این سکوت، نشانهای روشن از استانداردهای دوگانه در مواجهه با مسأله حقوق بشر است. نظام سرمایهداری در طول تاریخ برای حفظ منافع خود مرتکب جنایات فراوانی شده است؛ زمانی سیاهپوستان را به بردگی میگرفت و امروز نیز کودکان را از کشورهای مختلف میرباید یا خریداری میکند و در مسیر زیادهخواهی خود به اسارت میکشد. این مسأله نه یک رویداد ساده، بلکه بحرانی جدی برای ماهیت این نظام است، هرچند واکنشها در خود کشورهای سرمایهداری بسیار کمتر از آن چیزی است که انتظار میرود.این پرونده را میتوان از چند منظر بررسی کرد. نخست، این پرسش که آیا ساختار نظام سرمایهداری و پیوند آن با جریانهای صهیونیستی مسلط بر برخی دولتهای غربی، از چنین پروندههایی برای اعمال نفوذ و گرفتن امتیاز در تصمیمسازیها بهره میبرد یا خیر. بررسی دقیق این موضوع میتواند هم ماهیت ساختاری کشورهای سرمایهداری و هم ارتباط آنها با شبکههای قدرت را روشن سازد و نشان دهد چگونه با آلودهسازی برخی جوامع غربی به کثیفترین جرائم، از جمله جنایت علیه کودکان، زمینه نفوذ و سلطه خود را تقویت میکنند. دیدگاهی دیگر معتقد است این ماجرا فقط به فراهمسازی حیاط خلوتهای پنهان برای خوشگذرانی و بیبندوباری سران سرمایهداری بازمیگردد؛ حیاط خلوتهایی که در آنها همه قوانین زیر پا گذاشته میشود و بدترین انحرافات رخ میدهد، در حالی که در ظاهر، از حاکمیت قانون وبرابری همگان سخن گفته میشود.مشکل دیگر،حضور جریانهای غربگرادر داخل است که گاه حتی یک گام فراتر نهاده و میکوشند با تبرئه غرب، از هر فرصتی برای پنهانسازی این جنایات استفاده کنند. آنان که گمان میکنند با توسل پنهان به آمریکا میتوانند تغییراتی در ایران ایجاد کنند، دربرابر این پرونده که از ضدانسانیترین تخلفات پرده برداشته، سکوت کردهاند. زیرا روشن شدن ماهیت واقعی غرب،موجب رسوایی جریانهای غربزده داخلی نیزخواهدشد؛ جریانهایی که عملا مروج و مبلغ الگوی سرمایهداری در ایران هستند و میکوشند هر تخلف و فساد این نظام را تطهیر کنند. این در حالی است که دفاع از ملت ایران در برابر ظلم غرب، هرگز در دستور کار آنان قرار ندارد، چراکه الگوی مطلوبشان همان نظام سرمایهداری است و اگر ماهیت واقعی آن برای ملت ایران آشکار شود، چیزی برای عرضه نخواهند داشت. مرور تاریخ نشان میدهد غرب در قبال ایران جنایات متعددی مرتکب شده است. ایجاد قحطیهای گسترده، نابودسازی منابع غذایی و تضعیف عامدانه ملت ایران از جمله اقداماتی بود که آثار آن هنوز در حافظه تاریخی باقی است، هرچند غبار زمان تا حدی آن را پوشانده است. همین غبار زمانی فرصتی برای جریانهای غربگرا فراهم کرده تا نظام سرمایهداری را بهعنوان پدیدهای نو و مطلوب معرفی کنند، در حالی که تجربه تاریخی چیز دیگری میگوید. ابعاد تازهای از پرونده بسیار قطور فرصتی دیگر برای ملت ایران است تا از واقعیتهای پشت پرده سران قدرت در غرب شناخت دقیقتری به دست آورد و این واقعیت را که ادعاهای حقوق بشری غرب تا چه اندازه با حقیقت فاصله دارد، روشنتر میسازد.