اجازه دهید بگویم اول باید یک مذاکره معین را درست شناخت. هر مذاکره، مذاکره است، ولی گاه هم یک مذاکره میتواند چیزهایی بس بیشتر از یک مذاکره در پشتش داشته باشد. در مذاکره کنونی ایران و آمریکا که از جمعه آغاز شد، این قاعده کاملا جاری است و مایلم در باره آن سخن بگویم. اما احازه دهید قبلا نکتهای را یاد آوری کنم: چه در مذاکره کنونی و چه هر امر اساسی دیگر اجتماعی و سیاسی، مهم آن است که دریابیم عملا پیروی از حکم رهبر معظم انقلاب اسلامی، تکلیف دینی و ملی ما ملت، و دولت است نه پیش افتادن و نه پس افتادن!
اما به همان اندازه مهم است بدانیم بنا به تربیت قرآنی و اهل عصمت و طهارت علیهم السلام، و تاکید خود ولی فقیه حکیم و متقی امام خامنهای دامت برکاته، ما موظفیم آرا و براهین و تعقل و تفکر و تحقیق مستقل خود را در درک رخدادها رشد دهیم و خردورزانه و با تعاطی آرا به حقیقت امری دست یابیم و در باره آن گفتوگو کنیم تا در راه تقرب به حقیقت همرسانی نماییم نه با دست شستن از تفکر و تن دادن به تقلید و نااندیشگی که حتی در اصول دین تقلید روا نیست. والبته تفکر امری منظم و منضبط است و معیار دارد و بر اهوا و امیال و احساسات استوار نیست و مبتنی است بر اطلاع دقیق و سند و مدرک معتبر و داشتن چارچوب اصولی و شناخت واقعیات و احاطه بر پیشینهها و حقیقت تعارضها و داشتن قوه استنباط و قوه تحلیل مضبوط. مذاکره کنونی را منطقا باید درست بشناسیم.
گاه برهانی برای مذاکره آورده میشود که برهان صحت برای این مذاکره حاضر نیست. مثلا از قرآن، آیات ۴۳-۵۲ سوره طه ذکر میشود. ماجرای امر خداوند به حضرت موسی و هارون که" با آیات من نزد فرعون بروید. او طغیان کرده و از یاد من کوتاهی نکنید با نرمی با او سخن بگویید، شاید متذکر شودو دچار خشیت. " این یک مذاکره نیست، یک پیام رسانی برای تذکر و بیدار شدن و ترس از خدا و پذیرش توحید و ایمان به خدا و دست شستن از دروغ خود خدا انگاری و اتمام حجت است و هدایت تشریعی است که بدون آن عذاب برای سرکشی عادلانه نخواهد بود؛ و نباید نابجا از آن استفاده کرد.
☆☆☆☆
اول باید بگویم مذاکره همچون روش جدی دیپلماسی در پی دادو ستدی برای دست یابی به توافق واقعی و رضایت طرفین است، اما مذاکره میتواند چیز دیگری جز این باشد. مثل مذاکره ترامپ با ایران در مذاکرات کنونی که اصلا ربطی به پیام رسانی حضرت موسی و محتوای آن فعل و امر الهی ندارد.
خواست ایران در این مذاکرات دفاع دیپلماتیک از حقوق حقه خود است که با تجاوز قدرتی مستکبر با مانع برخورد کرده است و نیز برخورد مسئولانه و انسانی برای ممانعت از جنگ و کشتار انسانهای مظلوم و ویرانی منطقه در همپوشانی با میدان.
این سیاست کلی رهبری است و البته احزاب غربگرا ممکن است نگاهی تسلیم طلبانه و دچار هراس از فرعون داشته باشند که ربطی به سیاست رهبری و خواست اکتر ایرانیان و ملت ندارد.
اما غرض آمریکا
۱- تحمیل یکسویه تسلیم به اوامر قلدرانه است و ...
۲- مضطرب کردن مردم و پریشدگی اجتماعی است
۳- وانمود کردن ضعف حکومت ایران در اذهان مردم است که علیرغم رفتارهای شدیدا خصمانه آمریکا، دولت ایران همواره خواهان مذاکره از تصمیم و بازی آمریکا ست که مدام مذاکرات را به شکست میکشاند و توافقات را پاره میکند و میز مذاکرات را منفجر میسازد و. اما با این همه ایران مذاکره را از دست نمیدهد.
۴- مذاکره فرصتی برای جراحی ذهن ایرانیان در مسیر توسعه شبه انقلاب. چنان که فضای بعد از اغتشاش، پر شده است از تبلیغ در باره کشته شدن جوانان به دست جمهوری اسلامی. این فضا سازی در مسیر توسعه شبه انقلاب و اغتشاش آینده صورت میگیرد. پس مذاکره در این جا در عین حال مذاکره نیست، عملیات فلج، گسترش مدام تحریم در پی ار مذاکره، یک جنگ روانی، فریب، ایجاد اغتشاش، خریدن زمان برای ایجاد و تثبیت کینه در پیرامونیان کشتهها و جراحی ذهنی ملت و نشر ذهنیت نفرت و خشونت است و کار وسیع رسانهای برای نفوذهای تخریبی در اذهان.
مذاکره آمریکا با رهبری ترامپ، بر زمینه یک چرخه و همپیوندی بین تحریم، فلج، مذاکره همچون تاکتیک، گسترش نارضایتی و سختیهای اقتصادی، جنگ و حمله نظامی بلوا و تلاش برای گسترش شبه انقلاب است. در این چرخه هر بار یک نقطه، دایرهای از چرخه عملیات همپیوند است، برای نقطه دیگر و ساختن فرایند جهنمی در نهایت برای ناممکن وانمود کردن مقاومت، بی اعتماد کردن مردم نسبت به حکومت و عمومی کردن خود زنی ضد ملی مردم.
تسلیم حکومت، و تحقق انواع اهداف نابودی ایران و لیبایی کردن ایران و تجزیه و تخریب و نفی قدرتمند شدن ایران و ایران دوباره ضعیف.
☆☆☆☆☆
راه حل چیست؟
۱-ایران هم از مذاکره برای اهداف استراتژیک خود سود جوید؛ و بجای انفعال و امید بستن به گرگ، گرگ را افشا کند.
۲- این مذاکره برای رفع سوء تفاهم نیست. چه سوء تفاهمی. فهم هر دو از همدیگر روشن است. ایران خوب میداند، آمریکا در پی چه چیز در ارتباط با مسئله ایران است و چرا ۴۷ سال است دست از سر ایران و تضعیف و ممانعت از ارامش و رشدش بر نمیدارد، و آمریکا هم میداند استقلال طلبی و برده نبودن ایران، چه ضربه به حیات آمریکا در منطقه وارد میآورد و افول و ورشکستگی و بی اعتباری آمریکا را به وج میرساند. راه حل ما در کاقع آن است که با امیدهای واهی مردم را دچار سوء تفاهم نکنیم!
۳-وظیفه دولت استفاده از فرصت برای آگاهتر کردن مردم و جوانان. است. باید در عمل اعتراض قانونی و آزاد و مستقل غیر حکومتی و تحت حمایت و محافظت پلیس را اجازه داد و در عمل نشان داد اعتراض چقدر بااغتشاش تحت رهبری ترامپ و نتانیاهو فرق دارد.
۴- باروشهای نو باید در میان مردم و در مدارس بی اعتمادی نسبت به آمریکا و اروپا و واقع بینی نسبت به مقاصد دشمن را گسترش داد و نگاه مثبت غرب پرستان را با سند نفی کرد.
۵- باید رابطه و همپیوندی عناصر چرخه سیاست مزورانه آمریکا را در هم ریخت. باید پیوند درکغلط از اعتراض و اعتراض برحق مردم نسبت به سیاستهای غلط و اغتشاش آفرینی و بلوا را گسست.
۶- نقش تقویت بازدارندگی به صحنه آوردن مردم و اتحاد ملی، توسعه قدرت نظامی و موشکی، تحکیم پیوند نظامی با کشورهای دوست و محور مقاومت چین و روسیه و یمن و پاکستان و عراق و هند و دیگران و. این آمادگی جدی، آمریکا را توسعه چرخه مذاکره_ جنگ ناکام میکند.
۷- از یاد نبریم تا افکار عمومی آمریکا مطمئن نشود که ایران قدرتمند است، و در صورت تداوم دشمنی آمریکا با او زیان بزرگی به آمریکا وارد میآید، و تا آمریکا سرنگونی جمهوری اسلامی را ناممکن نداند این چرخه پایان ناپذیر تخریب برای شبه انقلاب وجود خواهد داشت. چرخه تخریب آمریکایی به سود شبه انقلاب یعنی همپیوندی تحریم و اقتصاد بیمار و فلج و مذاکره فریب دهنده و اعتراض ملت تحت فشار که سپر اغتشاش میشود و کشته سازی شیطان و تشدید گسست اتحاد ملی و ریزش مردمی عمل میکند که وانموده و فریب دشمن غدار را باور میکنند وآمریکا به جنگ ادواری و جنگ فرسایشی دامه میدهد و یک ناکامی او را خسته نمیکند تا به مقصودش دست یابد.
راه حل ما تغییر ساختار اقتصادی بیمار و تکاثری و رانتی و پایان دادن به فقدان کنترل جدی ضد فساد و رانتخواری بوسیله حکمرانی و نفی مافیای فساد بر اقتصاد و مجازات متجاوزان است این پایه بازدارندگی است، اگر جلوی فساد و سیاست ضد عدالت نولیبرالی گرفته نشود و تبعیض در همه زمینهها و فشار بر میلیونها کارمند جزء و کارگر و کشاورز زحمتکش خرده پا و کسبه و. پایان نگیرد و قشر ممتاز حرامخوار و باندهای غارت و الیگارش، ثروتمندتر شوند و مهار نشوند و رضایت مردم جلب نگردد و سه قوه، به تقوا و خدمت به مردم و طرد عوامل فساد با جدیت نپردازند، مدام اعتراض و نارضایتی ملت، به اغتشاش گستردهتر تا یک شبه انقلاب شیطانی تبدیل خواهد شد؛ و آمریکا در نقشههای ضد انقلاب اسلامی پافشاری بیشتری بخرج خواهد داد و مذاکره همچنان یک مذاکره واقعی نخواهد بود بلکه ابزار و جزیی از چرخه نابودی انقلاب و جمهودی اسلامی و ایران خواهد بود و ما همچنان با نادانی و عدم فهم این وجه مذاکره با خیالات شیرین خود، حکومت و مردم را طعمه دست و پا بسته آمریکا خواهیم کرد.
بله مذاکره گاه مذاکره نیست، عملیات فلج کننده و ابزار خزنده براندازی طولانی مدت و جزیی از چرخهای شیطانی نابودی جمهوری اسلتمی و ایران است. این مذاکره را باید برگرداند و به خشم و خستگی مردم آمریکا از باند فاسد رهبران وحشی و جنایتکار و بیشرم خود بدل کرد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد