گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

کاربرد کلمات قرآنی را با اصرار تکرار میکنم تابگویم امر سیاسی در انقلاب اسلامی در آینه زبان، خود را معرفی میکند که ریشه هایش مبتنی بر کدام شالوده است و حفظ استقلال و آزادی از قید سلطه در جمهوری اسلامی اصیل، بدون این شالوده یعنی توحید و عبودیت ناب و ولایت الهی استقامت بر اسلام باور وعمل به قرآن و عترت و بدون سربازی امام زمان عج ممکن نیست.
این استقامت کنونی، هم سرچشمه در عالم غیب و تربیت ۱۴۰۰ ساله حسینی دارد و با انقلاب اسلامی این تربیت مردم بوسیله دو امام انقلاب پیگیری شده و در عمل و رفتار شهادت طلبانه و شکوهمند سربازان خمینی در جبههها به یک کلاس و مکتب کنشگری عدالتخواهانه ضد ظلم و کفر محارب و ضد نفاق بدل گشته است و هم این لطف خفیه تربیت الهی مردم به مدد عالم غیب بدل شده و فقط این خداست که قلوب مردم پاک سرشت و شجاع را در اختیار دارد و آن دلها را پر از استقامت و انوار شکوهمند توحید و عشق کرده که بهترین فرزندان رشیدشان را از چوپان و کاسب و کارگر و کارمند تا نوابغ و نخبگان و دانشمندان و فرماندهان بزرگ و سیاستمداران پاکباز و عالمان ربانی و تولیدگران مسئول و ملی و... گمنام و مشهور مطهری و سیدحسن نصرالله و امام شهیدشان شان سید علی خامنهای، همت و فهمیده و سلیمانی و حسین پسر مصطفی و. تا سربازان گمنام را در راه اوامر و عشق الهی و عقل نورانی به میدان آورده، جانفدا کرده و اسوه قرار داده است و همه چیز ما از خداست و حالا یک ملت بوسیله خدا در خیابانها مبعوث شده و این مردم حسینی بپاخاسته ایران آن راه را ادامه میدهند. در اینجا سرشت حقیقت جوی هزاران ساله ایرانی با اسلام باز پرورده شده و پایگاه حقیقت آخرالزمانی و عشق به عدل جهانی و امام منتظر و منجی عالم بشری عج گشته و دارد کارش را پیش میبرد.
این دریای جوشان مقاومت و استقامت را تنها با خدا و نقش و امر و قدرت و رهبری خلیفه موعود موجود عج خدا میتوان درک کرد و تنها با طرح الهی از پیش اعلام شده میتوان آن را توضیح داد و تنها با انجامتکلیف الهی نه یک قدم جلو افتادن از ولی فقیه و واسطه فیض و هدایت الهی و نه یک قدم عقب ماندن میتوان به ثمر رساند. سنت پیروزی در این انقلاب روشن است. ادای تکلیف بندگی و تلاش در راه حق مساوی با جذب الطاف و نصرت الهی.
حقیقت آن است که چپ و راست از دو سو ماهیت الهی این استقامت شگرف و شگفت را منکر میشوند و این انکار یک دامچال شیطانی خطرناک و شرک آلود است و اگر توسعه یابد مایه عذاب خواهد شد و مایه شکست. چگونه؟
امروز همان طور که بارها گفتمما با انقلاب اسلامی سوم روبروییم. این انقلابی نو است و، چون پی در پی اتفاق افتاده و با انقلاب اول وحدت دارد، جریان نوی آن تشخیص داده نمیشود. این انقلاب دینی، مثل هر اتقلاب الهی نوین نخست با استقامت و شهادت مومنان اصیل همراه است علیه قدرت کفر و شیاطین. اما با بیدار کردن قلوب و زنده کردن دلهای مرده و ارواح دارای ظرفیت حیات از هر سنخ به مدد خدا و پذیرش سرپرستی الهی آغاز میشود. با حضور و اقبال انواع مختلف مردم که شاید اصلا مدت اندکی پیش از خیزش عمومی زندگی دینی نداشتند، همراه میشود و معجزه وار گسترش مییابد و هدفی معین را نشانه رفته که با نفی دیکتاتوری شاه یکی نیست، اما ما وچه ضد استکباری انقلاب ۵۷ وحدت دارد. این انقلاب ایستادگی علیه رژیم صهیونی تا نابودی آن است. رژیمی که نابودی اسلام و ایران را با توان مستکبر طاغوت عصر خواب میبیند.
انقلاب اسلامی نمونه و گامی از رخداد غایی ظهور است که طی آن یک شبه قلوب برمیگردد. اسلام چنین نضج گرفت. در ظهور اسلام ابن استقامت و مدد الهی و معجزه برگشت ناگهانی قلوب در فتح مکه دیده میشود. در قیام ۱۵ خرداد و در قیام ۱۳۵۷ ودر انقلاب دوم ۸۸ و گام دوم، این را میبینیم و بیش ار هر زمان به طور بی نظیر پس از صدر اسلام امروز شاهد تکرارش هستیم.
چپ و راست دینی و غیر دینی، هریک به شیوه سکولاریستی خاص خود از اعتراف به گوهر الهی این خیزش اکراه دارند. سکولارها در سیاست و اداره سیاسی و قدرت سیاسی نقش خدا و معجزه خدا و نقش عالم غیب را نفی میکنند که اکنون سرچشمه خیزش شده و جاری شدن سنت الهی و جوشش خون شهید بزرگوار، خونبهای خون پاک رهبر شهید و ولی خدا است، و البته خون یاران بزرگوارش و مقاومت مردممظلوم و کشتار آنان و پاسخ خدا به کودک کشی شیطانی و جادویی تلمودی است.
این انقلاب سوم ظهور روح نهفته در انقلاب اول است. انقلابی علیه مدرنیته وشرک جهانی و نفس پرستی اومانیسم و عقل خودبنیان و جهان فاسد و قدرتهای ضد توحیدی و سیاست گسسته از خداو نظام سیاسی کفر جهانی مدرن.
ما باید این خطا را ماهوا، بشناسیم و آنان را به بازگشت بسوی ایمان به خدا در این آزمایش بزرگ فراخوانیم؛ و نقش بی همتای توحید و وجود امام زمان عج را تبیین کنیم و جار بزنیم و خصوصا تربیت ۴۷ ساله امام بنیانگذار انقلاب اسلامی خمینی ره و امام شهید، آن فخر اسلام در عصر انتظار و برافرازنده و معمار استقامت ملی امت منتظر را درک کنیم. نباید به بهانه اتحاد حق را در باطل منحل نماییم و فریب اغوای شیطان را بخوریم.
جریان چپ و راست ایدئولوژیک
علیرغم رویارویی با یکدیگر، در یک خطا و نسیان حق متعال و نقس او در هر رخداد کوچک و بزرگ هستی شریکند. عدم باور به ایفای نقش خدا و باور توحیدی و ولایت الهی در موجودیت این مقاومت همان خسران بزرگ شان و کژ فهمی شان است.
ویژگی راست
جریان راست نمیگوید که مسلمان نیست. سریع القلم و بشیریه و ظریف و روحانی و کسانی دیگر از غرب پرستان اصول گرا، که پارهای شاید نماز شب هم میخوانند، تا مغز استخوان از نظر فکری و منافع قدرت و منافع مالی و فخر به "دانش " خود، به تلقیها و تلقینات غربی سازی وابسته و برده و اسیر و خدمتگزاران غرب و شیطان بزرگ و قدرت فرعونی سرمایه سالاری جهانی هستند. در آن از روحانیت انگلیسی و در خدمت انگلستان، تا روحانیت آمریکایی و در خدمت مدرنیته که نقاب دینی دارند، وجود دارد. شیخ الازهر که ظاهرا کافر نیست و شیرازی در خدمت سلطنت انگلیس و یهودیت جهانی و روتچیلدها نیز همچنین.
در ایران هم پروتستانیسم و اومانیسم "اسلامی" با نقاب اسلام ولو روحانیت و با محتوای تسلیم به مدرنیته، جریان قوی و نافذ درون حکومت است. التقاط و نفاق و عدم اتکا در هرقدم به اسلام و خدا و برعکس پذیرش مرجعیت جهان مدرنیته و کفر مدرن وپرورش در فضای این باورها و علم لائیک و سکولاریسم و تفکر مدرن و گسست امور و نیز امر سیاسی از عالم غیب و اوامر الهی و تکیه به عقل گسسته از وحی و عقل مدرن و مصرف فرمولهای "علمی "غربی سازی و نسخههای اساتید و آکادمیسینهای مدرن سازی کشورهای مرکز، و استادان شان در دانشگاه، ویژگی این جریان نولیبرال و در خدمت قدرت غرب و سرمایه داری جهانی و تسلیم ایران به طاغوت غرب و وابستگی همه سویه به آن است.
در ایران این جریان در خدمت غربی سازی و استحاله انقلاب اسلامی و تسلیم به غرب و ضد طرح انقلاب اسلامی امام خمینی و اتکای قدرت سیاسی به قرآن حکیم و ضد نظام جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و کوشنده به اجرای فرامین شیطان بزرگ و وابستگی و تسلیم، بوده است.
رفتار الیگارشیک و انحصار طلبی نولیبرالها و تصرف اقتصاد و سیاست و فرهنگ و توسعه غربی سازی از زمان دولت موقت و بنی صدر وبعد نقش اول مرحوم هاشمی تا امروز و تقابل با ولایت فقیه تا جدال علنی و در سطح انقلاب رنگی و هزار دروغ و وانموده و افترا و اجرای وقیحانه و بیرحمانه و ضد عدالت و ضد مردمسالاری پروژه آمریکاو جنگ احزاب، اتفاقی نبوده است. در همه این ۴۷سال سال مهمترین معضل انقلاب اسلامی پدیده جدا ناپذیر خارجی_ داخلی غرب سالاری بجای خداباوری و دنباله روی نولیبرالهای ایرانی از طاغوت ضد توحید، ضد اسلام و ضد استقلال ایران و مانع کاربست هدایت قرآن و عترت و مشتاق اجرای دستورات سرمایه داری جهانی با هژمونی سرمایه صهیونی بوده است.
در ایران این جریان راست در سازمانهای گوناگون تکنوکراتها و روشنفکری اسلامی و سازندگی و اصلاح طلبی و سکولاریته و نفی نقش خدا و پیام خدا درسیاست و پذیرش انحرافی سرپرستی کفر به اشکال مختلف و شکل خجالتی آن عمل کرده است. چون نفی حکومت دینی، به معنای حکومت غیردینی یعنی نفی هدایت قرآنی در سیاست است و این جز سرپرستی شرک و تفکر آزاد از هدایت قرآن معنا ندارد.
این جریان نولیبرال با مراتب مختلف علیه انقلاب اسلامی عمل کرده، و میکند ومهمترین مخالف داخلی ولایت فقیه و ضد تداوم انقلاب اسلامی و استقامت انقلابی علیه سلطه است. امروز برابر تجاوز مستقیم آمریکا جریانی از آن ایستادگی مینماید. انگیزه فردی دستهای از سکولارها وطن دوستی است.
آنان نمیدانند منشا خیانت به ایران همان لیبرالیسم و سکولاریسم است، زیرا سرچشمه استقامت علیه طاغوت سیاست قرآنی است و بدون اذن و ایمان به خدا سرنوشت هر مقاومتی ولو مقاومت چین و ویتنام و روسیه سازش با قدرت سرمایه جهانی یهود است و ملاک استقلال این شالوده است نه صرف دشمنی با آمریکای در حال افول. بلکه استقامت برابر سرمایه جهانی و مدرنیته است.
ممکن نیست جز با ایمان به توحید و راه امام زمان عج و این امر در زمان انتظار به سرپرست جانفدا در راه امام موعود موجود عج نیازمند است نه به فقهای اهل حرف و عافیت طلب و منفعل برابر شیطان بزرگ
ویژگی چپ
امروز دو جریان چپ وجود دارد. چپ ابزار آمریکا و در خدمت پلیدترین خواستهای نظام روبمرگ سرمایه داری جهانی و چپ انقلابی ضد امپریالیست و ضدسرمایه سالاری غرب، و البته این چپ از پیروزی ایران شادمان است. بنا به فرمان امام، چپ یا راست حال شان ملاک است. اما چنین سیاست و اتحادی حول حفاظت از حیات ایران، سبب نمیشود تا در تفکر چپ منحل شویم و اشکالات فکری آنان د ریشههای ناپیگیری شان را نشناسیم و آنان را دعوت به حق متعال و توحید نکنیم.
اولین مشکل این چپ، آن است که میخواهد انقلاب اسلامی را با میزانهای مادی و محسوس توضیح دهد و همین امر به ناتوانی اش در ارزیابی آن و اشتباهات محاسباتی ختم میگردد و وقتی پای قوانین الهی و سنتهای الهی به میان میآید سبب میشود از درک رویداد باز بماند و بکوشد برای آن مابه ازای مادی بتراشد.
علیرغم تذکر امام بزرگوار خمینی ره در خصوص آن که او خود در این انقلاب هیچ کاره است و مردم در صورت ادای تکلیف، از نصرت الهی و معجزات قادر متعال برخوردار میشوند و علیرغم تاکید امامشهید در آخرین سخنرانی شان باره مبعوث شدن مردم در خیابانها و پیش گفت این رخداد بعد از شهادت و نقش جوشش خون شهید بزرگ ما در اتحاد عجیب مردم، باز، نا باوران به عالم غیب میکوشند این رخداد شگفت را به انواع علل مادی نامعقول نسبت دهند.
اگر چنین اتحادی نه به سبب استقامت در راه خدا بدنبال ولی فقیه الهی و جذب نصرت الهی به سبب این جهاد و صبر جمیل بلکه عواملی، چون تمدن ایرانی بوده چرا قرنها از آن خبری نبود؟ وچرا مدعیان ایرانیت و ناسیونالیسم و تمدن هخامنشی و ساسانی و ضد سامی، امروز در دام بدترین وطن فروشی نفرت انگیز افتادهاند و به ناموس فروشی به "عموترامپ" مشغولند.
مشکل دیگر چپ انقلابی مثل نولیبرالها ناپیگیری در دفاع از ایران است. شعار امام نه غربی، نه شرقی است. امروز شرق در پیمان با ایران، به عهد وفا میکند و طبق دستور اسلام، جمهوری اسلامی خود را ملزم به رعایت حقوق دوستی و هم پیمانی میبیند. اما فرض کنید، چون اول انقلاب آنان موضع منفی میگرفتند. آیا چپ ایران حاضر بودبه شعار نه شرقی نه غربی بگرود. مضافا آن که این شعار به معنی آن است که ایران اسلامی نه تنها زیر بار سلطه مادی بلکه وابستگی دیدگاهی شرق و غرب هم نمیرود.
این مشکلات و عدم توان در ایمان توحیدی و رسالت رسول الله و ائمه اطهار علیهم السلام و انتظار موعود موجود عج و عدل حهانی و عمل به هدایت قرآن و امر به معروف و نهی از منکر وحلال و حرام باعث میشود چپ در همراهی با ایران در راه پر فراز و نشیب استقامت برای عدل جهانی و رهبری الهی، تزلزل داشته باشد؛ و حتی گاه با عدم درک موقعیت الهی ولی فقیه بی صبر و سد راهش شود. مدارا با این دوستان به معنی پذیرش حقانیت شان نیست. آنان متحدان جمهوری اسلامی در مبارزه با غرب هستند و تا بر عهدشان استوارند و، چون حزب توده به جاسوسی کشیده نشده و یا، چون گروههای چپ به براندازی و تجزیه طلبی روی نیاوردهاند، محترمند. اما تصحیح باور هستی شناسی و باور حقایق اسلام به سود خودشان است و از گیجسری نجات مییابند. دیگر خود دانند.
اجازه دهید در بررسی نگرش چپ به جزییاتی دیگر اشاره کنم:
حقیقت آن است که جمهوری اسلامی بر شالوده اسلام شکل گرفت و همه اصول مقاومت و استقامت آن الهام یافته از کلام خدا و راهنمود خاندان وحی و تحت احاطه الهی است. اما این اتفاق در کجا رخ داد؟ در ایران!
آیا ایران در این معادله موضوعیت دارد، بله ایران کشتگاه مناسب توحید و عطش حقیقت و علم به آن و خردورزی و باور به جهان اهورایی و یکتا پرستی و جهان غیب و مشیتهای ایزدی و انتظار دادگری و قرائت توحیدی و استقلال طلبی و آزادگی و درک کتاب طبیعت و معرفت به حقیقت زندگی ونفس و خویشتنی و عالم دیگر و واجد نگاه ارداویرافنامه است.
قوی بودن و پیش رفتن در فرهنگ ایرانی اهمیت حیاتی و متصل به جنگ نور با ظلمت داشته است. همه اینها زمینه رشد اسلام ناب و عبودیت خالص و باورهای غیب باورانه و معرفتهای فرامادی و ارتباط با عالم معنا و پاکیزگی جان و خاصیت آینگی و توان مشاهدات برزخی و اشراق بوده است. این توانهای باطنی نگرانه سبب شد روح و جان اسلام در ایران شکوفا شود و تربیت این ملت در جمع بین زندگی عاقلانه دنیوی و رهروی عاشقانه اخروی به اوج برسد؛ و ایران کانون اتظار تحقق وعده الهی و اجرای اسلام کانل گردد.
این زندگی به ایرانیان قدرت ارتباط با عالم غیب داده است. این ارتباط از باور روزمره تا عالیترین مراتب عبودیت پیش رفته است و همواره در ایران رهبران بزرگ با این قوای روحی وجود داشتهاند و مردم را در مسیر عمل صالح و مایهی خشنودی الهی و امیدوار به نصرت الهی پرودهاند؛ و پاسخ تحمل مصائب در راه خدا، یاریهای بزرگ خداوند بوده و ایران را پایگاه تشیع یعنی اسلام ناب محمدی صلوات الله علیه و آله و سلم قرار داده است؛ و ایران همیشه وفادار به خاندان وحی زیسته و وفادارانه از آن تبعیت کرده و در تحول طلبی و عدالت خواهی اولیای مذهب را پیشوای خود قرار داده است.
راز تولد جمهوری اسلامی در ایران و پیروزی مکتب امام خمینی ره این تجمیع اسلام و ایران همین است. بدین ترتیب در ایران ارتباط ملت و امت تحت هدایت ولایت الهی، عمیقا درهم پیچیده شده است. این به معنی آن است که تولد ملت امت واقعی با انقلاب اسلامی و هسته محکم امت اسلامی محقق شد. مردم مومن به حق متعال و موحد، کانون شکل گیری دولت ملت در ایران نوین شدند. ناسیونالیسم جعلی انگلیسی و پرداخته مستشرقین استعماری و کودتایی و تزریقی و مستبدانه با همه فشار قدرت دیکتاتوری وابسته به ارباب غربی، هرگز موفق به باز تولید ملت واقعی نشد دولتی که دولت نبود و حق حاکمیت نداشت و ابزار ضدیت با حاکمبت ملی مردم بود چگونه میتوانست موجد امر جدید دولت ملت واقعی بورژوایی باشد؟ این مردم در آن نظم استعماری برده وار میزیستند و هرگز دولت، کودتایی نوکر فرامین اجنبی، برآمده از کنش تاریخی شان نبود و حتی یک روز هم آنان از هویت ناسیونالیسم غربی پهلوی دفاع نکردند و برعکس با عمل آزادی خواهانه و استقلال طلبانه انقلاب اسلامی و تولد جمهوری اسلامی نظام مبتنی بر مبانی اسلامی و ولایت فقیه واقعیت دولت _ملت را بمنصه ظهور رساندند؛ و امام امت، ساختارش را مردمسالاری دینی با تعریف کاملا متفاوت از دموکراسی غربی معرفی کرد. این نظم بوسیله امام شهید بنا نهاده شد و استقرار یافت و نهادینه شد و با چپ و راست برای ممانعت از خدشه برآن مبارزه و ار حیات قانون محور و همگانی آن دفاع کرد.
امام شهید به تبع امام راحل برای این ساختار اقتصاد مقاومتی را علیه اقتصاد پیرامونی پیشنهاد کرد. این اقتصاد افق عدالت طلبانه دارد. البته باور قلبی به مردم ایران و قدرتمند کردن مردان و زنان و شخصیت دادن به مردم زحمتکش و کوخ نشینان و محرومان میراث امام خمینی ره بود که با معماری جانشین شایسته و صالحش به نظام مردم سالاری نهادینه ارتقا یافت.
رهبر شهید برای نهادینه کردن مردمسالاری دینی به تقویت نهادهایی همت گماشت که نهادینه شدن شان شرط حیات اسلامی و مستقل مردمسالاری است؛ و تولید قدرت مردمی میکند مانند:
۱. دین توحیدی!
تاکید به قرآن و انس ملت_ امت به قرآن و کاربرد هدایت قرآن امری احساسی نبود. قرآن منشور عمل ملی و کانون پرورش و آموزش و هدایت در مدیریت و طرح وبرنامه همه نهادهای جمهوری اسلامی، از اقتصاد و آموزش و پرورش و سیاست و دانشگاه تا درمان و بهداشت و دانشگاه ونیروهای نظامی و قضایی محسوب شد و البته راه طولانی در پیش است که فساد جامعه پیرامونی با قرآن درمان شود.
آیااین نهادها با اسلامی شدن شالوده ملی را قوام بخشیدند؟ آری و نه! آری با این معنا که خلاءوجودی عدم موجودیت یکشالوده نیرومند را پر کردند. نه برای آن که تحقق این وحدت گرد قرآن و جمع کردن همه عناصر هویتی تاریخی کهن، هدف بسیار مقدس و بزرگو دشواری بوده و همه دنیای کفر علیه حرکت جمهوری اسلامی در این مسیر بپاخاستند و عمل کردند؛ و فاصله بزرگی و شکافی که با فساد داخلی پدیدار شد محتاج انقلاب سوم برای سالم سازی ملی بود که امروز این انقلاب با رهبری امام شهید رخ داد و امید انقلاب سالم سازی پس از جنگ را تقویت کرد.
عنصر اصلی ولایت فقیه در نظام ملت_ امت اسلامی نقش حیاتی در این راه ایفا میکند؛ و کانون پدیده تولد یک دولت ملت ایرانی ریشه دار است. پدیدههای فرهنگی ژرف و قدرت ملی و اسلام شالوده قدرت جمهوری اسلامی در این حرکت احیای ایران است.
۲. علم
دانش که طلب آن میراث اسلاف چند هزارساله این قوم و مورد تاکید است، در معماری ملت_ امت که رهبر شهید تحقق بخشید نقش حیاتی داشته است.
علم در این جهاد وجودی، همه علم است، از علم وجودی و وجود شناسی و شناخت حقیقت بنیادین و جود، علم خداشناسی و شناخت نفس و انسان به ماهو انسان و شناخت رویدادهای عظیم هستی و هستی انسان و هدایت انسان و تکالیف انسان و شناخت عالم غیب و رسالت و امامت و قیامت و فرشتگان وامام عصر عج، تا علم و دانشهای طبیعت برای استفاده از مواهب الهی برای عبودیت و رهایی از چنگ شیطانها و شیطان بزرگ و شناخت قرآن و عترت و طرح خدا برای زمین و حقیقت موعود و نظم جهانی و قیامت نخست و خودسرنوشت غایی حشر و ... این دانش و دین تضمین رهایی ایران صاحب الزمانی و امت مرحومه است.
اکنون میتوانیم درک دقیقتر و جزیی تری از انقلاب اسلامی و معماری، اما شهید در متن بنیان گذاری امام راحل، در تحقق حزییات این انقلاب عظیم و معنای مردم سالاری و نهادینه کردن انقلاب اسلامی داشته باشیم که مایه تداوم آن تا انقلاب اصلی موعود عج و وظایف منتظران در انقلاب منتظر خواهد شد.
بیایید ببینیم جنگ ترکیبی و مادی و معنوی ۴۷ ساله در ادامه توطئه مدرنیزاسیون ۱۰۰ ساله شیاطین کفر و سلطه، چگونه برای ممانعت از نقشه راه امام راحل و معماری مردمسالاری مقاوم امام شهید بوده است و تلاش شان در زدایش عناصر مشخص و اجزای این معماری مردمسالاری دینی به چه جنایات ۴۷ ساله کشید:
☆ تلاش برای جایگزین کردن تسلیم به مدرنیته کانونی در نظامی پیرامونی بجای نظم منبعث از قرآن و عترت و عقل جمهوری اسلامی با محتوای مردمسالاری دینی.
☆تلاش و طرح و اقدام برای اسلام زدایی در ایران
☆تلاش برای نفی جغرافیای تحقق این مردم سالاری دینی و تجزیه ایران
☆ تلاش برای دانش زدایی و برای نابودی جنبش دانش بومی در معماری امام شهید که فشار ضد هستهای و ضد آزاد اندیشی دبنی و ضد گفتمانهای اصیل علمی در دانشگاه و توسعه و گسترش فرار مغزها و اساتید غرب پرست ضد انقلاب اسلامی و رفرمیستهای مدرن، چون بشیریه و سریع القلم و گله اساتید ضد قرآن و سکولار و غربگرا در ترویج غربی سازی و گسترش روشنفکری ترا ریخته و دوگانه ملیت و اسلامدر همین برنامه طاغوت رخ داد و صورت پذیرفت.
☆ پیشبرد طرح هویت زدایی از ملت و ایمان زدایی و فساد پراکنی که طرح تلمودی است
☆قطبی سازی ملت و امت که در انقلاب اسلامی و معماری مردمسالاری رهبر شهید، امت هسته قوی و پایدار و استوار ملت عزیز در دولت اسلام انتظار است و امت در عدل جهانی موعود علیه ظلم و کفر جهانگیر کاملا جانشین مفهومدولت _ ملت تمدن مدرن غرب می شود.
☆دشمنی و ممانعت از انقلاب علمی و تکنولوژیک و صنعتی که در دل طرح امام راحل و امام شهید نقش کانونی دارد.
☆نابودی توسعه نظامی که پیشتاز انقلاب تکنولوژیک در ایران اسلامی است
☆تلاش برای نابودی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج که پیشران مردمسالاری دینی و انقلاب علمی و فنی است
☆، استقلال زدایی و تشویق بردگی پیرامونی بوسیله اشاعه نولیبرالیسم
☆ترویج اقتصاد استثماری سرمایه سالار ضد مردمی و ضد عدالت
☆ترویج عدالت اجتماعی ستیزی نولیبرالی
☆ سیاست زدایی برای انقلاب زدایی بوسیله رشد نولیبرالییسم
☆توسعه سکولاریسم همچون کانون جدایی دین از سیاست و دین ستیزی خجالتی در نظام قدرت مدرن و در اصل جنگ با جمهوری اسلامی
☆نابودی اعتماد و سرمایه اجتماعی با مداخلات شیزامی آمریکا و غرب. اغتشاش و گرانی مصنوعی و بازی دلار و تحریم و مدیریت لیبرالی و بانکداری فاسد و تلاش رسانههای دشمن و وانمودهها و اشاعه فساد بوسیله مافیا و باندها و آن را ذات اسلام و جمهوری اسلامی معرفی کردن.
☆ فریب تخصص و کارشناسی پیرامونی غرب پرستان را در بانک مرکزی و برنامه ریزی کلان و اقتصاد پیرامونی کشور و فرمان پذیری از بانگ جهانی و نهادهای اقتصاد بین المللی سرمایه سالار غربگرا را درست و تخصص دانشمندان استقلال طلب را جهل معرفی کردن.
☆ فلج کردن عمل پیشرفت حقیقی اسلامی با نسخه نویسی و تقلید بجای دانش بومی و زنده و حلال مشکلات وابستگی.
☆☆☆☆
تلاش برای غیب زدایی و اشاعه بی ایمانی با ترویج حرامکاری و حرامخواری اجتماعی و اقتصادی در راس همه تلاشهای دشمن برای برهم زدن وحدت بر گرد ولایت فقبه نجات بخش ابران از چنگ شیطان قرار دارد.
عدم فهم تدبیر الهی و شهادت و نقش خون امام شهید در رستاخیز مردم مبعوث در خیابانها برای اتحاد علیه شیطان بزرگ و حفط ایران و خدمت امت مومن به ملت و وطن برای بقای سرزمین انتظار ظهور عج معجزهای الهی بوده که تنها در منظومه توحید و ایمان اسلامی و باور به اسلام و قرآن و عترت و عالم غیب و حیات امام زمان عج و نقش آن منتظر منجی، درک میشود و نااهلان از درک معجزه شهادت امام شهید و بعثت امت در خیابانها برای دفاع از ایران و در اصل ار پایگاه امام زمان عج و راز الهی استقامت این روزها و نقشه خدا بی خبرند؛ و مومنان با سر سختی در این معرفت قادر به ایفای نقش در ایستادگی شدهاند و تا شهادت بر آن استوار خواهند ماند و در هر حال پیروزی وعده داده شده از آنان است.
☆☆☆☆
انقلاب سوم بر موانعی که راست غرب پرست و نولیبرال و چپ ناپیگیر و بی ایمان به عالم غیب، پدید میآورند قطعا فائق خواهد آمد. آمین!
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد