موقعیت ضد ایرانیِ آمریکا، فضای مانور واشنگتن را محدود کرده است

فارس: مدیر موسسه تحقیقات صلح کپنهاک گفت:موقعیت آمریکا به عنوان سردمدار ضد ایران در مسئله تاسیسات هستهای فضای مانور آن را محدود کرده است.
کد خبر: ۱۴۱۴۲۹

« هاکان وایبرگ» در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار سیاست خارجی فارس در خصوص پیشنهاد البرادعی مبنی بر گفتگوی مستقیم میان ایران و آمریکا گفت: پرسش نخست این است که چرا وی چنین پیشنهادی داده است. آیا این پیشنهاد از سوی آمریکا به وی داده شد؛ یا از سوی کشورهای دیگر مانند اتحادیه اروپا این پیشنهاد به وی ارائه گردید؛ پاسخ قطعی به این پرسش دشوار است بنابراین باید برخی احتمالات را در نظر گرفت.
هاکان افزود: در رابطه با مورد نخست، سوال فرعی این است که چرا آمریکا چنین پیشنهادی داده است؛ پاسخ احتمالی این است که آمریکا به علت فقدان روابط دیپلماتیک با ایران، خودش را در انزوا قرار داده است و این امر دشواری است؛ زیرا دولت بوش معتقد است که به کمک ایران در عراق نیازمند است و این کار با همکاری ایران ممکن میباشد. در همین حال، موقعیت آمریکا به عنوان سردمدار ضد ایران در مسئله تاسیسات هستهای ( و مسئلهای که از 1979 تاکنون ادامه یافته است یعنی اشغال سفارت آمریکا و شکست مداخله نظامی آن)، فضای مانور آن را محدود کرده است؛ به همین دلیل امیدوار است که چند اقدام را به طور همزمان انجام دهد که ترکیب این اقدامات دشوار است.
وی در تشریح این اقدامات ادامه داد: 1- آمریکا خواستار آن است که وارد یک نوع تعامل دیپلماتیک با ایران شود که معتقد است بهترین آن میباشد. به طوری که در آن توافقات و تهدیدات تاجایی که ممکن است مخفی باقی بماند.(آمریکا فکر میکند که می تواند در صورت افشای هرگونه مطالبی از سوی ایران، میتواند آنها را انکار کند.) 2- آمریکا خواستار آن است که برای مذاکره از سوی ایران دعوت شود نه این که خودش ایران را دعوت کند. 3- آمریکا خواهان است که به جای ناتو، غرب و شورای امنیت سازمان ملل با ایران وارد مذاکره شود. رویای آمریکا این است که در صورت دست یافتن به هر نتیجهای آن را با افتخار ماحصل کار خود بداند.
مدیر مؤسسه تحقیقات صلح کپنهاک با تاکید بر این که به چند دلیل ترکیب مسایل دشوار است اظهار داشت: نخست آنکه، در هر دو مسئله یعنی عراق و مسئله هستهای ایران،این آمریکاست که چیزهایی را از ایران میخواهد.اگر آمریکا به دنبال کسب موافقت ایران است، میتواند تهدیدات یا تعهداتی را مطرح نماید. با وجود این، تهدیدات این خطر را ایجاد میکنند که ایران این مذاکرات را ترک کند یا مفاد مذاکرات را منتشر سازد. ایجاد تعهدات برای برخی موضوعات همان خطرات را در پی ندارد اما نگرانیهای داخلی ممکن است خواستار آن باشد که آنها مخفی بمانند. در حالی که دولت بوش نمیخواهد به عنوان کشوری که در برابر ایران ملایم شده نگریسته شود با استفاده از جنگ لفظی تحت عنوان محور شرارت خود را از نظر سیاسی گرفتار کرده است. از آنجا که ایران به احتمال زیاد ممکن است به تعهداتی اعتماد کند که منتشر شدهاند و دشوار است که از آنها پرهیز کند، لذا منافع متفاوتی وجود دارد.
« وایبرگ» تاکید کرد: آمریکا به دشواری میتواند موارد خواسته شده خود را ترکیب نماید. یکی از موضوعات مطرح در غرب این است که آمریکا کرارا9 بیان میکند که معتقد است بهترین نتایج از طریق اتخاذ مواضع تند و تجدید سازمان سایر کشورها پیرامون آن بدست خواهد آمد. در حالی که برخی از اعضای جدی اتحادیه اروپا و همچنین روسیه و برخی کشورها به دنبال مذاکرات و راه حل بر پایه یافتههای ناشی از منافع مشترک و عملی هستند. این امر دشواریها و محذورات آمریکا را تعریف میکند. ایران بر خلاف سایر کشورها تسلیم تهدیداتی که به عنوان موضوعات حیاتی تلقی میشوند،نخواهد شد. تاریخ روابط ایران و آمریکا این احتمال را کمتر خواهد کرد. در بالاترین حد آن، ایران آزادی عمل گستردهای دارد که ایالات متحده با درهم کوبیدن افغانستان و عراق و منزوی ساختن ترکیه و روسیه ایجاد کرده است. از اینرو، اگر آمریکا چیزی را میخواهد باید چیزی را بپردازد.در بهترین حالت،آنها میتوانند در ازاء عراق توافقاتی را در خصوص مسئله هستهای انجام دهند.اما با توجه به مخمصه ای که دولت بوش خود را در آن گرفتار کرده است، این پرداخت، بسیاری از بازهای(تندرو) آمریکا را ناخرسند خواهد کرد.
وی در تشریح فرضیه دوم خود که در ابتدا مطرح کرده بود، یادآور شد: بر اساس فرضیه دوم، این آمریکا نیست که از البرادعی خواست تا پیشنهاد مذاکره دوجانبه را مطرح سازد.(گرچه آمریکا ممکن است از این پیشنهاد استقبال کند). چه انگیزههایی میتواند سایرین را به ارائه چنین پیشنهاداتی وادار سازد؛ پاسخ به این پرسش تا اندازهای ممکن است بر این اساس باشد که دیگران چه میخواهند. اما در این خصوص مسائل چندی قابل ذکر است. حمایت گسترده ای از پیمان عدم اشاعه سلاحهای هستهای بویژه در میان کشورهایی که آن را دارا هستند و همچنین در میان کشورهایی که فاقد آن هستند- وجود دارد، بنابراین آمریکا میتواند روی برخی حمایتها جهت متقاعد کردن ایران که سلاحهای هستهای را تحصیل نکند، حساب نماید.
این کارشناس برجسته مسائل بینالمللی تصریح کرد: هنوز اختلافات گستردهای در این خصوص وجود دارد که تا چه اندازه این تهدیدات بزرگ هستند و تا چه اندازه می توان ایران را متقاعد کرد. این تهدیدات احتمالا در آمریکا و اسرائیل بزرگ تلقی میشوند.
وی در خصوص موافقت ایران با پذیرش بازرسیها از راکتور آب سنگین اظهار داشت: این موضوع ابعاد متفاوتی دارد. از جنبه صرفا9 علمی، سازمان ملل و آژانس بینالمللی انرژی اتمی مایل به بازرسی از همه تاسیساتی هستند که میتواند برای تولید اورانیوم 235 و پلوتونیوم 239 به کار رود. منظور از آن، هم راکتورها و هم تاسیسات مربوط به غنیسازی است. تکثر و پیشبینیپذیری و بازرسیها باید بر اساس دستورالعمل مورد مذاکره قرار گیرند تا به اندازه کافی این اطمینان حاصل شود که ایران نمیتواند اورانیوم یا پلوتونیوم با غنای بالا برای تولید بمب هستهای تولید کند. عبارت « به اندازه کافی» در این جا مهم است زیرا میتواند برای اهداف سیاسی مورد استفاده قرار گیرد. ما در عراق دیدیم که چگونه آمریکا مطالبات خود را افزایش داد تا ظاهرا9 100 درصد مسلم سازد که هیچ سلاح یا آمادگی برای کسب آن از نظر آنها دور نمانده است. از آنجا که دسترسی 100 درصد هرگز حاصل نشد این امر بدان معنی بود که آمریکا خواستار توافق نبوده بلکه در پی بهانهای برای مبادرت به جنگ بود. هر بار که عراق توافق کرد آمریکا خواسته دیگری را مطرح ساخت تا جایی که در نهایت بازرسان سازمان ملل تحتالشعاع قرار گرفتند. ابعاد تکنیکی این قضیه نیز بسیار مهم هستند. بویژه هنگامی که برای تشخیص تقاضاهای علمی از تقاضاهایی از ماهیت سیاسی نشأت میگیرند، مورد استفاده واقع شوند.
«وایبرگ» در پاسخ به این پرسش که آمریکا و اروپا چه اقدامی برای اعتمادسازی باید انجام دهند گفت: نخستین اقدام درک این موضوع است که اعتمادسازی یک ضرورت است. این موضوع در اروپای غربی بهتر از آمریکا قابل درک است، زیرا بسیار دشوار است که تهدیدات و اعتمادسازی را ترکیب کرد.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها