اما اگر به وضعیت کلی جامعه نگاه کنیم، میبینیم که کاهش نرخ فرزندآوری محدود به اقشار کمدرآمد یا گروههای دارای مشکلات اقتصادی نیست، بلکه در سطوح و طبقات مختلف اجتماعی مشاهده میشود. این موضوع نشان میدهد که علاوه بر عوامل اقتصادی، با مسائل مهم فرهنگی نیز مواجه هستیم. در واقع، تغییر رویکرد نسبت به مفهوم فرزند، والد بودن و تعریف هویت فردی در سالهای اخیر نقش پررنگی ایفا کرده است. امروزه هویتی که بسیاری از افراد برای خود در خانواده و جامعه تعریف میکنند، الزاما مبتنی بر نقش پدر یا مادر بودن نیست. برای دختران و پسران جوان، والد بودن دیگر یک هویت اولویتدار و رایج محسوب نمیشود؛ این تغییر هم در میان زنان و هم در میان مردان، هرچند به شکلهای متفاوت قابل مشاهده است. در تعریف نقشهای اجتماعی و هویت فردی، اولویتها تغییر کرده و والد بودن در صدر این اولویتها قرار ندارد.این تغییر رویکرد، حاصل مجموعهای از عوامل است؛ ازجمله افزایش سطح رفاه، تغییر سبک زندگی، گسترش رسانهها، تحولات در تعاملات اجتماعی و تقویت گرایشهایی مانند فردگرایی و تاکید بر تحقق خواستههای شخصی. در چنین فضایی، فرزند کمتر یا حتی نداشتن فرزند، گاه بهعنوان نمادی از زندگی راحتتر، مسئولیت کمتر و تمرکز بیشتر برخودمعرفی و ترویج میشود.از اینرو باید اهمیت فرزند نه فقط برای فرد، بلکه برای خانواده، جامعه و تداوم حیات اجتماعی تبیین و ترویج شود. این امر نیازمند آموزش، فرهنگسازی و ارائه الگوهای متناسب با جامعه ایرانی است؛ الگویی که خانواده ایرانی ــ اسلامی را نهادی معنایافته با فرزند بداند و بتواند این معنا را به شکلی جذاب به نسل جوان منتقل کند.