قصاص برای سناریونویس قتل

حکم قصاص برای مردی صادر شد که در پرونده ناپدید شدن مرموز یک ضایعات‌فروش، نامش از یک طلبکار ساده به متهم اصلی قتل رسید‌؛ جنایتی که با سناریوی فریب، کشاندن قربانی به باغ و دفن مخفیانه جسد آغاز و پس از ماه‌ها با اعترافات متناقض، راز آن در دادگاه کیفری فاش شد.
حکم قصاص برای مردی صادر شد که در پرونده ناپدید شدن مرموز یک ضایعات‌فروش، نامش از یک طلبکار ساده به متهم اصلی قتل رسید‌؛ جنایتی که با سناریوی فریب، کشاندن قربانی به باغ و دفن مخفیانه جسد آغاز و پس از ماه‌ها با اعترافات متناقض، راز آن در دادگاه کیفری فاش شد.
کد خبر: ۱۵۴۹۱۳۵
 
به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از اوایل تابستان سال ۱۴۰۲ و با اعلام ناپدید شدن مرموز مردی به نام میلاد در یکی از مناطق جنوبی تهران در دستور کار کارآگاهان پلیس آگاهی قرار گرفت‌؛ مردی که به‌گفته خانواده‌اش، زندگی منظمی داشت و هیچ‌گاه بدون اطلاع قبلی خانه را ترک نمی‌کرد. 
همسر میلاد در نخستین اظهارات خود نزد پلیس گفت: «شوهرم در حاشیه شهر کارگاه خرید و فروش ضایعات داشت. روز حادثه مثل همیشه از خانه خارج شد تا به محل کارش برود اما دیگر بازنگشت. تلفن همراهش از همان ساعات ابتدایی خاموش شد. او حتی اگر تأخیر هم داشت، حتما اطلاع می‌داد. وقتی به کارگاهش زنگ زدم، همکارش گفت آنجا نیست. مطمئنم اتفاقی برایش افتاده است.» با ثبت این شکایت، تحقیقات میدانی آغاز شد. کارآگاهان در نخستین گام به بررسی بیمارستان‌ها، مراکز درمانی، بازداشتگاه‌ها و پزشکی قانونی پرداختند اما هیچ نشانی از مرد گمشده به دست نیامد. در ادامه، فرضیه وقوع یک جنایت قوت گرفت‌؛ به‌ویژه آن‌که همسر میلاد در ادامه تحقیقات از وجود اختلاف مالی میان شوهرش و مردی به نام سهیل پرده برداشت. 
او گفت: «مدتی بود مردی به نام سهیل به میلاد پیام می‌داد و میان‌شان درگیری وجود داشت. سهیل ادعا می‌کرد ۳۲ سکه طلا از شوهرم طلب دارد اما میلاد این موضوع را قبول نداشت و می‌گفت چنین بدهی‌ای وجود ندارد.»
با مطرح شدن این سرنخ، نام سهیل به‌عنوان یکی از مظنونان اصلی وارد پرونده شد. همزمان، تیم تحقیق به کارگاه میلاد رفتند. همکار او در اظهاراتش گفت: «روز حادثه میلاد به کارگاه آمد، اما  گفت کاری برایش پیش آمده و 
می‌رود و تاکید کرد دو ساعت دیگر برمی‌گردد، ولی هرگز برنگشت. نگران شدم و برایش پیام فرستادم. پاسخ داد جای نگرانی نیست اما لحنش عجیب بود. حتی وقتی گفتم با پلیس تماس بگیرم، مخالفت کرد. فقط گفت اگر مردی به نام سهیل آمد، کارگاه را به او تحویل بدهم و رسید بگیرم.»
این اظهارات، حلقه‌های ابهام را بیشتر کرد. در ادامه بررسی‌ها، کارآگاهان با سرنخی مهم روبه‌رو شدند.خودروی میلاد در اختیار سهیل بود و بررسی تراکنش‌های بانکی نیز نشان می‌داد از کارت بانکی مرد گمشده پس از ناپدید شدنش خریدهایی انجام شده است. این یافته‌ها کافی بود تا دستور بازداشت سهیل توسط بازپرس پرونده صادر شود.  سهیل پس از دستگیری ابتدا هرگونه دخالت در ناپدید شدن میلاد را انکار کرد و گفت: «من و میلاد رابطه مالی داشتیم. حتی خودروی او و یک قطعه زمین ۲۵۰۰ متری را از او خریده بودم. سکه‌هایی هم که مطرح می‌شود، بابت هزینه حفر چاه در زمینش بود. روزی که ناپدید شد، خودش نزد من آمد، خودرو را تحویلم داد و گفت قصد دارد برای معامله‌ای با زنی به منطقه کجور برود. بعد از آن دیگر خبری از او نداشتم.» با این حال، تناقض‌گویی‌های متهم و شواهد موجود، باعث شد بازجویی‌ها ادامه پیدا کند. در نهایت، سهیل در برابر ادله پلیسی روایت تازه‌ای مطرح کرد و پای‌ فرد دیگری به نام میثم را به میان کشید. او گفت: «میثم که از میلاد طلبکار بود، سراغم آمد و پیشنهاد داد او را به بهانه تسویه‌حساب به باغی بکشانیم تا با او صحبت کند و طلب‌مان را بگیریم. من هم با میلاد تماس گرفتم و قرار ملاقات گذاشتم. وقتی به باغ آمد، کارت بانکی‌اش را داد تا غذا تهیه کنم. وقتی برگشتم، دیدم میثم در حالت مستی با ضربه‌ای به گردن او، میلاد را کشته است. می‌گفت به خاطر مسائل ناموسی این کار را کرده و معتقد بود میلاد با همسرش رابطه داشته است.»
متهم در ادامه مدعی شد: «میثم از کارش پشیمان نبود و حتی گفت مرگ حق میلاد بوده است. بعد هم پیشنهاد داد در ازای سکوت، ۲۵۰ میلیون تومان به من بدهد. چون میلاد طلبکاران زیادی داشت، تصمیم گرفتیم ماجرا را طوری جلوه دهیم که انگار یکی از آنها مرتکب قتل شده است.» با این اعترافات، تیم جنایی موفق شد محل دفن جسد را در حاشیه شهر شناسایی کند. پیکر میلاد پس از گذشت حدود شش ماه کشف و به پزشکی قانونی منتقل شد. همزمان، تلاش برای دستگیری میثم آغاز شد اما او ناپدید شده بود. در حالی که تحقیقات برای یافتن میثم ادامه داشت، همسر مقتول با مراجعه دوباره به پلیس خبر تازه‌ای داد: «میثم به شوهرم بدهکار بود و چند روز پیش فوت کرده است.» بررسی‌های بعدی این ادعا را تأیید کرد. 
این موضوع، روند پرونده را وارد مرحله‌ای تازه کرد. کارآگاهان با بررسی جزئیات مرگ میثم، بار دیگر سهیل را تحت بازجویی قرار دادند. این بار او ناچار به بیان حقیقت شد و به قتل اعتراف کرد. سهیل گفت: «ماجرا از همان ابتدا نقشه‌ریزی شده بود. میثم پیشنهاد قتل میلاد را مطرح کرد و قرار شد پس از کشتن او، اموالش از‌جمله زمین‌هایش در کجور و هشتگرد همچنین کارگاهش را تصاحب کنیم. طبق نقشه، او را به باغ کشاندیم و من با شلیک گلوله از فاصله نزدیک او را کشتم. بعد هم جسد را در موکت پیچیدیم.»
او ادامه داد: «صاحب باغ به موکت خونی شک کرد اما به او گفتم درگیری رخ داده است. سپس جسد را به حاشیه شهر منتقل کرده و در آنجا دفن کردیم.»
با تکمیل تحقیقات، کیفرخواست علیه سهیل به اتهام قتل عمد صادر و پرونده برای رسیدگی به شعبه‌ای از دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی، اولیای‌دم مقتول با حضور در دادگاه، خواستار اجرای حکم قصاص شدند. 
در ادامه، متهم در جایگاه قرار گرفت و این‌بار اظهارات قبلی خود را انکار کرد. او گفت: «اعترافاتم تحت فشار بوده و من مرتکب قتل نشده‌ام. میثم عامل اصلی قتل بود و بعد هم به خاطر عذاب وجدان به زندگی‌اش پایان داد.»
وکیل مدافع او نیز با تأکید بر نبود ادله کافی، خواستار تبرئه موکلش شد. با این حال، قضات دادگاه با بررسی مجموعه مستندات، از‌جمله اعترافات اولیه، کشف جسد، شواهد میدانی و تناقض‌گویی‌های متهم، دفاعیات او را نپذیرفتند. 
در نهایت، هیأت قضات، سهیل را به اتهام قتل عمد مجرم شناخته و به مجازات قصاص نفس محکوم کردند. در صورت اعتراض متهم به حکم مجازاتش، پرونده در دیوان عالی کشور بررسی می‌شود.
newsQrCode
برچسب ها: قتل
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها