تمام شده» یا «دو هفته جلوتر از برنامه» هستیم و قیمتها «بلافاصله پس از پایان جنگ سقوط خواهند کرد». او حتی اظهارات وزیر انرژی خود را «کاملا اشتباه» خواند که گفته بود قیمتها تا ۲۰۲۷ پایین نمیآیند.
ترامپ گاهی مسئولیت تأمین نفت خلیجفارس را به کشورهای واردکننده (مثل اروپا و چین) سپرد و گفت «خودتان بروید و نفت بگیرید» یا «ما کمک میکنیم اما شما باید رهبری کنید». این نوسانات باعث شد بازار نفت بارها واکنش شدید نشان دهد و تحلیلگران آن را تلاش برای کنترل روانی بازار توصیف کنند، هرچند اغلب به جای آرامش، نوسان بیشتری ایجاد کرد.
از ۲۸ فوریه (۹ اسفند)، همزمان با آغاز تجاوز نظامی به تمامیت ارضی کشورمان، بازار نفت وارد یک فاز جهشی شد. طبق گزارش آژانس بینالمللی انرژی (IEA)، قیمت نفت برنت در روزهای ابتدایی بحران حدود ۲۰ دلار افزایش یافته و به حدود ۹۲ دلار رسید. این روند در ماه مارس (اسفند/فروردین) تشدید شد؛ بهطوریکه در ۱۶ مارس (۲۵ اسفند) قیمت ۱۰۲ دلار را رد کرد و در ۲۵ مارس (۵ فروردین) نیز نزدیک ۹۹.۷۵دلار ثبت شد. حتی دادههای تریدرز یونین
(Traders Union) نشان میدهد که در اوج نوسانات جنگ، قیمت برنت در ۸ مارس (۱۷اسفند) تا حدود ۱۱۹ دلار هم افزایش یافت که بیانگر شوک شدید عرضه در بازار جهانی است.
در ادامه فراز و فرودهای مالی، ماه آوریل (فروردین/اردیبهشت) با جهشهای شدیدتر همراه بود؛ بهطوریکه در ۳ آوریل (۱۴ فروردین) قیمت به حدود ۱۱۲ دلار رسید. و میانگین ماهانه نیز نسبت به مارس افزایش محسوسی داشت. طبق گزارشهای جدید گاردین، تا دیروز قیمتها به محدوده بیش از ۱۰۰ تا حدود ۱۰۷دلار صعود کردهاند، همچنین برآوردهای رویترز نشان میدهد از زمان آغاز بحران در ۲۸ فوریه (۹ اسفند)، قیمت نفت حدود ۳۰ درصد افزایش داشته است. این روند صعودی عمدتا ناشی از اختلال در عرضه، بهویژه در تنگه هرمز و کاهش تولید منطقه خلیجفارس درکنار ناتوانی واشنگتن در گشایش تنگه قلمداد میشود.
در انتظار مذاکرات
اظهارات متناقض ترامپ محدود به روند جنگ و قیمت نفت باقی نماند و به حوزه مذاکره با جمهوری اسلامی ایران نیز بسط یافت. ترامپ از یکسو مدعی پیشرفت جدی در مذاکرات بوده و گفته است: «بیشتر مفاد قبلا مذاکره شده است.» اما بهگزارش واشنگتنپست، اظهارات مقامات آمریکا حاکی از عدم پیشرفت گفتوگوها با تهران حکایت دارد. در مقابل، رئیسجمهور آمریکا در موضعی کاملا متفاوت اعلام کرده: «هیچ توافقی جز تسلیم کامل وجود نخواهد داشت.» چنین تناقضهای فاحشی، به گفته تحلیلگران غربی، اعتبار پیامهای دیپلماتیک آمریکا را درسطح بینالمللی تضعیف کرده است.
در سطح تمایل به مذاکره نیز گفتار او دوگانه است؛ ترامپ در مقطعی صریحا گفته: «هیچ تمایلی به مذاکره ندارم.» اما در زمان دیگری تأکید کرده که مذاکرات در جریان است وحتی مدعی «گفتوگوهای بسیار خوب و سازنده» شده است. همچنین در اظهارنظری دیگر ادعاکرد: «برای توافق عجلهای ندارد.»
این نوسان میان رد مذاکره، تأیید مذاکرات و عدم فوریت، تصویر روشنی از سیاست آمریکا درقبال پرونده به افکارعمومی ارائه نمیدهد. دربعدارزیابی ازوضعیت ایران نیزتناقض آشکارتر است؛ ترامپ مجدداگفت:«توان نظامی ایران نابود شده.»
اما همزمان هشدار داده که ایران همچنان توان حمله دارد و تهدید محسوب میشود. در ادعایی دیگر، ترامپ مدعی شد که ایران با آمریکا برای «انتقال مواد هستهای» همکاری خواهد کرد و این موضوع را نشانهای از تغییر رفتار ایران دانست اما مقامات ایرانی این ادعا را رد کرده و اعلام کردند هیچ توافقی برای انتقال اورانیوم وجود ندارد.
ازسوی دیگر، درباره زمان توافق نیز همچنان ابهام وجود دارد. ترامپ بهرغم گرفتگی صدا در مصاحبه با خبرنگار فاکسنیوز بهواسطه گفتوگوی تلفنی تنشزا مرتبط با گفتوگوهای اسلامآباد، همچنان تاکید دارد که برای پایان جنگ یا توافق با طرف ایرانی عجلهای نخواهد کرد.اظهارات دیوانهوار سکاندارکاخسفید نظیر«پذیرش عدم حمایت تهران ازحزبالله و حماس» یا «گشایش بیقیدوشرط تنگههرمز» بیشتر ناشی ازشکست راهبرد مرد دیوانه وی ارزیابی میشود.استراتژی که چهلوهفتمین رئیسجمهور آمریکا با آن شکست رقبای داخلی و خارجی را پیش برد؛ در برابر بازدارندگی نامتقارن تهران شکست خورده است.
سناریوی نخنمای حقوق بشر
در یکی از جنجالیترین موارد برای ضربه به جایگاه حقوق بشری جمهوری اسلامی ایران، ترامپ طی پستی در سوشال تروث ادعا کرد که ایران قصد اعدام هشت زن را داشته و با مداخله او این حکم لغو شده است. او ضمن تشکر از مقامات ایرانی درشبکه اجتماعی خود«این اقدام رانتیجه درخواست خود دانست.»و تلاش کرد این موضوع رایک موفقیت دیپلماتیک جلوه دهد. این ادعا بهسرعت بازتاب گستردهای در رسانهها پیدا کرد و بهعنوان نمونهای از دفاع از حقوق بشر مطرح شد.
اما بررسیهای بعدی نشان داد این ماجرا از اصل اشتباه است. به گفته دستگاه قضایی ایران، اساسا برنامهای برای اعدام این زنان وجود نداشته و این روایت «ساختگی» بوده است.
برخی رسانهها بلافاصله تاکید کردند که «ترامپ باردیگر فریب اخبار جعلی را خورده است.» همچنین مشخص شد، تصاویر منتشرشده توسط ترامپ تا حدی دستکاریشده یا مبتنی بر محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی بودهاند. این مسأله باعث شد حتی اصل روایت نیز زیرسؤال برود و بهعنوان نمونهای از «اطلاعات گمراهکننده» در حوزه حقوق بشر مطرح شود. در عین حال، رسانهها تأکید کردند که این ادعاها در بستر رقابت سیاسی و تنشهای دیپلماتیک مطرح شده و ممکن است با هدف «نمایش دستاورد» بیان شده باشند.
پیشتر نیز ترامپ درباره ادعای «جلوگیری از اعدام گسترده» در ایران، اظهارات بیمبنا و پوچی را مطرح کرده بود. او در ژانویه ۲۰۲۶ گفت: «من جلوی ۸۳۷ اعدام را گرفتم.» اما مقامات قضایی ایران این ادعا را «کاملا نادرست» خواندند و مشخص شد او بر دروغگویی اصرار ویژهای دارد. در حوزه روایتسازی درباره خشونتها نیز، ترامپ ادعایی مطرح کرد که بعدا نادرست از آب درآمد.
او درباره حمله به یک مدرسه میناب در ایران گفت: «این کار توسط ایران انجام شد.» اما چند روز بعد، تحقیقات جراید آمریکایی نشان داد که این حمله توسط خود سنتکام انجام شده است. در مجموع، این موارد در کنار پرونده «هشت زن اعدامی»، الگوی تکرارشوندهای از اظهارات اغراقآمیز یا تأییدنشده توسط رئیسجمهور آمریکا جهت دستاوردسازی برای خویش را نمایان میکند.