اصل مذاکره برای ایران زمانی معنا دارد که تحمیلی نباشد؛ مذاکره تحمیلی نه شرافتمندانه است، نه هوشمندانه و نه عاقلانه. در مذاکره نباید نتایج از پیش تعیینشده وجود داشته باشد. طرف آمریکایی براساس ذات استکباری خود عادت کرده متنی بنویسد و از دیگران امضا بگیرد و نام آن را مذاکره بگذارد، در حالیکه این گفتوگو نیست. تصور آنان درباره ایران مانند برخی کشورهای دیگر، نادرست است.ایران صراحتا اعلام کرده که به دنبال ساخت سلاح هستهای نبوده و نیست. حتی اگر چنین قصدی هم وجود داشت، از منظر مبانی دینی ما ساخت و استفاده از سلاح هستهای خلاف شرع است. بنابراین ایران هیچگاه در پی این مسیر نبوده است. اگرطرف مقابل واقعا بهدنبال اطمینان از این موضوع است، باید بداند که ایران درباره مسائل موشکی و منطقهای هرگز وارد مذاکره نخواهد شد؛ این موارد جزو خطوط قرمز جمهوری اسلامی است و باید رعایت شود.در حوزه هستهای نیز ایران به هر قیمتی وارد توافق نخواهد شد. گفتوگو زمانی معنا دارد که منافع اقتصادی برای کشور داشته باشد، تحریمها برداشته شده و خطوط قرمز ایران حفظ شود. اینها شروط روشن ایران است.درخصوص نحوه سیاستورزی ترامپ، چند نکته روشن است؛نخست آنکه مواضع اومتغیر وپرسروصداست، دوم آنکه پیشتر نیز غیرقابلاعتماد بوده و همچنان هست و سوم آنکه با جنگ روانی، فضاسازی و شانتاژ رسانهای تلاش میکند تمرکز تصمیمگیری ایران را برهم بزند.با وجود این، ایران کشوری نیست که با تهدید ازمسیر خودخارج شود.انقلاب اسلامی اساسا برای حفظ استقلال شکل گرفت و مقابله با فشارها به معنای جنگطلبی نیست، بلکه به معنای حفظ استقلال است.بخش مهمی از تحرکات اخیر ارتش آمریکا و لفاظی تهدیدآمیز آمریکا علیه ایران را باید در چارچوب جنگ روانی برای کسب امتیاز بیشتر ارزیابی کرد. برای ایران امروز روشن است که این اقدامات با هدف فشار وامتیازگیری صورت میگیرد. ایران در حوزه میدانی نیز آمادگی کامل دارد و اگر جنگی آغاز شود، با توجه به تغییر دردکترین نظامی ایران پاسخ سخت وگستردهای به متجاوز داده خواهد شد. زمان درگیری در دامنه محدود گذشته است و ایران متجاوزان را در هر منطقه مورد هدف قرار خواهد داد. با وجود تجربههای تلخ گذشته و بدعهدیها، ایران با چشمانی باز وارد هر مذاکرهای میشود و تصمیمات خود را مستقل اتخاذ میکند. جمهوری اسلامی هرگز زیر بار تحمیل و دیکته شدن نخواهد رفت.