ریشههای یک نظریه رسوا
پرونده اپستین، سرمایهدار بدنامی که به اتهام قاچاق جنسی افراد زیر سن قانونی بازداشت شد و در سال ۲۰۱۹ در زندان جان باخت، همچنان یکی ازپیچیدهترین وحساسترین پروندههای سالهای اخیر آمریکا بهشمار میرود. انتشار تدریجی اسناد، فهرست ارتباطات و گمانهزنیها درباره افراد قدرتمند مرتبط با او، باعث شده این موضوع بارها به صدر اخبار بازگردد. در چنین فضایی، بسیاری از تحلیلگران و کاربران شبکههای اجتماعی مدعی شدهاند که دولت آمریکا ممکن است برای کاهش فشار رسانهای ناشی از این پرونده، توجه افکار عمومی را به یک بحران خارجی معطوف کند. این ادعا بهویژه زمانی تقویت شد که تنشها با ایران افزایش یافت و احتمال درگیری نظامی بار دیگر در رسانهها مطرح شد.
جنگ برای انحراف افکار عمومی
ایده استفاده از بحران خارجی برای منحرف کردن توجه داخلی پدیدهای کاملا جدید نیست. در علوم سیاسی، این مفهوم با عنوان «diversionary war» «جنگ انحرافی» شناخته میشود. براساس این نظریه، دولتها در شرایط بحران داخلی اعم از رسوایی سیاسی، مشکلات اقتصادی یا کاهش محبوبیت بهسمت تنشهای خارجی سوق پیدا میکنند.
جنگ بهتر از رسوایی!
اتفاقات بسیاری در بازه زمانی دو ماهه گذشته افتاده که این نظریه را بسیار به واقعیت نزدیک میکند. در میانه جنگ آمریکا علیه ایران به یکباره دونالد ترامپ دادستان خود یعنی پم پاندی را کنار گذاشت. زنی که با وجود نزدیکی به اردوگاه سیاسی ترامپ از سمت خود کنار رفت. بسیاری از رسانههای عنوان کردند که او قرار بود بهنوعی روی رسوایی اسناد اپستین و ارتباط آن با دونالد ترامپ سرپوش بگذارد و اما در این مسیر ناموفق بود و همین موضوع باعث برکناری پم باندی شد. نکته عجیب دیگر نشست خبری عجیب و غریب ملانیا ترامپ در بحبوحه جنگ بود. او به یکباره در یک سخنرانی کوتاه درباره ارتباط خود با جفری اپستین حرف زد و هر گونه رابطه خود با او و این گزاره را که او زنی بوده که از سوی اپستین به ترامپ معرفی شده رد کرد اما همین تکذیب باعث گمانههای بیشتر صحت این گزاره بود. همه این اتفاقات در حالی رخ میداد که ترامپ درگیر جنگ با ایران بود.