این مطالعه با ایجاد یک سیستم ایمنی هیبریدی -ترکیبی از سلولهای بیمار و سلولهای اهداکننده-راهی را گشوده که شاید بتواند بدن را از حمله به سلولهای تولیدکننده انسولین بازدارد و مسیر درمان بیماریهای خودایمنی را دگرگون کند.
راز موفقیت این روش در یک پیشدرمانی ملایم نهفته است؛ رویکردی که برخلاف پیوندهای کلاسیک مغز استخوان، خبری از شیمیدرمانی سنگین و پرتودرمانی شدید در آن نیست. پژوهشگران با استفاده از چند آنتیبادی هدفمند، دوز پایینی از تابش و دارویی برای کاهش فعالیت خودایمنی، شرایطی ایمن ایجاد کردند تا بدن موشها سلولهای جدید پانکراس را بدون نیاز به داروهای ضددرد بپذیرد. نتیجه شگفتانگیز بود؛ همه موشهای پیشدیابتی از ابتلا به بیماری نجات یافتند و تمام موشهای مبتلا بهطور کامل درمان شدند و این اثر دستکم شش ماه پایدار باقی ماند.
اگرچه مسیر انتقال این روش به انسان هنوز با چالشهایی مانند کمبود سلولهای پانکراسی و نیاز به اهداکننده مشترک همراه است اما امید به تولید سلولهای آزمایشگاهی و افزایش بقای پیوندها، آیندهای متفاوت را نوید میدهد. بسیاری از متخصصان معتقدند استنفورد تنها یک درمان تازه ارائه نکرده، بلکه دری بهسوی عصر جدیدی در پزشکی گشوده است؛ عصری که شاید برای نخستینبار، درمان قطعی دیابت نوع ۱ دیگر یک رؤیای غیرممکن نباشد.
پژوهش چه میگوید؟
پژوهشی تازه در دانشگاه استنفورد، امیدی تازه برای میلیونها بیمار مبتلا به دیابت نوع یک ایجاد کرده است. در این تحقیق، یک تکنیک ترکیبی توانست بیماری را در موشها بهطور کامل معکوس کند؛ رویکردی که تا چند سال پیش غیرقابلتصور بود و اکنون میتواند مسیر درمانهای خودایمنی را به شکلی بنیادین دگرگون سازد.
دیابت نوع یک از پیچیدهترین بیماریهای خودایمنی محسوب میشود، زیرا سیستم ایمنی بهجای محافظت از بدن، سلولهای بتای پانکراس را تخریب میکند؛ سلولهایی که تولیدکننده انسولین هستند. نبود این هورمون حیاتی نهایتا بیماران را وابسته به تزریق مادامالعمر انسولین میکند. اکنون با پیشرفتهای جدید، این چشمانداز تلخ شاید روزی پایان یابد.
مشکل اصلی: سیستم ایمنی که علیه بدن میجنگد
برخلاف دیابت نوع ۲ که معمولا از مقاومت بدن در برابر انسولین ناشی میشود، دیابت نوع یک اختلالی خودایمنی است. در این بیماری، بدن امکان شناسایی صحیح سلولهای تولیدکننده انسولین را از دست میدهد و آنها را دشمن تلقی میکند.
دههها تلاش علمی بر محافظت یا جایگزینی این سلولها متمرکز بوده اما مشکل بزرگتر همان سیستم ایمنی است که دوباره و دوباره سلولهای جدید را نیز نابود خواهد کرد. بنابراین راهحل اصلی، بازآموزی سیستم ایمنی و تغییر نحوه عملکرد آن است. پژوهش اخیر استنفورد در همین مسیر گام برمیدارد.
رویکردی انقلابی: ایجاد یک «سیستم ایمنی هیبریدی»
مطالعه منتشر شده در ساینس، روشی را معرفی میکند که دو نوع پیوند را همزمان انجام میدهد؛ اول سلولهای بنیادی خونساز (HSC) از مغز استخوان و دیگری جزایر پانکراسی تولیدکننده انسولین. ایده مرکزی این روش، ساختن یک «سیستم ایمنی هیبریدی» است.این سیستم ترکیبی ازسلولهای ایمنی بیمار وسلولهای اهداکننده خواهدبود. چنین سازوکاری باعث میشود بدن سلولهای جدید پانکراس را بهعنوان بخشی از خود بپذیرد وحمله به آنها را متوقف کند.
پیشدرمانی ملایم، کلید موفقیت روش جدید
پیوند مغزاستخوان در روشهای متداول، مستلزم شیمیدرمانی و پرتودرمانی سنگین است؛ فرآیندی پرمخاطره و بسیار تهاجمی. اما پژوهشگران دانشگاه استنفورد رویکردی اساسا متفاوت در پیش گرفتند، استفاده از چند پادتن (آنتیبادی) هدفمند، تابشدرمانی با دوز پایین و کنترلشده و درنهایت، دارویی برای سرکوب فعالیت خودایمنی.
این پیشدرمانی ملایم، خطرات رایج پیوند را بهطور چشمگیری کاهش داد. نتایج شگفتانگیز بود: موشها نهتنها پیوند را پس نزدند، بلکه هیچکدام به عارضه خطرناک«پیوند علیه میزبان»مبتلا نشدند؛ عارضهای که درانسان میتواند کشنده باشد.
درمان کامل بدون نیاز به داروهای ضدرد
ارقام بهدستآمده در این پژوهش واقعا قابلتوجه است. تمام۱۹موش پیشدیابتی هرگزبه دیابتنوع یک مبتلا نشدند و ۹موش از قبل مبتلا به دیابت، کاملا بهبود پیدا کردند. هیچکدام از آنها پس از پیوند به داروهای سرکوبکننده ایمنی مادامالعمر نیاز نداشتند و این بهبود دستکم تا شش ماه کاملا پایدار ماند.
دکتر جودیت شیزورو، یکی از پژوهشگران اصلی این پروژه، میگوید: «بزرگترین چالش ما طراحی پروتکلی بود که حتی برای بیماران مبتلا به بیماریهای خودایمنی غیرکشنده نیز قابلقبول و ایمن باشد.» درواقع، این روش بهجای نابودی کامل یا سرکوب دائمی سیستم ایمنی، آن را «بازتنظیم» میکند. همین رویکرد ملایم و هوشمندانه میتواند پایهگذار نسل جدیدی از درمانهای بیماریهای خودایمنی باشد.
چرا این مسیر هنوز طولانی است؟
با وجود نتایج چشمگیر در موشها، انتقال این روش به کاربرد انسانی نیازمند حل چند مشکل اساسی است؛ اولین چالش کمبود جزایر پانکراسی انسانی است. این سلولها تنها پس از مرگ اهداکننده قابل برداشت بوده و مقدار آنها محدود است. تأمین سلول کافی برای یک بیمار انسانی ممکن است دشوار باشد. چالش دوم، نیاز به تطابق اهداکننده و گیرنده است. برای جلوگیری از رد پیوند، سلولهای پانکراسی و سلولهای بنیادی خونساز باید از یک اهداکننده باشند؛ موضوعی که کار را پیچیدهتر میکند و چالش دیگر مقیاس سلولی مورد نیاز برای انسان است. بدن یک انسان بهمراتب بزرگتر از بدن موش است و حجم بیشتری از سلولهای تولیدکننده انسولین لازم دارد.
راهحلهای احتمالی: تولید سلولهای پانکراسی در آزمایشگاه
پژوهشگران برای غلبه بر این محدودیتها، دو مسیر اصلی و امیدبخش را دنبال میکنند: ۱-تولید جزایر پانکراسی از سلولهای بنیادی پرتوان انسانی؛ مسیری که در صورت موفقیت، مشکل کمبود اهداکننده را برای همیشه برطرف میکند. ۲- بهبود بقا و عملکرد سلولهای پیوندشده؛ با تقویت خود سلولها یا بهینهسازی محیط پیوند، کارایی و دوام درمان بهطور چشمگیری افزایش مییابد. این پیشرفتها نهتنها برای دیابت، بلکه برای بیماریهایی مانند آرتریت روماتوئید، لوپوس و کمخونی داسیشکل نیز کاربرد بالقوه دارند.
آغاز عصر جدید درمانهای خودایمنی
این روش نوین شاید یکی از جدیترین و امیدوارکنندهترین گامها در مسیر درمان قطعی دیابت نوع یک باشد؛ درمانی که نه به انسولیندرمانی وابسته است و نه به مصرف مادامالعمر داروهای سرکوبکننده ایمنی نیاز دارد.
اگر نتایج این پژوهش در کارآزماییهای انسانی نیز تأیید شود، روزی فراخواهدرسید که بیماران مبتلا به دیابت نوع یک، بدون نیاز به تزریق انسولین و بدون ترس از نوسانات خطرناک قندخون، زندگی کاملا عادی و سالمی داشته باشند.
مهمتر از آن، این دستاورد میتواند الگویی انقلابی برای درمان طیف گستردهای از بیماریهای خودایمنی ایجاد کند؛ الگویی که بر «بازآموزی» هوشمندانه سیستم ایمنی استوار است، نه نابودی یا سرکوب دائمی آن.
این پژوهش فراتر از یک پیشرفت علمی معمولی است؛ نویدبخش عصری جدید است که در آن، «درمان قطعی» دیابت نوع یک دیگر یک رویا نیست، بلکه واقعیتی در دسترس خواهد بود.