جام جم آنلاین - «به جان زنده دلان سعدیا که ملک وجود، نیرزرد آنکه دلی را ز خود بیازاری». این نیز جنبه دیگری از لایههای ظریف انسان دوستی سعدی را دربرمی گیرد، جنبه اخلاقی و انسانی در هم آمیخته شدهاند و این مضمون و مفهوم عمیق به طرق مختلف در بوستان و گلستان مطرح میشوند.
نقطه عطف ادبیات سعدی
یکم اردیبهشت ماه مصادف است با روز آغاز نگارش گلستان، اثری کبیر و ثقیل و جادوانه که نقش والا و بسیار عمدهای در پویایی زبان فارسی دارد. این اثر نقطه عطفی در ادبیات اخلاقی، تربیتی و انسانی به شمار میرود.
همین مناسبت باعث شد این روز در تقویم فرهنگی ایران بهعنوان «روز سعدی» نامگذاری شود، روزی برای بزرگداشت شاعری که بیش از هر چیز دغدغه انسان و انسانیت داشت. سعدی، چه در بوستان و چه در گلستان، چه در غزلیات و چه در رسالهها و قصایدش، همواره از شأن و کرامت انسان سخن گفته و زندگی روزمره را بر پایه اخلاق، عقلانیت و شفقت بنا کرده است. در گفتار سعدی آنچه اهمیت دارد انسانیت است نه ظاهر و نه مقام و نه حتی علم و دانش بسیار. همانطور که فرمودهاند:
«تن آدمی شریف است به جان آدمیت. نه همین لباس زیباست نشان آدمیت».
سعدی را شاعر عشق و حکمت، آموزگار رفتار اجتماعی و مبلّغ مهرورزی و صلح میدانند. او در طول زندگی خود سفرهای طولانی کرد، رنج جنگ و اسارت را چشید، با گروههای مختلف انسانی از طبقات گوناگون نشست و برخاست و با تجربیات عمیق و واقعی از زندگی به شیراز بازگشت و این تجربهها همان سرمایه عظیمی شد که در آثارش جوانه زد. آنچه از سعدی چهرهای جهانی ساخته نه فقط زیبایی کلام و استادی در زبان بلکه نگاه انسان مدارانهای است که در هر حکایت و هر بیت او جریان دارد.
سعدی و انسانیت
همانطور که در سطور پیشین عنوان شد مهمترین محور اندیشه سعدی را میتوان «انسان» دانست، انسانی که فقط موضوع شعر نیست بلکه غایت آن است، نهایت آن است و تار و پود آن. سعدی نه شاعری برای ستایش قدرت بود، نه مدحگویی درباری. او شاعری بود که در کنار مردم میایستاد و رنجها و شادیهای آنان را درک میکرد. نگاه او به انسان، نگاهی از بالا به پایین نبود بلکه نگاهی انسانی به انسانی دیگر بود. همین ویژگی او را به یکی از محبوبترین چهرههای فرهنگی در تاریخ ایران و جهان بدل کرده است.
در تمامی اشعار او موضوع انسانیت و فضایل اخلاقی مشاهده میشود. همانطور که فرمودهاند: «سعدی وفا نمیکند ایام سست مهر
این پنج روز عمر بیا تا وفا کنیم»
در بوستان نیز سعدی با زبانی منظوم ارزشهایی، چون عدالت، جوانمردی، قناعت، صبر، پرهیز از خشونت و رعایت حقوق دیگران را بیان میکند. او در حکایات کوتاه، اما پرمعنای گلستان با ترکیب طنز، نکتهسنجی و اخلاقمداری به نقد رفتارهای نادرست اجتماعی میپردازد و همزمان راهحلهای عملی برای زندگی بهتر ارائه میدهد. آنچه گلستان را ماندگار کرده، فقط زیبایی ادبی نیست؛ بلکه پیوند مستقیمی است که با رفتار روزمره انسانها برقرار میکند. سعدی در این اثر میکوشد نشان دهد که انسانیت، شناخت و عمل است و این عمل باید در رفتار روزانه، در داد و ستد، در برخورد با زیردستان، در دوستی و دشمنی و در هر انتخاب انسانی نمود پیدا کند.
سعدی و صلح
سعدی شاعری صلحطلب بود. او با وجود آنکه دورهای پرآشوب و پر از جنگ را تجربه کرد در آثارش از خشونت، تعصب، کینهورزی و دشمنی پرهیز میدهد و همواره میکوشد راهی برای همزیستی و بردباری نشان دهد. پیام او پیام آشتی است. آشتی با خود، با دیگری و با جهان. این روحیه را میتوان در بسیاری از حکایات او دید جایی که حتی با قدرتمندان نیز با زبان عقل و اخلاق سخن میگوید و از آنان میخواهد که کرامت انسانها را پاس بدارند.
کرامت انسان برای سعدی ارزشی بنیادین است. در دیدگاه او انسان دارای جوهری شریف است و این شرافت نباید قربانی ظلم، جهل یا طمع شود. سعدی بارها در آثار خود بر این نکته تأکید میکند که ارزشمندترین دارایی آدمی انسانیت اوست. او انسان را نه با ثروت و جایگاه اجتماعی بلکه با صفاتی، چون بخشندگی، صداقت، مهرورزی و تقوا میسنجد. همین نگاه سبب شده است که حکایات و اشعار او، با وجود گذشت قرنها همچنان تازه و کاربردی باشد.
معلم زندگی، معلم انسانیت
سعدی معلم زندگی است؛ نه فقط با پند و اندرز، بلکه با روایتهایی که از دل تجربههای واقعی بیرون آمدهاند. او پیچیدگیهای روان انسان را میشناسد و به همین دلیل است که حرفهایش ساده، اما عمیق هستند. بسیاری از آموزههای او در مورد مدیریت خشم، کنترل زبان، رعایت انصاف، مراقبت از روابط انسانی و احترام به دیگران امروزه در حوزههای اخلاق کاربردی و روانشناسی اجتماعی نیز جایگاه دارند. سعدی نشان میدهد که اخلاق امری انتزاعی نیست، بلکه رفتار روزمرهای است که تار و پود جامعه را شکل میدهد.
گلستان را میتوان کتابی درباره «زندگی» دانست، زندگی با تمام فراز و نشیبش. سعدی در این کتاب ضمن روایت حکایات جذاب، بارها نشان میدهد که خوشبختی انسان نه در جاهطلبی افراطی است و نه در انزوا، بلکه در میانهروی، شناخت خویشتن و رعایت حقوق دیگران است. او به دنبال سعادت انسان است، سعادتی که به باور او زمانی به دست میآید که آدمی به خوی انسانی خود وفادار بماند.
این روزها که جهان بیش از همیشه گرفتار خشونت، سوءتفاهم و گسستهای اجتماعی است خوانش دوباره سعدی میتواند تلنگری باشد برای بازگشت به اخلاق و همدلی. پیام او پیامی جهانشمول است، دعوتی برای دیدن انسان در چهره هر فرد و پاسداشت حرمت او. شاید به همین دلیل است که حکایت «بنیآدم اعضای یکدیگرند» با وجود تمام بحثهای سندشناختی بدل به یکی از شناختهشدهترین شعارهای انسانی در سراسر جهان شده است.
روز سعدی فرصتی برای بازخوانی میراث این شاعر انساندوست است. میراثی که نه تنها ثروت ادبی ایرانیان بلکه سرمایه فرهنگی جهان محسوب میشود. سعدی به ما یادآوری میکند که زندگی روزمره میدان واقعی اخلاق است و انسانیت، والاترین معیار سنجش آدمی. در روزگاری که سرعت و آشفتگی فاصله میان افراد را بیشتر کرده پیام سعدی بیش از همیشه ضروری است: «مهر بورز، انصاف پیشه کن، و حرمت انسان را پاس بدار.»