ساختار‌زدایی جولانی‌های ایرانی

منظور از جولانی‌های ایرانی، مزد‌بگیران مستقیم و آشکار، کسانی، چون رضا پهلوی، مریم قجر، دلقک‌های خرده‌ریز دیگر و یا افراد دست‌چندم سوخته و نیرو‌های ترا‌ریخته دیگر نیست؛ این حشرات پخش‌و‌پلا در بی‌بی‌سی و ایران‌اینتر‌نشنال و گروهک‌های تروریستی تجزیه‌طلب، این قارچ‌های سمی، چپ آمریکایی، پژاک و کومله و نیز داعش‌های ایرانی، جندالشیطان و صهیونیست‌های جدیدالولاده مزدور، قد‌و‌قواره اینها در میزانی نیست که برای ایران خطری جدی تلقی شوند.
کد خبر: ۱۵۴۴۱۶۷
نویسنده احمد میراحسان

آمریکا از اینها برای گرم‌کردن معرکه جنایت استفاده می‌کند. نامزد دلخواه آمریکا فعلا در محاق قد می‌کشد، اما جولانی‌های ایرانی کسان دیگری هستند؛ کسانی نه برای حکمرانی بلکه برای ایفای نقش جولانی همین‌حالا وقتی که نقش‌شان وانموده عدم مشروعیت جمهوری اسلامی و کاشتن تخم یک حکومت جدید و عادی‌سازی این خواست است. بدون کمترین احتمال تحقق چنان حکومتی خارج از اراده آمریکا، اراده‌ای که در گفتار نفی و در کردار درخواست می‌کنند؛ و آن‌چه را که با دست پس می‌زنند و با پا پیش می‌کشند، یعنی نقشه صهیونیست‌ها با میدانداری شیطان بزرگ، کدخدایی که با جهالت می‌پندارند اینان را جایگزینی قابل اعتنا می‌داند و خریدار طنازی‌ها و دلبری‌هاشان است. 
به‌نظرم جولانی‌های ایرانی که آمریکا دارد مثل یک گاو شیرده از وجودشان بهره می‌کشد، همین صاحبان بیانیه‌های ۱۴‌امضایی، ۱۷‌امضایی، ۸۶‌امضایی، ۱۸۴‌امضایی و ۴۰۰‌امضایی هستند. چرا اینها جولانی هستند؟ اینان که ظاهرا حساب‌شان از سلبریتی‌های مبتذل جداست. ورزشکاران و کارگردان‌هایی که به‌وسیله آمریکا و اسرائیل کارگردانی می‌شوند، با وساطت هالیوود و اسکار و کن و برلین و ونیز و همچنین از بازیگران و مجریان حال‌به‌هم‌زن و رسوای شبکه‌های اجنبی. کسانی که اسم و رسم دارند، سیاست‌مدارانی که روزی وجیه‌المله و رئیس‌الدوله انقلابی و وزیر و وکیل رادیکال بودند و نیز روشنفکران و تحصیل‌کرده‌ها و استادان نامدار دانشگاه‌های غرب و ایران که برای چنین‌روزی پرورش‌شان دادند، سروش و قادری و پروردگان این متفکران، در کانون سیاست‌بازی رادیکال، از میر‌حسین موسوی و زهرا رهنورد تا کمیته سیاسی جبهه اصلاحات و نوع کمی شرم‌زده‌ترشان، حضرت خاتمی و پشت‌صحنه ایشان. 
واقعا در وهله اول این سخنان دست‌کمی از یک بدگویی و تخریب و عقده‌گشایی و تهمت و دریدگی ندارد. این آدم‌های محترم چه ارتباطی به جولانی دارند؟ 
ربطش، با ساختار‌زدایی نقش‌شان، متون‌شان، دروغ‌هاشان و وانمود‌هاشان روشن می‌شود. 
اول، از ظواهر خاص هویت و تربیت‌شدن این پسر حرف‌گوش‌کن بگذریم که گوانتانامو او را به ترا‌ریخته یک رهبر دلخواه شیطان بدل کرد که مثل موم اسیر دست سیا و موساد است و هر نقشی را با دل‌و‌جان اجرا می‌کند و یک روز داعشی خون‌آشام و قصاب بی‌رحم است و روز دیگر، یک پسر کراواتی مودب و نوکر دست‌آموز گوش‌به‌فرمان و رئیس سوریه که هرچه ارباب بگوید را با دو‌دست ادب، تسلیم و تقدیمش می‌کند؛ و دوم، کمی پیچ‌و‌مهره‌های این جنبش سبز و اصلاح‌طلبی برانداز و متفکران عاشق دموکراسی و روحانیت مدرن را شل کنیم؛ کمی تبارشناسی‌شان‌کنیم، کمی رگ‌و‌ریشه‌هاشان را از قبل تا زلزله انقلاب اسلامی و دهه شصت و تحولات دهه‌هفتادی و بالاخره فتنه و آزمایش دهه هشتاد و بالاخره نقاب‌برافکنی فکری دهه نود و آخر سر هم مطالبات عریان آمریکایی پس از قتل‌عام غزه و بیانیه‌های تاریخی‌شان از بیانیه ۲۰ میر‌حسین تا بیانیه‌های عریان‌سازی پس از جنگ ۱۲ روزه و مواضع کمیته سیاسی و ادامه‌دادن کار ناتمام آمریکای فعلا ناکام در‌خصوص تغییر نظام دینی و انقلابی و ضد آمریکایی را واکاوی نماییم. 
هستی ماهوا جولانی‌گونه این اپوزیسیون فکری و شارحان غیر‌خلاق و کم‌مایه و دلسپردگان کانت و هایک و پوپر و فیلسوفان لیبرال در همین‌جا رخ می‌نماید و می‌زند بیرون. نقش جولانی‌وارشان با رؤیای پایان‌دادن به یک حکومت مستقل و ایفای نقش کاتالیزوری‌شان برای بازگشت نظام غربگرا و پیرامونی و تاسیس یک دموکراسی جعلی آمریکایی، راز همگنی آنان و جولانی است. 
جولانی نقش اصلی اش در فرآیند همه تحولات، تفرقه و نابودی کشور سوریه بود؛ نابودی استقلال کشوری که تا حدی مستقل و با وساطت ایران تا‌حدی ضد‌آمریکایی بود و تغییر حکومت و پوشیدن لباس دموکراسی جعلی آمریکایی به رهبری جولانی، وظیفه اش لت‌وپار‌کردن زندگی در سوریه، به‌سود منافع اسرائیل و آمریکا بود. 

اما چرا اینها نقش‌شان نا‌کام خواهد ماند؟
در ایران، تا زمانی که مردم، یعنی نیرو‌های داخلی اهل ایمان، همان‌ها که در سردترین روز‌های زمستانی بهمن‌ها و دی‌ها، در کف خیابان‌ها برای دفاع از ایران قد علم می‌کنند و به قیمت جان‌شان مقاومت می‌نمایند، این سناریو جواب نمی‌دهد و این نیرو‌ها باید مثل منافقین برای چهل‌سال، سه‌ماه سه‌ماه تاریخ رؤیای خود را به‌تعویق بیاندازند. 
در ایران تا زمانی که ولی فقیه در قدرت است و جامعه به‌وسیله او اداره می‌شود، هرگز نوکران کفر راهی به تسلیم نمی‌توانند باز کنند. 
در ایران تا وقتی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج مردمی زنده است، استقامت پایان نخواهد گرفت و شیطان باید خواب سوری‌کردن و ربودن و غصب قدرت را ببیند. 
در ایران تا زمانی که نیرو‌های نظامی مجهز به سلاح کارآمد هستند و موشک‌ها آماده‌اند، و منطقه و پایگاه‌ها و اموال آمریکا در تیررس آتش ایران است، ایران زنده می‌ماند. 
در ایران تا زمانی که جمهوری اسلامی آماده با خاک یکسان‌کردن صهیونیست‌های متجاوز است، انقلاب اسلامی زنده و پابرجاست. 
اما اصلی‌ترین حجت ما خداست. اگر شیاطین و کفار و ظالمان قادر به کشتن خدا هستند، می‌توانند امیدوار باشند ایران را ببلعند؟!
در غیر این‌صورت بدانند در صورت انجام تکلیف ما، در‌هر‌حال پیروزمند، آن‌عزیز و حکیم یکتاست؛ و همواره از بدر تا امروز، این خداست که نبرد را در میادین سخت استقامت، به فرجام فتح رسانده است. 
فقط و فقط و فقط خدا!
و خدا هست!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها