گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

نامت را به کوه گفتم
پژواکِ صلابت شد
نامت را به دریا گفتم
تلاطمِ غیرت گشت
«جانفدا»...
این نه یک نام است
نه یک نشان
این
ضربآهنگِ
قلبِ زمینیست
که از ایستادن نمیهراسد.
تو را در خطوطِ شکسته
پیشانی
پدر دیدم،
آنجا که غیرت
نان را
در سفره تبرک میکرد
و در چشمهای بارانی
مادری،
که فرزندش را چون دعایی بلند
به آغوشِ جبههها فرستاد.
تو
آن رازی هستی
که خاک را به افلاک پیوند میزنی
ای ایستاده
در معبرِ طوفانها
عشق
در دستهای تو
از جنسِ ایثار گشت
آنگاه
که تمامِ جهان
درپی «خویشتن» میدوید
تو «خویش» را
در طبق اخلاص نهادی
تا لبخند کودکی در دوردست
نلرزد،
تا ستون خانهای
زیر سایه آوار نماند.
تو جان دادی،
تا «جانان» بماند؛
تو فدا شدی،
تا معنای ماندن
در ذلت خلاصه نشود
بنگر!
حالا از هر قطره خونت
لالهای قد کشیده است
که با لهجه شفق
سرود آزادی میخواند
تو در رگهای این سرزمین
جاری هستی
در صلابت دماوند
در خروش اروند
در سکوت پرهیمت
نخلستانهای سوخته.
«جانفدا» بودن
رقصیدن
در میانه
میدان آتش است
بیآنکه غباری
از ترس بر چهره بنشیند
میثاقی است
که با قلم سرخ
بر جریده عالم ثبت شد
تو نرفتی که فراموش شوی
رفتی تا تکثیر شوی
در قامت هزاران جوان
که امروز نامت را
چون حرز پیروزی
بر بازو بستهاند
ای قهرمان بینشان!
ای که نشانت را
از ستارهها باید پرسید
ما وارثانِ نگاه توایم
سوگند
به آن دم
که جان به جانآفرین سپردی
که پرچم این فداکاری،
هرگز بر زمین نخواهد ماند
ما همه
جانفدای
همان راهی هستیم
که تو با خون دل
سنگلاخهایش را هموار کردی
بتاب
ای خورشید شکفته
در شب حادثه!
که تا دنیا دنیاست،
قصه «جانفدایی» تو،
شکوهمندترین روایت
این خاک اهورایی
خواهد ماند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد