jamejamonline
فرهنگی کتاب و ادبیات کد خبر: ۱۲۸۰۰۵۳ ۲۲ مهر ۱۳۹۹  |  ۱۳:۴۲

معنی ضرب المثل پند دادن به نادان مانند تخم افکندن در شوره زار است ، به افرادی اشاره می کند که نه تنها نادان هستند بلکه نصیحت دیگران را نیز گوش نمی دهند. همچنین این مثل انجام دادن کار بیهوده اشاره می کند

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از ستاره ، حتما شنیده اید که می گویند کسی که خواب است را می توان بیدار کرد اما کسی که خودش را به خواب زده هرگز نمی توان بیدار کرد. نصیحت کردن افراد نادان نیز همینقدر بیهوده و بی نتیجه است. کسی که نادان است قدر نصیحت را نمی داند و به حرف دیگران گوش نمی دهد و در نادانی خود می ماند. در این مطلب معنی ضرب المثل پند دادن به نادان مانند تخم افکندن در شوره زار است را که به همین مفهوم اشاره دارد و حکایت جالب آن را می خوانید. حکایتی کوتاه و پندآموز که انسان دانا را از انجام کار بیهوده و بی نتیجه باز می دارد. 

معنی ضرب المثل پند دادن به نادان مانند تخم افکندن در شوره زار است

  • این ضرب المثل یعنی نصیحت کردن آدم های نادان و جاهل، بی فایده است؛ این کار مثل کاشتن دانه در نمکزار است که چیزی سبز نمی شود و ثمری ندارد.
  • پند دادن به افراد نادان به بیهودگی صحبت کردن با انسان ناشنوا و اشاره کردن به انسان نابیناست.
  • مفهوم کلی این ضرب المثل «انجام دادن کار بیهوده و بی حاصل» است.

ضرب المثل پند دادن به نادان مانند تخم افکندن در شوره زار است  + داستان آن

 

ضرب المثل های مشابه

  • آب در هاون کوبیدن
  • خشت بر آب زدن

حکایت و داستان پند دادن به نادان مانند تخم افکندن در شوره زار است

روزی یک شکارچی، پرنده ای را به دام انداخت. پرنده به شکارچی گفت: ‌ای مرد بزرگوار! تو در طول زندگی خود گوشت گاو و گوسفند بسیار خورده‌ای و هیچ وقت هم سیر نشده‌ ای. پس از خوردن بدن کوچک و ریز من هم سیر نمی‌شوی. اگر قول بدهی مرا آزاد کنی، در عوض من سه نصیحت ارزشمند به تو می‌کنم تا به سعادت و خوشبختی برسی. برای اطمینان پند اول را در دستان تو می‌دهم. اگر آزادم کنی پند دوم را وقتی که روی بام خانه‌ ات بنشینم به تو می‌دهم و پند سوم را هم وقتی که بر درخت بنشینم.
مرد قبول کرد.
پرنده گفت: پند اول این است که: سخن محال را از کسی باور نکن.
مرد که خوشش آمده بود بلافاصله او را آزاد کرد. پرنده بر سر بام نشست و گفت پند دوم این است که: هرگز غم گذشته را نخور و برای چیزی که از دست داده ای حسرت دیگر نخور.
پرنده روی شاخ درخت پرید و گفت: ‌ای بزرگوار! در شکم من یک مروارید گرانبها به وزن ده درم هست. ولی متأسفانه روزی تو و فرزندانت نبود؛ و گرنه با آن ثروتمند و خوشبخت می‌شدی. مرد شکارچی از شنیدن این سخن بسیار ناراحت شد و آه و ناله‌اش بلند شد. پرنده با خنده به او گفت: مگر تو را نصیحت نکردم که بر گذشته افسوس نخور؟ یا پند مرا نفهمیدی یا کر هستی؟ پند دوم این بود که سخن ناممکن را باور نکنی.‌ای ساده لوح! همۀ وزن من سه درم بیشتر نیست، چطور ممکن است که یک مروارید ده درمی در شکم من باشد؟ مرد به خود آمد و گفت: ‌ای پرندۀ دانا پند‌های تو بسیار ارزشمند و گرانبهاست. پند سوم را هم به من بگو.
پرنده پاسخ داد: آیا به آن دو پند عمل کردی که پند سوم را هم بگویم. پند دادن به نادان مانند تخم افکندن در شوره زار است
ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

در عرف روزنامه‌نگاری، برخی مطالب وابسته به زمان است و اگر انتشارشان کمی با تاخیر انجام شود، مطلب با اهمیتی محسوب نمی‌شود و از صفحه در می‌آید، اما گاهی باید برخی نکات را با کمی تاخیر بیان کرد، درست مانند همین مطلب.

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

آسمان، خاکستری است. زمین، یک دشت وسیع است پر از خانه‌های مخروبه و خرابه‌های سیمان و بتون و آجری که روزی دیوارهای خانه‌هایی بودند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر