هرمزگان نیز مانند بسیاری پهنههای ایران عزیز، جغرافیایی جذاب و نماد فرصت اما معمولا مغفول در قاب روایت است. خطهای که سالهاست در متن زندگی ایرانیان حضور دارد؛ اما غالبا در حاشیه روایتها نشسته است. استانی که نامش با خلیجفارس، تنگه هرمز، بندرهای پرتکاپو، تجارت دریایی و صیادی گره خورده ودر لایههای زیرین خود، گنجینهای عظیم از فرهنگ، هنر،آیین، موسیقی، تنوع خوراک، صنایعدستی، معماری بومی وزیستجهان انسانی دارد که کمتر آنگونه که شایسته است، در «نمایش ملی» بازتاب یافته.
رویداد ایرانجان با تمرکز بر هرمزگان، در واقع یک جابهجایی زاویه دید را پیشنهاد میکند: بهجای نگاه از مرکز به حاشیه، اینبار ایران از ساحل روایت میشود. از دل کوچههای قدیمی بندرعباس، از رنگهای خیرهکننده جزیره هرمز، از شور زندگی در قشم، از صدای نیانبان و دهل، از سفرههای ساده اما پرمعنای جنوبی و از چهرههای آفتابخورده مردمانی که سالها بارِ تولید، تجارت، امنیت دریایی و گردشگری را بردوش کشیدهاند.
اهمیت ایرانجان در آن است که رسانهملی را از نقش منفعل «بازتابدهنده» به نقش فعال «همآفرین» ارتقا میدهد. در این رویداد، رسانه به پوشش یک جشن یا برنامه اکتفا نمیکند بلکه خود به عامل همافزایی بدل میشود: از سویی، با گردهم آوردن هنرمندان محلی، پژوهشگران، فعالان اجتماعی، جوانان خلاق، کارآفرینان و مسئولان، رسانهملی میتواند بستر گفتوگویی نو درباره «هویت جنوب» فراهم آورد؛ هویتی که هم ایرانی است، هم اسلامی، هم دریایی و هم جهانی. پرداخت دقیق به آیینها، موسیقیها، پوششها و روایتهای بومی، از فرورفتن آنها در حاشیه فراموشی جلوگیری میکند و به آنها شأنی ملی میبخشد.
ازدیگرسو، هرقابِ تلویزیونی و هر روایت رسانهای، میتواند به دعوتنامهای برای سفر بدل شود. معرفی هدفمند جاذبههای طبیعی قشم، هرمز، هنگام، لارک، سواحل مکران، بافت تاریخی بندرعباس، اقامتگاههای بومگردی و مسیرهای کمتر شناختهشده، زمینهسازی برای رونق گردشگری مسئولانه است؛ گردشگریای که به اقتصاد محلی جان میبخشد اما روح و اصالت فرهنگ بومی را قربانی سوداگری نمیکند.
هرمزگان فقط مقصد گردشگری هم نیست؛بندرکار، بندر تولید و تجارت است. معرفی صنایع دریایی، شیلات، کشتیسازی، صنایع کوچک و متوسط، محصولات بومی و صنایعدستی در قالب روایتهای جذاب رسانهای، میتواند پل ارتباطی میان تولیدکننده محلی و بازار ملی و حتی منطقهای شود. رسانهملی بهاینترتیب، به بازوی توسعه تبدیل میشود؛ بازویی که سرمایه اجتماعی را تقویت و اعتماد عمومی را به آینده این خطه مستحکم میکند.یکی از نقاط قوت رویکردی که در ایرانجان میتوان دید، عبور از نگاه مناسکی و مقطعی به استانهاست. اگر این رویداد در ساختار برنامهسازی رسانهملی نهادینه شود،میتواند زمینهساز تحولی عمیق درنسبت مرکز واستانها باشد:از«گزارشهای کوتاه وپراکنده» به «روایتهای عمیق و پیوسته»؛ از «حضور نمادین» استانها در چند قاب مناسبتی به «حضور مؤثر» آنها در سبد دائمی برنامهها؛ از «نگاه از بالا به پایین» به «همنشینی برابر و گفتوگویی» میان تهران و بندرعباس، تبریز و زاهدان، مشهد و اهواز و... . در این چارچوب و در ادامه برگزاری این رویداد، هرمزگان میتواند به الگوی موفق دیگری برای سایر استانها تبدیل شود؛ الگویی که نشان میدهد اگر رسانهملی با احترام به تفاوتهای فرهنگی و اعتماد به توان محلی وارد میدان شود، استانها نهفقط مخاطب و موضوع برنامه بلکه شریک در تولید معنا و محتوا خواهند بود.
ایرانجان در هرمزگان، فرصتی است برای اینکه ایران از جنوب نفس بکشد؛ از هوای گرم و مرطوب بندر، از نمک دریا، از رنگهای مسحورکننده خاک هرمز، از صدای امواجی که سدهها شاهد رفتوآمد کشتیها، داستانها، فرهنگها و تمدنها بودهاند. رسانهملی مصمم است این فرصت را با نگاهی بلندمدت، با احترام به اصالتهای بومی و با ارادهای جدی برای همافزایی با ظرفیتهای محلی دنبال و نقشی فراتر از یک «رسانه» ایفا کند.