آشفتگی در استراتژی و نظام تصمیمات راهبردی سیاسی و نظامی آمریکا و غرب

استراتژی ایالات متحده آمریکا بعنوان نیرومندترین بازوی امپریالیسم جهانی که اتفاقا در موضع رهبری امپریالیسم جهانی نیز قرار دارد و متحدینش  استراتژی دریائی بوده است.
استراتژی ایالات متحده آمریکا بعنوان نیرومندترین بازوی امپریالیسم جهانی که اتفاقا در موضع رهبری امپریالیسم جهانی نیز قرار دارد و متحدینش  استراتژی دریائی بوده است.
کد خبر: ۱۵۴۶۸۵۱
نویسنده دکتر محمدحسن زورق

بر اساس این استزاتژی نیروئی که بر دریاهای جهان حاکم باشد بر جهان حاکم خواهد بود . سه چهارم سطح کره زمین آب است و فقط یک چهارم آن خشکی است .

جابجائی کالا و نفت و حتی گاز متکی بر نظام کشتیرانی دریاها می باشد . آمریکا برای تسلط بر آبهای جهان ناو های هواپیمابر را ساخت که بصورت پایگاههای متحرک عمل می کنند .

هر ناو هواپیمابر می تواند دهها جنگنده را بر روی عرشه خود جا دهد و آنها را بروی دریاهای جهان جابجا کند و این جنگنده ها می توانند هر هدفی را بروی هر نقطه ای در کره زمین بمباران کنند .

آمریکا آنچنان به این سلاح مرگبار خود متکی بود و به آن افتخار می کرد که نام بزرگترین رهبرانی که داشت را بر این پایگاههای متحرک گذاشته بود مانند ناوهواپیمابر آیزنهاور و یا ناو هواپیمابر جنرال فورد و....و با این سلاح مرگبار مردم جهان را مرعوب می کرد و کشور های جهان را تسخیر می نمود و منابع گرانقیمت جهان را غارت می نمود .

هیچ کشوری در اروپا و آسیا و یا سایر نقاط جهان قادر نبود که این سلاح مرگبار را به چالش بکشد و با آن مبارزه نماید. اولین چالش جدی برای این سلاح مرگبار توسط فقیرترین کشور عرب که در آن انقلاب اسلامی صورت گرفته بود ، رخ داد و ارتش انقلابی یمن توانست ناو هواپیمابر آیزنهاور را با موشک ها و پهبادهای خود از پای در آورد . حادثه باندازه ای مهم بود که ناور هواپیمابر آیزنهاور بصورت یک جنازه متحرک از میدان جنگ خارج شد تا در صورت امکان در کمترین زمان ممکن مورد بازسازی و تجدید حیات و سازماندهی قرار گیرد . اتفاقی که از آن زمان تا امروز و با گذشت این زمان طولانی رخ نداده است.

ممکن است برخی از ناظران سیاسی و نظامی تصور کرده باشند که اتفاقی که برای ناو هواپیمابر آیزنهاور رخ داده یک حادثه اتفاقی بوده باشد و دیگر تکرار نشود ولی آمریکا پس از جنگ با انصار الله و ارتش انقلابی یمن روی به جنگ با جمهوری اسلامی ایران آورد تا حیثیت بر باد رفته در جنگ با انصار الله یمن را از طریق پیروزی بر جمهوری اسلامی ایران اعاده کند که البته این تصمیم یک خیال خام بود.

آمریکا در جنگ دوازده روزه ضربات سهمگینی خورد و نا گهان پایان جنگ را درخواست کرد و ایران با وجود آنکه دست برتر را در جنگ داشت با پایان درگیری موافقت کرد به این امید که آمریکا و آمریکای کوچولو یعنی اسرائیل از آن جنگ ، درس های لازم را گرفته باشند ولی متاسفانه چنین نشد و هردو آمریکای کوچک و بزرگ متحدا و متفقا در دهم ماه رمضان با رویکرد تروریستی همیشگی خود به ایران حمله کردند و رهبر معظم انقلاب و امام امت حضرت آیت الله العظمی خامنه ای با جمعی از اعضای خانواده ایشان را بشهادت رساندند و گروهی از فرماندهان نظامی و شخصیت های سیاسی را نیز ترور کردند و بشهادت رساندند ولی بر خلاف انتظارشان نه نظام جمهوری اسلامی فرو ریخت و نه مردم ایران صحنه مقاومت برای حفظ انقلاب اسلامی و جانفشانی در راه جمهوری اسلامی ایران را ترک کردند تا امروز دو ناو هواپیمابر آمریکا که قاعدتا باید ناجی ارتش آمریکا می شدند مثل دست شکسته وبال گردنشان شده اند و با سرشکستگی از میدان جنگ گریخته اند در حالیکه خسارت های جدی دیده اند و پایگاههای نطامی آمریکا در کشور ها و کشورک های منطقه عربی و در سرزمین های اشغال شده فلسطین هدف بمبارانهای منظم و اخلاق مدار ایران قرار گرفته اند و با هشدار قبلی بمباران شده اند و تا این لحظه آمریکا صدها میلیارد دلار خسارت دیده است و نظام مدیریت رفت و آمد کشتی ها از تنگه هرمز شکل گرفته و ضمن عبور کشتی های کشور های صلح طلب ، رفت و آمد کشتی های متعلق به رژیم های دیکتاتور و تروریست و متجاوز به حقوق بشر و در راس آنها رژیم های حاکم بر آمریکا و فلسطین اشغال شده ممنوع شده و طلیعه ظهور خاورمیانه جدید اسلامی و انقلابی ظاهر شده است.

 واقعیت این است که استراتژی های غرب هم از نظر نظامی و هم از نظر سیاسی شکست خورده و محیط بین المللی تغییر کرده است . غرب برای حفظ موجودیت خود باید خود را با این تحولات منطبق کند وگرنه ممکن است موجودیت خود را به خطر اندازد و آشفتگی های راهبردیش بطور مرگباری افزایش یابد .

newsQrCode
برچسب ها: محمدحسن زورق
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها