بهاری یادآوری میکند که تیم او از سال ۱۴۰۱ درگیر توسعه این ایده بوده اما تغییرات مدیریتی و سپس وقوع جنگ سال ۱۴۰۴ باعث شد مسیر تولید تغییر کند و فیلم در بستری مشابه رخدادهای واقعی آنروزها روایت شود. «قمارباز» فیلمی کملوکیشن، دیالوگمحور و روایتشده در یک شب است؛ ساختاری که نه از محدودیت بودجه، بلکه از ماهیت داستان ناشی میشود. بهاری تاکید دارد که هدف اصلی او و گروهش دوری از فرمگرایی افراطی بوده تا قصه بدون حاشیه و با سادهترین ابزارها بیان شود. چالش زمان کم، کمبود لوکیشن و فشار تولید دوماه و ۱۰روزه، بخش مهمی از مسیر را تحتتاثیر قرار داد اما بهاری میگوید نتیجه همکاری همدلانه گروه در جلو و پشت دوربین باعث شد فرم و محتوا به تعادل برسند. هسته داستانی فیلم برمبنای دو واقعه واقعی بنا شده است: ماجرای هک شبکه بانکی در دوران جنگهای اخیر و حضور ماموری که نیمهشب به خانه یک متخصص بانکی میرود. بهاری تاکید میکند که تلاش کردهاند از ورود به جزئیات فنی هک پرهیز کنند تا تمرکز فیلم بر تعلیق، روابط شخصیتها و اضطراب یک شب بحرانی بماند. در ادامه مشروح این گفتوگو با کارگردانی که فیلمش را در بازهای بحرانی اکران کرد و بهنوعی وطنپرستیاش را نشان داد را از نظر میگذرانید:

ایده فیلم از کجا به ذهنتان رسید و چقدر برای ساخت از فیلمهای جاسوسی کمک گرفتید؟
حدود سه یا چهار سال پیش در پشتصحنه یک سریال بودم که کسی خاطرهای تعریف کرد. با گذر زمان بیشتر به این سوژه پروبال دادیم تا اینکه به فیلمنامه فعلی «قمارباز» تبدیل شد. داستان قمارباز به طور تقریبی حاصل تلفیق دوماجرای واقعی است. ما از سال ۱۴۰۱ روی این موضوع کار میکردیم و قرار بود سال ۱۴۰۲ این فیلم را پیش ببریم اما بهدلیل تغییر مدیریت این اتفاق نیفتاد. سال ۱۴۰۴ هم جنگ رخ داد و اتفاقات جنگ شبیه فیلمنامه ما بود و ما از این بستر برای روایت داستان استفاده کردیم. در پیش تولید، فهرستی از فیلمهای این ژانر آماده شده بود، اما پیشتولید ما بهاندازهای چالش داشت که من تنها فرصت کردم یک سکانس از یک فیلم را تماشا کنم.
چه چالشهایی داشتید؟
چالشها زیاد بود و اولین چالش این بود که چندان وقت نداشتیم و کل زمان پیشتولید، تولید و پستولید ما دو ماه و ۱۰ روز شد. یکی دیگر از چالشهای ما لوکیشن بود که به آنچه مد نظرمان بود، نمیرسیدیم و از طرفی هم ما حدود ۲۵ شب خانه مد نظر را میخواستیم و کسی موافقت نمیکرد؛ البته چند لوکیشن تصویب شد اما وقتی به مرحله نهایی میرسید، نمیشد. لوکیشن فعلی فیلم شاید اولویت دهم ما بود و ما مجبور شدیم آن را انتخاب کنیم.
با توجه به اینکه زمان ساخت فیلم کم و اولین فیلم بلند سینمایی شما بود؛ بهنظر میرسد مؤلفههای لازم برای جذب اکثر مخاطبان را دارد. در فرآیند ساخت فیلم چه مسائلی برای شما اهمیت داشت و چه حساسیتهایی داشتید که میخواستید به طور قطع اعمال شود؟
قمارباز فیلمی دیالوگ محور است و بیشترین حساسیت ما این بود که بهراحتی بتوانیم قصه را تعریف کنیم؛ یعنی بیجهت برای رعایتکردن فرم، از محتوا غافل نشویم و کارهای عجیبوغریب با دوربین انجام ندهیم. به عبارتی از این سودا که بخواهیم خودمان را نشان دهیم و بگوییم کارمان را بلدیم، فاصله گرفتیم و این شامل همه اعضای گروه میشد. خداراشکر که گروه پشت صحنه مانند جلوی صحنه خوب بود و همه در پی این بودیم که قصه بهدرستی پیش برود.
نوع روایت فیلم از این لحاظ که تکلوکیشن است، مقداری نزدیک به تئاتر است. آیا این بهدلیل محدودیت بودجه بود یا اینکه به طور کلی داستان اقتضا میکرد اینطور باشد؟
نه؛ بهدلیل محدودیت بودجه نبود. بهطور کلی داستان قمارباز درباره هک شبکه بانکی است که هسته اصلی فیلم را تشکیل میدهد اما مهم این بود که کل داستان در یک شب اتفاق بیفتد. بهطور مشخص قمارباز فیلمی معمایی-امنیتی است که در آن هیچ المان امنیتیای استفاده نشده است. از روز اول که شروع به نوشتن طرح فیلمنامه کردیم، این موضوع را در نظر گرفتیم که میخواهیم فیلمی معمایی با پس زمینه امنیتی بدون هیچ نشانه امنیتی بسازیم.
این کار شما را سخت نمیکرد؟
بله؛ سخت بود. من از ابتدا هم این ژانر را در فیلمسازی دوست داشتم و همیشه علاقه داشتم فیلم اولی که میسازم در این فضا باشد. حتی در آغاز برخی از دوستانم حضور چند بازیگر را در طول یک شب در لوکیشن محدود تایید نمیکردند و میگفتند ممکن است خوب نشود اما خوشبختانه نتیجه چندان بد نبود. البته نوشتن فیلمنامه هم خیلی زمان برد و گاهی اتفاق میافتاد ۱۲۰ صفحه مینوشتیم و به یکباره به ۷۰ صفحه میرسید.
هک شبکه بانکی کشور در جنگ رمضان و جنگ ۱۲ روزه اتفاق افتاده است. تا چه اندازه داستان فیلم براساس واقعیت و چقدر برای دراماتیککردن آن بود؟
هک بانک و ماموری که شب به خانه متخصص امور بانکی میرود، هردو واقعی بود که باهم تلفیقشان کردیم. البته از جهتی هم خیلی حساس بودیم که وارد مسائل فنی هک نشویم. مساله هک بانک را همه در جنگ ۱۲ روزه احساس کردند و برای بسیاری اتفاق افتاد که به سوپرمارکت محل بروند و کارت بکشند و عمل نکند.
فیلم شما با وجود جنگ اخیر خیلی به فضای امروز نزدیک است و در عین حال فرصت مناسبی برای اکران بهدست نیاورده است و چه شد که تصمیم به اکران آن گرفتید؟
از ابتدا قرار نبود که فیلم ما با آمدن فهرست فیلمهای کمدی و اجتماعی در اکران نوروز باشد اما پس از آغاز جنگ در قالب یک طرح، برای فیلمهایی که پای کار ایران ایستادند و مضمون آنها با جنگ اخیر مناسبت داشت، اولویت قائل شدند. هرکس که فیلم ما را میبیند، انگار امروز اتفاق افتاده؛ بنابراین، با وجود اینکه میدانستیم تعداد مخاطبان ما به اندازه زمان فروش نرمال نخواهد بود، اکران در این بازه زمانی را پذیرفتیم. قمارباز به وجهی از جنگ میپردازد که کمتر به آن اشاره شده و این موضوع را در نظر گرفتیم که اگر یک تماشاگر با دیدن فیلم تلنگری بخورد و بیشتر درباره این موضوع تحقیق کند، برای ما ارزشمند است.
هرکس بهسهم خودش در شرایط فعلی تلاش میکند قدمی برای کشورش بردارد و شما با وجود اینکه میدانستید ممکن بود فروش لازم را بهدست نیاورد، اکران را پذیرفتید و این معنای وطن پرستی را به ذهن متبادر میکند.
بله، هرکس که وطنش در جنگ و بحران به سر میبرد، احساس وظیفه میکند و هرچه برای وطن انجام دهیم کم است و نمیتوانیم اسم بیاوریم. اکران قمارباز هم کاری بود که از ما برمیآمد و اگر حتی یک نفر با دیدن این فیلم یک تا دوساعت از تبوتاب جنگ فاصله بگیرد و آرام شود، ارزش دارد. ما پای کار ایران بودیم اما در بخش تبلیغ بسیاری پای کار نیامدند و تازه مدت کمی است که تیزرهای فیلم از تلویزیون پخش میشود. بههمین دلیل، ممکن است بعضی مخاطبان به تازگی مطلع شده باشند که قمارباز در حال اکران است.
انتخاب بازیگر در فیلم شما با توجه به اینکه تجربه اولتان در فیلمسازی محسوب میشود، بهگونهای است که کمتر آنها را در قاب سینما دیدیم. این انتخابها به چهصورت بود؟
بازیگران ما بهترین انتخابهای ما بودند و از اول نظرم روی ترکیب بازیگران بود؛ یعنی نمیتوانستیم برای یکی از نقشها یک بازیگر ستاره انتخاب کنیم و باقی بازیگران فقط چهره باشند. بنابراین، بازیگران ما باید همسطح یکدیگر انتخاب میشدند. خوشبختانه خروجی فیلم با نقدهایی که در رابطه با فیلم خواندم، خیلی خوب بود. اگر فضای ابهامآمیز فیلم موفقیتآمیز بوده، بهدلیل انرژی خوب بازیگران است و ما بابت هر سکانس کلی صحبت میکردیم.
چطور این چیدمان دکور و صحنه را برای فیلم انتخاب کردید؟
لوکیشن فیلم ما خالی بود و برای آن با آقای حداد صحبت کردیم و درباره رنگ فیلم با احسان رفیعیجم به توافق رسیدیم. بهطور کلی این دو عزیز با هماهنگی و همکاری به این ترکیب رسیدند و کار رنگ دیوار و غیره را انجام دادند و اگر نتیجه خوب شده، حاصل همکاری کل گروه جلو و پشت دوربین بوده و هیچ تنشی نداشتیم.