تحریمهای تازه آمریکا علیه ۱۷ فرد و نهاد و همچنین ۱۴ کشتی مرتبط با تجارت نفت و فرآوردههای پتروشیمی ایران در شرایطی اعمال شد که فضای مذاکرات مسقط، دستکم در سطح رسانهای، با ادبیات مثبت مقامات ایرانی و آمریکایی همراه بود.همین همزمانی، بیش از آنکه نشانهای از تلاش برای پیشبرد روند دیپلماسی تلقی شود، تصویری از راهبردی چندوجهی را نمایان ساخت که در آن واشنگتن تلاش میکند مسیر مذاکره را با ابزار فشار اقتصادی و تهدید نظامی پشتیبانی کند.
وزارت خارجه آمریکا در بیانیهای با تکرار ادعاهای همیشگی علیه جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد که این کشور شبکهای از نهادها، افراد و کشتیها را که در حملونقل و تجارت نفت ایران نقش دارند، تحریم میکند. در این بیانیه تأکید شده که واشنگتن قصد دارد جریان درآمدی ایران را محدود کند و شبکه موسوم به «ناوگان سایه» را هدف قرار دهد.با این حال، آنچه این تحریمها را به رویدادی فراتر از یک اقدام اقتصادی تبدیل کرد، زمان اعلام آن بود. فاصله دو ساعته میان پایان مذاکرات و اعلام تحریمها، حامل یک پیام سیاسی روشن بود؛ اینکه آمریکا مذاکره را نه بهعنوان مسیری برای کاهش تنش بلکه بهعنوان بخشی از یک راهبرد فشار چندلایه دنبال میکند.
مذاکره زیر سایه تهدید نظامی
نشانه دیگر تداوم این الگوی فشار، ترکیب هیأت آمریکایی در مذاکرات مسقط بود. حضور فرمانده سنتکام در کنار چهرههای دیپلماتیک، حامل پیامی فراتر از یک حضور نمادین ارزیابی میشود. سنتکام بهعنوان فرماندهی نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا، نقشی کلیدی در راهبرد فشار نظامی واشنگتن علیه ایران ایفا میکند. این نوع حضور نظامی در روند مذاکرات، در چارچوب مفهوم «دیپلماسی اجبار» قابل تحلیل است؛ رویکردی که بر استفاده همزمان از تهدید و مذاکره برای تحمیل امتیازات سیاسی تأکید دارد. با این حال تجربه روابط تهران و واشنگتن، نشان داده که چنین مدلی نهتنها موجب امتیازدهی ایران نشده بلکه اغلب به تقویت رویکرد بازدارندگی تهران انجامیده است.
پاسخ تهران؛ تثبیت بازدارندگی در کنار دیپلماسی
تقریبا همزمان با تحولات مذاکراتی و تشدید فشارهای آمریکا، ایران از ورود موشک بالستیک «خرمشهر ۴» به زنجیره عملیاتی نیروهای مسلح و عبور از راهبرد تدافعی نیروهای مسلح به راهبرد تهاجمی خبر داد. این اقدام را میتوان بخشی از راهبرد کلان دفاعی ایران دانست که مبتنی بر حفظ توازن میان دیپلماسی و قدرت بازدارندگی است. درواقع، تجربه خروج آمریکا از برجام و بازگشت تحریمها، در محاسبات راهبردی ایران، این برداشت را تقویت کرده که اتکای صرف به توافقات سیاسی بدون پشتوانه قدرت بازدارندگی، نمیتواند تضمینکننده امنیت ملی باشد.
چرخش در مواضع آمریکا درباره ماهیت توافق
دونالد ترامپ پس از پایان گفتوگوهای مسقط، مذاکرات را «خوب» توصیف کرد و مدعی شد ایران خواهان دستیابی به توافق است. او همچنین اعلام کرد مذاکرات هفته آینده ادامه خواهد یافت و آمریکا برای رسیدن به توافق عجلهای ندارد.یکی از مهمترین بخشهای سخنان ترامپ، تأکید او بر این بود که توافق احتمالی میتواند صرفا به موضوع هستهای محدود شود و هدف اصلی آمریکا جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است.این موضع در شرایطی مطرح میشود که دولت نخست ترامپ پس از خروج از برجام، صراحتا اعلام کرده بود توافق هستهای برای مهار ایران کافی نیست و تهران باید وارد مذاکراتی درباره برنامه موشکی و نقش منطقهای خود شود. در آن مقطع، واشنگتن از ضرورت شکلگیری «توافقی قویتر و گستردهتر» سخن میگفت.اکنون بازگشت آمریکا به چارچوبی که صرفا بر موضوع هستهای تمرکز دارد، از نگاه بسیاری از تحلیلگران نوعی عقبنشینی محسوب میشود. این تغییر رویکرد نشان میدهد فشار حداکثری نتوانسته اهداف اعلامی واشنگتن را محقق کند.
برجام؛ از خشم تا آرزوی ترامپ
توافق هستهای برجام از سوی آمریکا به عنوان توافقی با هدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای طراحی شده بود. این توافق با اعمال محدودیتهای گسترده بر سطح غنیسازی، میزان ذخایر اورانیوم و فعالیتهای هستهای ایران، در کنار اجرای نظام بازرسیهای بیسابقه آژانس بینالمللی انرژی اتمی، یکی از سختگیرانهترین سازوکارهای نظارتی تاریخ عدم اشاعه را ایجاد کرد.گزارشهای مکرر آژانس در سالهای اجرای برجام نشان میداد ایران به تعهدات خود پایبند بوده است. با این حال خروج یکجانبه آمریکا از توافق در سال ۲۰۱۸ نهتنها موجب تضعیف رژیم نظارتی شد بلکه زمینه افزایش تنشها و بازگشت چرخه تقابل را فراهم کرد.اکنون تأکید مجدد آمریکا برهدف جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای، این پرسش را مطرح میکند که اگر این هدف اولویت اصلی واشنگتن بود، چرا توافقی که چنین هدفی را محقق کرده بود، کنار گذاشته شد.سیاست فشار حداکثری که در دوره نخست ریاستجمهوری ترامپ اجرا شد، با هدف وادار کردن ایران به پذیرش توافقی گستردهتر طراحی شده بود.بااین حال بسیاری از ارزیابیهای کارشناسی نشان میدهداین سیاست نهتنها به تغییر رفتار راهبردی ایران منجر نشد بلکه موجب تقویت رویکرد مقاومت و توسعه ظرفیتهای بازدارندگی تهران شد.
بازگشت آمریکا به میز مذاکره در شرایطی که همچنان بر اعمال تحریمها تأکید دارد، نشان میدهد واشنگتن هنوز در تلاش است فشار اقتصادی را بهعنوان اهرم اصلی چانهزنی حفظ کند.
دیپلماسی در میدان رقابت راهبردی
تحولات اخیر نشان میدهد مذاکرات تهران و واشنگتن در فضایی پیچیده و چندلایه دنبال میشود. از یک سو آمریکا تلاش دارد با حفظ فشار اقتصادی و نمایش قدرت نظامی، دست برتر رادرمذاکرات حفظ کند و ازسوی دیگر ایران براصل مذاکره بدون تهدید و حفظ مؤلفههای بازدارندگی تأکید دارد. تجربه سالهای گذشته نشان داده که دیپلماسی میان ایران و آمریکا تنها زمانی امکان پیشرفت پیدا میکند که مسیر مذاکره از سایه تهدید و فشار فاصله بگیرداما تا زمانی که واشنگتن سیاست اعمال تحریم همزمان با مذاکره را ادامه دهد، چشمانداز شکلگیری اعتماد متقابل همچنان با ابهام روبهرو خواهد بود.
هشدار وزیر امور خارجه نسبت به حمله احتمالی آمریکا:
پایگاههای آمریکا را میزنیم
سیدعباس عراقچی،وزیر امورخارجه کشورمان در مصاحبه با شبکه الجزیره،گفت:مذاکرات با واشنگتن نقطه آغازخوبی بود و این یعنی اینکه میتواند به این شکل و بااین روش ادامه یابد والبته همچنان راهی طولانی برای اعتمادسازی پیشرو است.
رئیس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران با بیان اینکه بحث ممنوعیت غنیسازی از نظر ایران قابلمذاکره نیست و خارج از چارچوب مذاکرات است، گفت: غنیسازی اورانیوم حق ایران است و باید ادامه یابد. میزان غنیسازی به نیاز ما بستگی دارد و اورانیوم غنی شده از ایران خارج نمیشود و ما آمادگی داریم میزان آن را کاهش دهیم. آنها حتی با بمباران نیز نتوانستند تواناییهای ایران را در اینخصوص از بین ببرند.
عراقچی درخصوص برنامه موشکی ایران نیز گفت: نه اکنون و نه در آینده نمیتوان درخصوص موشکها مذاکره کرد، زیرا این موضوعی صرفا دفاعی است. مسائل منطقه مربوط به خود منطقه است و ربطی به کشورهای خارج از منطقه ندارد. جدا از این، این مسألهای داخلی و مرتبط با مردم ایران است و هیچ طرف خارجی نمیتواند در امور داخلی ما دخالت کند. ما این را بارها بیان کردهایم. وی تاکید کرد: پرونده هستهای ایران تنها با مذاکرات حلوفصل میشود.
وی درخصوص احتمال وقوع جنگ و پاسخ ایران به حملات احتمالی آمریکا نیز گفت: احتمال وقوع جنگ همیشه هست و ما برای جلوگیری از وقوع آن آمادگی داریم. این امکان برای ما وجود ندارد که در صورت حمله آمریکا به ما، به خاک آمریکا حمله کنیم اما در صورت حمله به ایران، ما به پایگاههای آمریکا در منطقه حمله خواهیم کرد.