jamejamonline
فرهنگی عمومی کد خبر: ۱۲۷۶۷۱۶ ۰۱ مهر ۱۳۹۹  |  ۰۸:۲۲

با نگاهی به آموزه های دینی می بینیم که آن چه امروزه از آن به عنوان پیشگیری از جرم یاد می شود در تار و پود پیام های آسمانی و رهنمودهای انبیا و اولیا الهی بوده است. و بالاتر از آن از آنجا که رسالت دین رهایی انسان از تباهی و فساد و گمراهی می باشد لذا پیشوایان دینی برای تحقق آن از هیچ تلاشی دریغ نمی کردند و قبل از مبارزه با معلول با علت و زمینه گناه و جرم مبارزه می کردند و بر این اساس پیشگیری از انحراف و کژی درصدر وظایف رهبران دینی قرار داشته است.

بررسی نقش نماز در پیشگیری از وقوع جرم

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از خبرگزاری قنوت؛ توجه به آموزه های دینی در خصوص پیشگیری از جرم از اهمیت بالایی برای نظام قضایی کشور ما که مبتنی بر احکام اسلامی است برخوردار می باشد بی تردید اقدام پیشگیرانه از وقوع جرم و بزهکاری و انحراف و گمراهی از اصول قضای اسلامی و سیاست جنایی اسلام محسوب می شود این اقدامات پیشگیرانه مجموعه ای از اقدامات و فعالیت های سازنده تربیتی، آموزشی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را در بر می گیرد. واقعیت آن است که کار آمدی احکام اسلامی و قضایی اسلام در بستر مناسب و طبیعی خود جلوه گر می شود. بستر طبیعی اجرای احکام اسلامی جامعه ای را می طلبد که در آن قبل از مبارزه با معلول با علت و اساس آن مبارزه شود.
 
جرم
جرم يا بزه عبارت است از عملي كه قانون را نقض كند. به بيان ديگر هر عملي كه داراي دو شرط زير باشد، جرم است: رفتاري كه بيش از حد قابل قبول مخرب باشد. رفتاري كه كنترل آن از طريق احكام غيررسمي، به تنهايي دشوار باشد دور كيم جامعه شناس فرانسوي مي‌گويد: «هر عملي كه در خور مجازات باشد، جرم است. «يعني هر فعل يا ترك فعلي كه نظم و آرامش اجتماعي را مختل سازد و قانون نيز براي آن مجازاتي تعيين كرده باشد،«جرم» محسوب مي‌شود.
به نظر دوركيم، «ما كاري را به خاطر «جرم» بودن محكوم نمي‌كنيم بلكه از آن جايي كه آن را محكوم مي‌كنيم جرم تلقي مي‌شود». از نظر حقوقي نيز «جرم عملي است كه برخلاف يكي از موارد قانون مجازات عمومي هر كشور باشد و مجرم كسي است كه درزمان معيني عمل او بر خلاف قانون رسمي كشور باشد.» (صناعي،1361)  براي بررسي بهتر موضوع، پديده جرم را از چند رويكرد تعريف مي‌كنيم. جرم عبارتست از عملی که قانون را نقض می کند. جرم مانند سایر اشکال انحراف، امری نسبی است. عملی که در جامعه ای جرم شناخته می شود ممکن است در جامعه دیگر مجازاتی نداشته باشد .
 
 
عناصر تشکیل دهنده جرم
 عنصر مادی: هر آنچه که از شمول فعل و انفعال ذهنی مرتکب خارج و به نحوی تجلی بیرونی داشته باشد در چارچوب رکن مادی جرم قابل بررسی است. مانند: بروز قتل یا سرقت.
 عنصر معنوی: عنصر معنوی یا رکن روانی جرم همان فعل و انفعال ذهنی مغایر با قانون جزایی است. بنابراین فردی که ذهنش فعل و انفعال نداشته باشد، موضوع حقوق کیفری قرار نمی گیرد. به عبارت دیگر شخصی قابلیت و صلاحیت داشتن فعل و انفعال ذهنی را دارد که توانایی اندیشیدن و خواستن را دارا باشد.
 
تعريف انواع بزه هاي معمول
در اكثر جوامع اعمال زير بر اساس تعريفي كه براي آن بيان شده است به عنوان جرم شناخته مي‌شود و از نظر قوانين حقوقي مشمول تنبيه هستند.
قتل عمد (Homicide) : عملي كه بدون دليل قانوني سبب مرگ ديگري شود.
تجاوز (Rape): انجام اعمال جنسي و غير قانوني با زور در مورد زنان.
غارتگري(Robbery) : برداشت و يا قصد برداشت به زور و يا تهديد آميز متعلقات ديگران.
نزاع  (Assault): قصد غير قانوني در آسيب رساندن و جريحه دار كردن عواطف مردم از طريق لفظي و يا فيزيكي، نوع شديد آن منجر به ضرب و جرح مي‌شود.
تجاوز به حريم(Burglary) : ورود غير قانوني با زور و يا بدون زور به خانه مسكوني، اداره، كارخانه، محل كار و ... به قصد استفاده و دزدي.
دزدي(Larceny theft) : برداشت ويا سعي در برداشت غير قانوني اموال ديگران بدون توسل به زور مثل جيب بري .
دزدي وسائط نقليه (Motor vehicle theft) : برداشت و يا سعي در برداشتن غير قانوني وسائل نقليه كه به ديگران تعلق دارد.
آتش افروزي (Arson) : ايجاد خسارت عمدي از طريق آتش زدن اموال شخصي ديگران و يا اموال عمومي مردم
كلاهبرداري (Fraud) : قصد عمدي در فريب دادن ديگران به منظور نفع شخصي.
وحشي گري (Vandalism) : غارتگري خصمانه، وارد كردن خسارت به عمد به اموال خصوصي و يا عمومي مثل شكستن شيشه هاي اماكن عمومي و حمله به مردم.
فحشا (Prostitution) : انجام رابطه نامشروع و غير قانوني جنسي و يا تبليغ آن.
 
تعریف پیشگیری
واژه پیشگیری امروزه در معنی جاری متداول آن دارای دو بعد است. «آگاه کردن، خبر چیزی را دادن و هشدار دادن است» اما در جرم شناسی پیشگیرانه، پیشگیری در معنی اول آن مورد استفاده واقع می شود. آقای گسن جرم شناس فرانسوی برای پیشگیری از جرم 4 معیار در نظر گرفته است :اقدامی پیشگیرانه تلقی می شود که هدف اصلی آن تضمین پیشگیری از بزهکاری یا انحرافات جرم گونه باشد یعنی اقدام مؤثر علیه عوامل یا فرآیندهایی که در بروز بزهکاری و انحراف نقش تعیین کننده و قاطع ایفا می کنند. تدابیر یا اقدامات پیشگیرانه جنبه مهمی دارد یعنی مخاطب آن کل جمعیت یا گروه یا بخش معینی از آن است.  زمانی که هدف اجتناب از انتخاب رفتارهای مجرمانه یا منحرفانه است اقدام های یا تدابیری پیشگیرانه خوانده می شود که قبل از ارتکاب اعمال بزهکارانه یا کجروانه و نه بعد از آن اعمال شوند. اگر پیشگیری شامل اعمال تدابیر یا اقدامات قبل ازارتکاب هر جرم کیفری یا پیش از انتخاب هر رفتار منحرفانه است در آن صورت این تدابیر یا اقدام ها نمی توانند مستقیماً قهرآمیز و سرکوبگر باشند زیرا اعمال سرکوبی کیفری مستلزم آن است که جرمی قبلاً ارتکاب یافته باشد .آقای گسن با توجه به این معیارهای چهارگانه معتقد است که پیشگیری شامل مجموع تدابیر سیاست جنایی به استثنای تدابیر نظام کیفری می شود که غایت انحصاری یا لا اقل جزئی آن، تحدید امکان وقوع مجموع اقدام های مجرمانه از طریق غیر ممکن کردن، دشوار کردن یا کمتر محتمل کردن آنهاست.
 
پيشگيري از بزهكاري
پيچيدگي ماهيت بزهكاري پيشگيري را نيز مشكل مي‌كند و رهيافت هاي چندگانه اي را كه مي‌طلبد كه كليه عوامل خطرزا را در نظر بگيرد. از ديدگاه بهداشت عمومي در پيشگيري بزه، استراتژي ها و مداخله ها در سه سطح كلي همانند ساير مسائل بهداشتي و اجتماعي طبقه بندي مي‌شود. اين سه سطح شامل پيشگيري نوع اول يا اوّليه پيشگيري نوع دوم يا ثانويه و پيشگيري نوع سوم يا ثالثيه است كه بر اساس سطوح مختلف براي هر جامعه اي متغير است.
پيشگيري اوّليه (سطح اول): ايجاد يك محيط سالم
در پيشگيري اوّليه به ريشه مسئله و عوامل خطرزاي محيطي توجه مي‌شود. اين نوع پيشگيري سعي بر آن دارد كه امكان درگير شدن با مسئله طوري پيش برود كه هرگز محلي براي رشد مسئله وجود نداشته باشد. به همين علت استراتژي هاي برنامه ضرورتاً طوري انتخاب مي‌شوند كه بتوانند عوامل مخاطره آميز را كاهش دهند، وضع قوانين كه بعضي از محدوديت ها را ايجاب مي‌كنند از آن جمله اند. براي مثال در جامعه اي كه حمل اسلحه آزاد است،  اين آزادي خود يك عامل خطرزاي امكان درگير شدن با مسئله بزه است . بنابراين منع حمل اسلحه يكي از استراتژي ها در آن جامعه خواهد بود. اگر چه تناقضاتي در بعضي از يافته هاي پژوهش در مورد كنترل بزه وجود دارد ليکن اکثر يافته ها بيانگر آنند كه برنامه هاي پيشگيري مستقيماً تأثير زيادی در كاهش رفتار هاي بزهكارانه نداشته اند در مقابل به پژوهش هايي نيز بر مي‌خوريم که نشان داده اند مداخله اوّليه جامعه و خانواده متفقاً در كنترل بزهكاري تأثير دارند. عمده برنامه ريزي هاي اين مداخلات بر اساس يافته هايي است كه نشان مي‌دهند عوامل خانوادگي مانند : طلاق، مرگ والدين، كثرت اولاد، فقدان حمايت هاي رواني و بي توجهي به نياز هاي عاطفي فرزندان  بي انضباطي در خانواده، وجود فرد بزهكار يا ناسازگار اجتماعي، خيانت زن يا شوهر، اختلافات خانوادگي، طرد از خانواده، فقدان زمينه هاي تربيتي مناسب در خانواده، مسكن نامناسب از نظر فضاي فيزيكي و فقر در تقويت و يا كنترل بزهكاري نقش دارند. عوامل اجتماعي مانند، بي سوادي، رشد بي رويه جمعيت، صنعتي شدن، اختلافات طبقاتي، قوانين تحميلي، بي عدالتي اجتماعي، بيكاري، جنگ، محيط اجتماعي نامناسب (زندگي در جوار بزهكاران)، فقدان امكانات تفريحي سالم و قابل دسترس همه طبقات جامعه، زاغه نشيني، زورمداري سياسي، در كنترل و رشد بزه مؤثرند. به همين جهت استراتژي هاي مداخله اي خانواده گرا  و جامعه گرا در پيشگيري نوع اول اهميت پيدا مي‌كنند. خلاصه اينكه در سطح اول پيشگيري عمده مسئوليت به عهده خانواده و جامعه است. بسياري از ديدگاه هاي روانشناختي، سن مناسب براي سطح پيشگيري نوع اول را قبل از 8 سالگي مي‌دانند.
پيشگيري ثانويه (سطح دوم) : كاهش عوامل خطرزا
در پيشگيري ثانويه هدف كلي دور نگهداشتن فرد از فعاليت هايي است كه خطر بر چسب بزه را در فرد تقويت مي‌كند. مثل كنترل خشم و خشونت، كنترل هاي خانواده بر رفتار هاي ضد اجتماعي و دوري از دوستان بزهكار. پيشگيري نوع دوم نيز مانند پيشگيري نوع اول استراتژي هاي برنامه ريزي خود را بر اساس يافته هاي پژوهش ها طرح مي‌كند و تأكيد زيادي بر فرد و يا ارتباطات فرد دارد. به همين جهت استراتژی های پيشگيری نوع دوم از طريق يادگيری مهارت هاي زندگي اجتماعي از يك طرف و محيط اجتماعي و ارتباطات فردي از طرف ديگر تأكيد مي‌كند. اهميت اين سطح به عنوان سطح پيشگيري كمك به افراد در معرض خطر است.
پيشگيری ثالثيه (سطح سوم) : کنترل موقعيت خطر
پيشگيری سطح سوم سعی مي‌کند موقعيت مسئله را اصلاح و يا در آن مداخله کند و هدف آن پيشگيری از تکرار فعاليت هايي است که جرم شناخته مي‌شود.  برای اين نوع پيشگيری لازم است درگير مسائلی مانند تنبيه، جريمه و بازتوانی از طريق نظام حقوقی و قضا شود. پيشگيری نوع سوم برنامه ريزی مداخله ای و اداره موقعيت های خطرناک (Management Crisis Situation) را بر اساس فعاليت هايي تنظيم مي‌کند که ممکن است باعث بزهکاری شوند.
 
پیشگیری وضعی از نگاه آموزه های اسلام
یکی از شیوه های پیشگیری از جرم، پیشگیری وضعی است که با تغییر وضعیت فرد و شرایط محیط مانند زمان و مکان درصدد است که از ارتکاب جرم توسط فرد مصمم به انجام جرم جلوگیری کند. در میان آموزه های اسلامی نکات دقیق و فراوانی در این باره وجود دارد. در سیاست جنایی اسلام سه شیوه مبارزه علیه بزهکاری وجود دارد که مکمل یکدیگرند این راه حل سه گانه عبارتند از:
مرحله قبل از تصمیم گیری قطعی مجرم به ارتکاب جرم
 مرحله پس از تصمیم گیری قطعی مجرم به ارتکاب جرم و قبل از تحقق عمل مجرمانه
مرحله پس از اجرای فکر مجرمانه و تحقق بزهکاری
در مورد مرحله اول تدابیر مختلف اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و غیره در جهت خشکاندن ریشه مجرمیت و ایجاد جامعه ای سالم به صورتی که تصمیم به ارتکاب جرم در ذهن افراد تحقق نیابد، اعمال میگردد . ایجاد تعهدات مذهبی و ایجاد فرهنگ صبر در مقابل وسوسه های مجرمانه و ایجاد همبستگی و تعامل اجتماعی جزء این شیوه به حساب می آید. در مرحله دوم که فرد تصمیم قاطع به ارتکاب جرم گرفته و شیوه های مرحله اول در او موثر نیفتاده، راه حل هایی که به کار گرفته می شود تا شخص مصمم به ارتکاب جرم نتواند تصمیم خود را عملی سازد. در این مرحله باید وضعیتی ایجاد شود که تحقق عمل مجرمانه را دشوار و پرخطر یا ناممکن سازد از این رو به این شیوه پیشگیری وضعی گفته می شود. در این روش گاهی فرد در معرض بزه دیدگی مد نظر قرار می گیرد و با حمایت از او یا آنچه در معرض وقوع جرم است (آماج های جرم) از تحقق عمل مجرمانه جلوگیری می شود. و در مواردی نیز با تغییر شرایط محیطی اعم از مکان و زمان و ... امکان تحقق جرم سلب یا وقوع آن دشوار تر می گردد.
اما مرحله سوم یعنی پس از تحقق عمل مجرمانه نیز در سیاست جنایی اسلام از اهمیت زیادی برخوردار است. زیرا از طرفی به دلایل و عوامل وقوع جرم اعم از اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و حتی ژنتیکی و تاثیر آنها بر وقوع جرم و همچنین محیط و وضعیت فرد در معرض بزهکاری و بزه دیدگی توجه و تاکید فراوان نموده و از طرف دیگر انسان را مسئول و پاسخ گوی اعمال خویش می داند.
 
راهکارهای پیشگیرانه از وقوع جرم در اسلام
الف: یکی از راهکارهای پیشگیرانه در اسلام برای مبارزه با بزهکاری که پیشگیری های علمی از تبیین آن ناتوان است معرفی عاملی جرم زا به نام شیطان که در دو بعد درونی و بیرونی در دین مبین اسلام مدنظر قرار گرفته و شارع مقدس به آن پرداخته است از منظر درونی شیطان یا بعبارت دیگر نفس اماره در ارتکاب جرم از سوی انسان نقش دارد که همانا هوا و هوس و خواهش های نفس مادی است که خود موجب گرایش فرد به ارتکاب گناه و بزه می شود و ازمنظر بیرونی شیطان یا به تعبیری ابلیس که موجودی است خارجی که با بهره گیری از طریق مختلف خارج از نفس انسان برای فریب انسان ها به انجام کارهای خلاف و به تعبیر ما در اینجا (جرم) اقدام می نماید و سبب ارتکاب افراد به جرم می شود. راهکار بعدی فریضه امر به معروف و نهی از منکر است که خود از پیشرفته ترین طرق قابل کاربرد در زمینه پیشگیری از جرم در نظام جرم شناسی است . و دیگری موضوع زندگی پس از مرگ و مراحل آن و وجود معاد و قیامت و ایمان به رستاخیر است زمان و مکانی که به عمل های نیک پاداش داده و عمل های زشت عقاب می شود. از جمله نکات با اهمیت در این خصوص این است که اسلام ضمن توصیه انجام کارهای نیک و تبیین ثمرات آن، کسانی که عمل های نیک را انجام می دهند علاوه بر آنکه از ثمرات آن بهره مند می گردند با انجام دادن کارهای نیک به آنها پاداش داده می شود مثلا فردی که تجارت می کند هم به نتایجی همچون درآمد و ثروت می رسد و هم خداوند به او پاداش نیز می دهد که این از سیاست های تشویقی است تا افراد بیشتر به سوی کارهای نیک کشیده شوند.
ب: پیشگیری از جرم در ایات و روایات
یا ایها الناس اعبدوا ربکم ... لعلکم تنقون: ای مردم پروردگارتان را عبادت کنید شاید پروا پیشه کنید. این آیه به صراحت راه پیشگیری از جرم را عبادت پروردگار دانسته که سبب ایجاد ترس و پروا در افراد می شود به این ترتیب که شخصی که پروردگار را ستایش نماید و به بزرگی او ایمان داشته باشد همان ایمان قلبی به بزرگی و قدرت پروردگار سبب ایجاد یک حس پیشگیری از جرم و گناه در فرد می شود.
و در آیه ای دیگر فرمودند: واذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون: خدا را بسیار یاد کنید تا رستگار شوید در اینجا نیز یاد خدا سبب می شود که شخص از افتادن به دام ارتکاب گناهان و جرایم دوری جوید و این امر خود سبب رستگاری فرد در دنیا و آخرت می شود. در واقع همانا ذکر عظمت و کرامت پروردگار مانع ارتکاب جرم از سوی اشخاصی می شود که حداقل ارتباطی با خالق هستی دارند. از این دو آیه چند مسئله بدست می آید. اول آنکه آیه اول در باب عبادت و تاثیر آن در پیشگیری از جرم است آیه دوم که بیان کننده ذکر خداوند است و همان طور که می دانیم ذکر پروردگار در ادعیه جایگاه خاص دارد و از این رو این آیه شریفه به تأثیر دعا در پیشگیری از جرم اشاره دارد، دوم آنکه این دو بر یک موضوع بنیادین وحدت نظر دارند که آن نیز در کلام الله اینگونه آشکار گشته است. که قلب ها آرام نمی گردند مگر با یاد خدا که این آرامش قلبی مانع سوق یافتن فرد به سوی ارتکاب جرم می شود. آیه دیگر در این باب بدین مضمون است که ان الصلوه تنهی عن الفحشا و المنکر: به راستی نماز انسان را از زشتی ها باز می دارد. همان طور که در کلام  فلاسفه می بینیم رابطه عموم و خضوص مطلق میان جرم و پلشتی و زشتی وجود دارد در واقع هر جرم یک عمل زشت است لکن برخی از اعمال زشت جرم هستند و برخی جرم نیستند. پس نماز را می توان به عنوان یکی از قدرتمند ترین ابزارهای سیستم جرم شناسی اسلام در مقابله با بزهکاری دانست، زیرا انسانی در هر شبانه روز پنج مرتبه در برابریگانه بی همتا قرار می گیرد و از نور وجود او بهره می گیرد چگونه رو به سوی جرم می گذارد و چه زیبا پیامبر اعظم در کلام خود فرمودند که چگونه ممکن است بر کسی که در هر روز پنج مرتبه خود را می شوید آثاری از گرد و غبار (منظور زشتی و جرم است) باقی بماند . البته این یک قاعده کلی تخلف ناپذیر نیست و چه بسا خونخوارانی چون تیمور مغول که نماز می خواند ولی کنگره از سر می ساخت. باید یادآور شد که در این میان مثال هایی اینگونه نباید القاء کننده این تفکر باشد که این افراد نماز می خوانند و جرم می کنند پس نماز بی تأثیر است بلکه در این افراد ظهور قلبی وجود ندارد و آئینه قلب آنها را به تعبیر قرآن مجید زنگار گرفته و به گونه ای که حتی نماز این خورشید تابناک نیز نمی تواند پلیدی را از وجود آنها بر دارد و این همانا تفاوت در انسان بودن آنها است زیرا نماز و احکام اسلام برای انسان ها وضع شده است و نه گونه ای که در خوی حیوانی خویش مانده اند.
ج) جهت گیری خاص
با معاد اندیشی اعمال انسان جهت گیری خاص پیدا می کند. انسانی که معتقد است خداوند مالک روز رستاخیر است سعی می کند به سوی او حرکت کند. این اعتقاد مستلزم تنظیم رفتار و اعمال است چرا که با این جهت گیری هرگونه رفتاری سازگار نیست انسان با این نگرش به یک نوع تعادل و امنیت روحی روانی می رسد که تمام روان شناسان به دنبال این هدف، مطالعه می کنند.
د) غفلت زدایی
با این نگرش است که انسان از غقلت و وانهادگی رها می شود چرا که می داند در روز جزا اهل عصیان با خود گویند وای بر ما این چه کتابی است که هیچ عمل کوچک و بزرگی را سر موئی فرو نگذاشته جز آنکه همه را احصاء کرده است و در آن کتاب همه اعمال خود را حاضر ببینند و خداوند به هیچ کس ستم نخواهد کرد (کهف 49 ) لذا می داند . هنگامی که این فکر در درون شخص راه پیدا کرد دیگر به خود جرات تخطی نمی دهد، لذا قرآن با پرداختن به این موضوع در بیش از یک سوم از ایات خود اهمیت این موضوع را گوشزد کرده است. از این روست که علی علیه السلام فرمودند : پس هرگاه شهوت ها به شما روی آورند مرگ را بسیار یاد کنید که یاد مرگ پندآموزی کافی است و رسول خدا اصحاب خود را پیوسته به یاد مرگ سفارش می کرد و می فرماید مرگ را بسیار یاد کنید که همانا مرگ نابودکننده لذت ها و جداکننده شما از شهوت ها است. همانا که این ( لذت ها و شهوت ها ) از مهمترین عوامل تحریک کننده فرد در ارتکاب جرم هستند و این خود عاملی دیگر در پیشگیری از جرم و بزهکاری است.
بحث دیگر این قسمت را در عبرت گیری و پندآموزی بیان می کنیم . همانگونه که واضح است پند گرفتن از گذشتگان تأثیری بسزایی در انجام ندادن اعمال اشتباه از سوی آیندگان دارد و از این رو در اهداف مجازات ها مسئله عبرت آموزی مورد نظر شارع مقدس بوده است از این رو پنداموزی از مجرمینی که در گذشته مرتکب جرم شده اند نقش مهمی در عدم ارتکاب جرم از سوی افراد دارد و خود ار مباحث عمده در پیشگیری از جرم در جرم شناسی اسلامی است لذا در همین راستاست که قرآن صریحاً فرمان داده است فاعتبروا یا ولی الابصر پس عبرت بگیرید ای صاحبان بصیرت و نیز امیرالمومنین در این مورد فرمودند : و هرکس که عبرت گیرد خود را از فرو رفتن در خطاها و فسادها دور نگه داشته و هرکس خود را از بدی ها دور نگه داشت، سالم می ماند این ها خود گوشه ای از تأکید دین مبین اسلام بر نقش پندگیری در پیشگیری از جرم است. حال که حدیث دیگری از مولای متقیان ذکر گردیده شایسته است که نگاهی کوتاه به محبث پیشگیری در نظام قضایی ایشان بیندازیم که به حق جامع ترین نظام قضایی دنیا است.
حضرت با شأن هدايتى و ارشادى خويش، اقدام به تربيت و آموزش جامعه مى‏كرد و اين را حق مردم مى‏دانست. او با تشويق مردم به برنامه‏هاى عبادى و تهذيبى و ايجاد رفاه اقتصادى و عدالت اجتماعى، زمينه هر نوع جرم را از بين مى‏برد، و اگر كسانى قابل اصلاح نبودند، مجازات شان مى‏كرد. حتى اگر كسى مدعى بود حد و كيفر را نمى‏دانسته، تحقيق مى‏كرد آيا آيه حد مثلاً آيه قطع يد سارق بر او خوانده شده است ؟ كه اگر خوانده نشده بود، حد نمى‏زد.نوع كيفرها و تعزيرات و حدود و نظامي كه در بحث كيفرها ارائه شد، عاملي پيشگيرانه و اصلاح‏گرايانه است و شدت آنها باعث مي‏شود هر كس که می شنود از ترس دنبال جرم نرود. اخرين بحث در باب پيشگيري در اسلام پرداختن به فقر و نقش آن در جرم و بزهکاري است که بار ها از سوي پيشوايان ديني ما مورد نظر قرار گرفته است. چگونه فقر موجب گرفتاري انسان در دام جرايم مى‏گردد؟ نه اين است كه برخى از انسانها به دليل ضعف روح، قدرت تحمل فقر را ندارند و در دنيا براى رفع آن به راههاى نامشروع و به تعبيرى بزهكارى روى مى‏آورند؟ وقتى فقر مى‏تواند به كفر منتهى گردد، بدون ترديد امكان اين وجود دارد كه به جرم، بزه و فسق نيز بينجامد. اين است كه اسلام از آغاز به آثار شوم فقر توجه داده است. در اين بين برخي از روايات در اين باره را بيان نموده سپس به شرح اين موضوع و رابطه آن با جرم شناسي اسلامي مي پردازيم.
از پيامبر خدا(ص)و هم از امام صادق(ع)نقل شده است که " لولا رحمه ربي على فقراء امتي كاد الفقر ان يكون كفرا : اگر رحمت پروردگار بر فقيران امت من نباشد نزديك است فقر به كفر بينجامد". امام علي (ع) در اين باره فرمودند که: "كاد الفقر ان يكون كفرا : هرگاه فقر وارد شود کفر نيز به دنبال آن وارد مي شود.» امام صادق(ع)نيز مى‏فرمايد: غنى يحجزك عن الظلم خير من فقر يحملك على الاثم، «ثروتى كه تو را از ظلم باز دارد بهتر از فقرى است كه تو را به گناه وادارد. امام سجاد(ع)در دعاى معروف ابو حمزه ثمالى از فقر به خداوند پناه مى‏برد. «اللهم اني اعوذ بك من الكسل و الفشل و الهم و الفقر...» مصيبت فقر و فاجعه آن نه تنها در اين است كه شكم فقير گرسنه و تن او برهنه مى‏ماند، بلكه انسان محروم ممكن است از هرگونه سرمايه حيات ابدى كه ايمان و عمل به احكام دين است، نيز محروم بماند و سرمايه ابدى وى نيز تباه گردد.
آثار شوم فقر به افراد منحصر نمی ماند، بلکه در سطح جامعه نیز اثر می گذارد. زیرا که تاثیرهای ویرانگر و پیامدهای گوناگون آن از افراد و خانواده های فقیر می گذرد و به گونه های مختلف به جامعه آسیب وارد می رساند. جرم پدیده ای است که دارای حیثیت اجتماعی است، وقتی فقر موجب آفرینش جرم می شود، وقتی فقر به سرقت می انجامد، آنگاه که فقر دام فحشا را می گستراند، وقتی فقر موجب گسیختن پیوندهای مشروع نکاح و متلاشی شدن کانونهای گرم خانواده و در نتیجه بر جای گذاشتن فرزندانی می شود که از مهر مادر یا پدر و یا هر دو محرومند هرگز نمی توان آن را پدیده ساده ای انگاشت که تنها دارای تاثیر فردی است لذا حل معضلات مالی در دین مبین اسلام، همانطور که اشاره شد نقش عمده ای را در پیشگیری از جرم دارد.
 
 نـمـاز موجب یاد خداست
یاد خدا بهترین وسیله براى خویشتن دارى و کنترل غرایز سرکش و جلوگیرى از روح طغیان است . نمازگزار همواره به یاد خدا مى باشد , خدایى که از تمام کارهاى کوچک و بزرگ ما آگاه است , خدایى که از آنچه در زوایاى روان ما وجود دارد و یا ازاندیشه ما مى گذرد , مطلع و با خبر است و کـمـترین اثر یاد خدا این است که به خودکامگى انسان و هوس هاى وى اعتدال مى بخشد , چنان که غـفلت از یاد خدا و بى خبرى از پاداش ها و کیفرهاى او , موجب تیرگى عقل و خرد و کم فروغى آن مى شود . انـسـان غـافـل از خـدا در عـاقبت اعمال و کردار خود نمى اندیشد و براى ارضاى تمایلات و غرایز سـرکـش خـود حد و مرزى را نمى شناسد و این نماز است که او را در شبانه روز پنج بار به یاد خدا مى اندازد و تیرگى غفلت را از روح و روانش پاک مى سازد . به راستى , انسان که پایه حکومت غرایز در کانون وجود او مستحکم است , بهترین راه براى کنترل غرایز و خواستهاى مرز نشناس او همان یاد خدا , یاد کیفرهاى خطاکاران و حسابهاى دقیق و اشتباه ناپذیر آن مى باشد . از این نظر قرآن یکى ازاسرار نماز را یاد خدا معرفى مى کند : اقم الصلوه لذکرى نماز را براى یاد مـن بـپـا دار.
 
نماز عامل دورى از گناه
نمازگزار ناچار است که براى صحت و قبولى نماز خود از بسیارى از گناهان اجتناب ورزد; مثلا , یکى از شرایط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسایلى اسـت کـه در آن بـه کار مى رود, مانند آب وضو و غسل, جامه اى که با آن نمازمى گزارد و مکان نـمـازگـزار , این موضوع سبب مى شود که گرد حرام نرود و در کار وکسب خود از هر نوع حرام اجـتـناب نماید ; زیرا بسیار مشکل است که یک فرد تنها درامور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقید شود و در موارد دیگر بى پروا باشد . گویا آیه زیر به همین نکته اشاره مى کند و مى فرماید: «ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنکر؛ که نماز ( انسان را ) از زشتی ها و گناه باز مى دارد» بـالاخـص اگـر نـمـازگـزار مـتوجه باشد که شرط قبولى نماز در پیشگاه خداوند این است کـه نـمـازگـزار زکـات و حـقوق مستمندان را بپردازد ; غیبت نکند ; از تکبر و حسد بپرهیزد ; از مـشـروبات الکلى اجتناب نماید و با حضور قلب و توجه و نیت پاک به درگاه خدا رو آورد و به این ترتیب نمازگزار حقیقى ناگزیر است تمام این امور رارعایت کند.
روى هـمـیـن جـهات , پیامبر گرامى ما صلى اللّه علیه و آله و سلم مى فرماید : نماز چون نهر آب صافى است که انسان خود را در آن شست وشو مى دهد ;اگر کسى در شبانه روز پنج مرتبه خود را با آب پاک شست وشو دهد , هرگز بدن او آلوده و کثیف نمى شود . هـمچنین کسى که در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در این چشمه صاف معنوى شست وشو دهد , هرگز آلودگى گناه بر دل و جان او نمى نشیند. مسجد خانه قرآن، مدرسه عشق، مکتب دانش، مرز بینش و محل گرفتن فیوضات ربانیه از عالم قدس است.
 مسجد مکان تبلیغ وارشاد و هدایت مردم وعرضه کردن قوانین الهی و آشنا نمودن مردم با آن است. پایگاه اجتماع مردم و زمینه ساز ایجاد وحدت و همبستگی هر چه بهتر و بیش تر در میان اقشار مختلف اسلامی و دیدار با همدیگر در هر صبح و شام است. منبرمسجد، سنگر بزرگ نورافشانی مبلغان وگویندگان عالم و عامل می باشد، منبری که جایگاه پیامبران و اوصیاء آنها و اولیاء الله می باشد. محراب مسجد، محل جنگ وحرب است.
 
چگونه نماز انسان را از فحشا و منکر باز می دارد؟
در جواب می‌گوییم این عمل به خصوص كه انسان آن را در هر روز پنج بار به جا بیاورد و همه‌ عمر ادامه دهد و مخصوصاً اگر آن را همه روزه در جامعه‌ای صالح به جا بیاورد و افراد آن جامعه نیز مانند او همه روزه به جا بیاورند و مثل او نسبت به آن اهتمام بورزند طبعاً با گناهان كبیره سازش ندارند. آری، توجه به خدا از در بندگی،‌ آن هم در چنین محیط و از چنین افراد، طبیعتاً باید انسان را از هر معصیتی كبیره و هر عملی كه ذوق دینی آن را شنیع می‌داند از قبیل قتل نفس، تجاوز به جان ها، مال ایتام و زنا و لواط باز بدارد بلكه نه تنها از ارتكاب آنها، بلكه حتی از تلقین آن نیز جلوگیری می‌كند. برای اینكه نماز مشتمل است بر ذكر خدا، و این ذكر، اولاً ایمان به وحدانیّت خدای تعالی و رسالت و جزاء روز قیامت را به نمازگزار تلقین می‌كند و به او می‌گوید: كه خدای خود را با اخلاص در عبادت مخاطب قرار داده، از او استعانت بنما و در خواست كن، كه تو را به سوی صراط مستقیم هدایت نموده، از ضلالت و غضبش پناه دهد. (المیزان، ج 16. ص 209 ) و ثانیاً او را وادار می‌كند به این كه با روح و بدن خود متوجه عظمت و كبریایی خدا شده، پروردگار خود را با زبان، حمد و ثنا و تسبیح و تكبیر یاد آورد، و در آخر بر خود و هم مسلكان خود و بر همه‌ بندگان صالح سلام بفرستد.
علاوه بر این كه او را وادار می‌كند از حدث (كه نوعی آلودگی روحی است) و از خبث یعنی آلودگی بدن و جامعه خود را پاك كند و نیز از این كه لباس و مكان نمازش غصبی باشد بپرهیزد و رو به سوی خانه‌ پروردگارش بایستد. پس اگر انسان مدتی كوتاه بر نماز خود پایداری كند و در انجام آن تا حدّی نیّت صادق داشته باشد،‌این ادامه در مدت كوتاه به طور مسلّم باعث می‌شود كه ملكه پرهیز از فحشاء و منكر در او پیدا شود، (مثال) به طوری كه اگر فرضاً آدمی شخصی را موكّل بر خود كند كه دائماً ناظر بر احوالش باشد و او را آن چنان تربیت كند كه این ملكه در او پیدا شود و به زیور ادب عبوّدیت آراسته گردد، قطعاً تربیت او مؤثرتر از تربیت نماز نیست و به بیش از آن مقدار كه نماز به ریاضت وادارش می‌كند وادار نخواهد كرد. (المیزان، ج 16، ص 210) «و اَقِم الصّلوه انّ الصّلوه تنهی عن الفحشاء و المنكر و لذكر الله اكبر. »
«نماز را برپا دار، زیرا نماز انسان را از كارهای زشت و ناپسند باز می‌دارد و یاد خدا بسیار بزرگتر است.» (عنكبوت، 45)
بعد از بیان این دستور كه درحقیقت جنبه‌ آموزش دارد، به دستور دوم می‌پردازد كه شاخه اصلی پرورش است، می‌گوید: «و نماز را برپا دارید. (و اقم الصلوه). سپس به فلسفه بزرگ نماز پرداخته می‌گوید: (زیرا نماز انسان را از زشتی ها و منكرات باز می‌دارد)، (ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنكر). (فرق میان «فحشاء» و «منكر» در جلد 11 صفحه 370 ذیل آیه 90 سوره‌ نحل آمده است كه در یك عبارت كوتاه می‌توان گفت:«فحشاء» اشاره به گناهان بزرگ پنهانی، و «منكر» گناهان بزرگ آشكار است، و یا فحشاء گناهانی است كه بر اثر غلبه قوای شهویه، و منكر بر اثر غلبه‌ قوه غضبیه صورت می‌گیرد.)
طبیعت نماز از آن جا كه انسان را به یاد نیرومندترین عامل باز دارنده یعنی اعتقاد به مبدأ و معاد می‌اندازد دارای اثر بازدارندگی از فحشاء و منكر است. انسانی كه به نماز می‌ایستد، تكبیر می‌گوید، خدا را از همه چیز برتر و بالاتر می‌شمرد، به یاد نعمت های او می‌افتد، حمد و سپاس او می‌گوید، او را به رحمانیّت و رحیمیّت می‌ستاید، به یاد روز جزای او می‌افتد، اعتراف به بندگی او می‌‌كند، از او یاری می‌جوید صراط مستقیم از او می‌طلبد، و از راه كسانی كه غضب بر آنها شده و گمراهان به خدا پناه می‌برد (مضمون سوره حمد). بدون شكّ در قلب و روح چنین انسانی جنبشی به سوی حقّ و حركتی به سوی پاكی و جهشی به سوی تقوا پیدا می‌شود. برای خدا (ركوع) می‌كند،ودر پیشگاه او پیشانی بر خاك می‌نهد، غرق در عظمت او می‌شود و خودخواهی‌ها و خود برتربینی‌ها را فراموش می‌كند.
شهادت به یگانگی او می‌دهد گواهی به رسالت پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ می‌دهد. بر پیامبرش درود می‌فرستد و دست به درگاه خدای برمی‌دارد كه در زمره بندگان صالح او قرار گیرد (تشهد و سلام). همه این امور موجی از معنویت در وجود او ایجاد می‌كند، موجی كه سد نیرومندی در برابر گناه محسوب می‌شود. این عمل چند بار در شبانه روز تكرار می‌گردد، هنگامی كه صبح از خواب برمی‌خیزد در یاد او غرق می‌شود. در وسط روز هنگامی كه غرق زندگی مادّی شده ناگهان صدای تكبیر مؤذن را می‌شنود، برنامه خود را قطع كرده، به درگاه او می‌شتابد، و حتّی در پایان روز و آغاز شب پیش از آن كه به بستر استراحت رود با او راز و نیاز می‌كند و دل را مركز انوار او می‌سازد. از این گذشته به هنگامی كه آماده مقدّمات نماز می‌شود خود را شستشو می‌دهد پاك می‌كند، حرام و غصب را از خود دور می‌سازد و به بارگاه دوست می‌رود، همه‌ این امور تأثیر باز دارنده در برابر خط فحشاء و منكرات دارد. منتهی هر نمازی به همان اندازه كه از شرایط كمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منكر می‌كند، گاه نهی كلّی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود. ممكن نیست كسی نماز بخواند و هیچگونه اثری در او نبخشد هر چند نمازش صوری باشد هر چند آلوده گناه باشد، البتّه این گونه نماز تأثیرش كم است،‌ این گونه افراد اگر همان نماز را نمی‌خواندند از این هم آلوده‌تر بودند.
روشن‌تر بگوییم: نهی از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است.( تفسیر نمونه، ج 16 ص 284.) بنا به فرموده ی قران، یکی از آثار ارزنده ی نماز، جلوگیری گناه و آلودگی است. قران در این مورد می فرماید: «قطعاً نماز بازدارنده از فحشا و منکر است و انسان را از کارهای زشت و بسیار زشت باز می دارد.»( آیه 45 سوره عنکبوت). در توضیح این بخش از آیه شریفه( وَلَذِکرُالله اَکبر) دو گونه روایت نقل شده است: یکی اینکه گرچه نماز بسیار مهم است، ولی مهم تر از آن، این است که در مکتب نماز و بر اثر اقامه ی آن حالتی برای انسان ایجاد شود که هنگام مواجهه با گناه او را به یاد خدا اندازد. آری یاد خدا به هنگام نماز مهم است، اما مهم تر از آن، یاد خدا به هنگام گناه است که این خود اثر نماز است. روایت دیگر بیانگر این مطلب است که همان گونه که شما به یاد خدا هستید، خدا بیشتر به یاد شماست . هنگامی که شما به طرف خدا قدمی بر می دارید خدا بیشتر به طرف شما می آید و خدا بیشتر از تو که به یاد او هستی به یاد توست.
با اندک تأملی در مجموعه ی پرونده ی کسانی که مرتکب جرمی شده اند به آسانی می توان دریافت که در صد بی نمازهای آنها بیشتر از نماز خوان هاست. اصولاً مقررات اجتماعی و اصول انسانی توسط خانواده هایی که با نماز و مسجد سرو کار دارند، بیشتر مراعات می شود تا خانواده هایی که ارتباطشان را با خدا قطع کرده اند و به یاد او نیستند و با نماز بیگانه اند.  بدیهی است کسانی که از خدا بریده اند به همان نسبت که ارتباط خود را با خدا کم کرده اند در دام دیگران گرفتار و دچار تبهکاری شده اند . طبیعی است که یاد خدا مانع فساد و تباهی و ارتکاب جرم است . امام صادق (ع) نماز را بازدارنده از لغزش ها و گناهان می دانند. و می فرماید : «نماز به همان مقدار که جلو گناهان را می گیرد پذیرفته می شود.»
فضیل بن عیاض، سر کرده ی دزدان بود و به قافله ها یورش برده اموال آنها را به یغما می برد، به خانه های مردم حمله می کرد و مردم از دست او و دارو دسته اش آسودگی و امنیت نداشتند و حتی حکومت زمانش نیز نمی توانست جلو تعدیات او را بگیرد . او در یکی از شب ها که در حال بالا رفتن از دیوار خانه ای بود صدایی شنید گوش فرا داد و  متوجه شد خواننده ای در دل شب آیه ای از قران را تلاوت می کند : « اَلَم یانِ لِلَذینَ آمنوا اَن تَخشَعَ قُلوبُهُم لِذِکرِلله » (حدید، آیه 16)  «آیا مؤمنان را وقت آن نرسیده است که دل هایشان برای یاد خدا فروتن گردد؟ » ناگهان فضیل تکان خورد و به خود آمد و اشکش فرو ریخت از دیوار فرود آمد و به سمت خانه اش روان گردید در حالی که مرتباً می گفت : چرا! خدای وقت آن رسیده است ! او منقلب شد و برگشت. به پیامبر اسلام (ص) عرض کردند فلان جوان که به مسجد می آید و پشت سر شما نماز می خواند، مرتکب گناه نیز می شود. پیامبر فرمود : بالأخره یک روز این نماز نجاتش می دهد. (مجمع البیان – جلد 8 – ص 285) البته همان گونه که طبیب، نسخه  بیمار را تمدید می کند تا بیمار بهبودی کامل پیدا کند، نماز هم برای گناه زدایی و باز دارندگی از گناه باید استمرار پیدا کند تا نتیجه بخش گردد. همان گونه که بیماری ها و درمان آنها یکسان نیست و برخی از بیمار ی ها احتیاج به مراقبت بیشتر دارد و حتی از برخی از آنها تا آخر  عمر باید مراقبت نمود، مراقبت از بیماری گناه توسط نماز هم یک امر دائمی است. علاوه بر آن گاهی مصرف دارو برای آن است که بیماری شدت پیدا نکند نماز نیز چنین تأثیری را در بسیاری از مواقع دارد . انسان چنان چه با بزرگی ملاقاتی داشته باشد تا چند روز احساس خاصی دارد و مراقبت بیشتری در کارهای خود می نماید. کسی که نماز می خواند به فرمایش امام رضا(ع) حداقل 5 مرتبه در شبانه روز  در برابر خدا قرار گرفتن و یاد او باعث دست برداشتن از گناه و عدم ارتکاب آن می گردد و این یاد مانه پدید آمدن و گسترش فساد است.
در تفسیر نمونه آمده:
مهم ترین فلسفه و آثار نماز بازدارندگی از زشتی‌ها و گناهان است. منظور از (نهی نماز) هم نهی تشریعی است،‌یعنی صحت و كمال نماز مشروط به ترك گناهان است و هم نهی تكوینی، یعنی نماز ذاتاً اثر بازدارندگی از گناهان دارد. فحشا اشاره به گناهان بزرگ پنهانی است. (تفسیر نمونه، ج 16، ص 284)منكر اشاره به گناهان بزرگ و آشكار است.  می‌گویند فحشا گناهانی است كه بر اثر غلبه قوای شهویه دامن‌گیر انسان می‌شود. ولی منكر، یعنی گناهانی كه بر اثر غلبه قوه غضبیّه صورت می‌گیرد. ابن عباس گوید: نماز پاسداری است كه شخص را از معصیت خدا دور می‌سازد، پس هر كه را نماز از معصیت دور ننماید معلوم می‌شود كه آن را با كهولت و بی‌اعتنایی انجام داده و برای ساختن خود استفاده نكرده و بیشتر از خدا دور می‌گردد. كسی كه نمازش او را از فحشا و منكر دور نسازد پس نمازش در حقیقت نماز نیست.
از ابن مسعود و او از پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ روایت نمود. كسی كه مطیع نماز نباشد نمازش كامل نیست و اطاعت از نماز همان دوری از فحشا و منكر است مقصود روایت این است كه نماز وقتی شخص را از معصیتها دور ندارد و نمازگزار از گناهان دوری نكند پس نماز او متصف به صفتی كه خداوند فرمود: (ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنكر) نمی‌باشد. ولی ممكن است اگر توبه كند و از معصیت، نفس خویش را باز دارد نمازش مفید باشد.
سیاق آیات شاهد بر این است كه مراد به این بازداری، بازداری طبیعت نماز از فحشاء و منكر است، البته بازداریش هم به نحو اقتضاء ‌است نه علیّت تامه، كه هر كس نماز خواند دیگر نتواند گناه كند.( المیزان، ج 16، ص 209) اشكال در اینجا لازم است اشكالی كه به آیه شریفه شده، و جوابش را خاطر نشان سازیم .بعضی بر این آیه اشكال كرده‌اند كه این آیه می‌فرماید: نماز از فحشاء و منكرات نهی می‌كند و حال آنكه ما بسیاری از نمازگزاران را می‌بینیم كه از ارتكاب گناهان بزرگ پروایی ندارند، چرا نماز آنان را از فحشاء و منكرات بازشان نمی‌دارد.
اولاً تخمه پوك، هيچ گاه سبز نمي شود و نماز بدون حضور قلب، تخمه پوك است . نمازي سبب دوري انسان از مفاسد مي شود كه با حضور قلب باشد و گرنه حركت لب و كمر چنين خاصيتي ندارد . اگر مدرسه و دانشگاه به انسان رشد علمي مي دهد به اين معنا نيست كه هركس به مدرسه و دانشگاه رفت به آن رشد مي رسد بلكه به اين معناست كه مدرسه و دانشگاه بستر رشد است به شرط آنكه با جديت درس بخوانيد و آنچه را مي خوانيد بفهميد . نماز نيز اگر با اصول و شرايطي كه دارد اقامه گردد، مانع فحشا و منكر مي شود . ثانياً نمازگزاري كه گاهي خلاف مي كند، اگر اهل نماز نبود خلافش بيشتر بود زيرا همين نمازگزار براي صحيح بودن نمازش مجبور است بدن و لباسش پاك باشد، لباس و مكانش از مال مردم نباشد و همين مقدار مراعات احكام و مسائل، سبب دور شدن او از برخي گناهان و منكرات مي شود همانگونه كه پوشيدن لباس سفيد، انسان را از نشستن روي زمين آلوده باز مي دارد.
برخی مطرح می کنند که فلانی نماز می خواند اما خیلی از کارهای زشت را نیز انجام می دهد در پاسخ می توا ن گفت که شاید اگر این آدم نماز نمی خواند کارهای زشت بیش تری مرتکب می شد. می گویند از شخصی عالم پرسیدند : شما که می گویید مویز حافظه را زیاد می کند پس چرا فلانی که مویز می خورد این قدر حافظه اش کم است؟ آن شخص عالم جواب داد که: وقتی که مویز می خورد حافظه اش چنین است حال اگر مویز نمی خورد آن وقت چه می شد! حال اگر مسلمانی نماز می خواند و مرتکب گناه نیز می شود نمی توانیم بگوییم نمازش مؤثر نیست و به درد نمی خورد، بلکه شاید بتوان گفت: آن دشمنی که در درون اوست بسیار قوی است. و این نماز در هر حال جلو آن دشمن را در حد خود گرفته است و اگر اهل نماز نمی بود خیلی بدتر از این ها بود.
 
نقش نماز در کاهش جرایم اجتماعی از نظر مقام معظم رهبری
 نماز یک زنگ بیداری و یک هشدار در ساعات مختلف شبانه روز است، به انسان برنامه می‌دهد و از او تعهد می‌خواهد، به روز و شبش معنا می‌دهد و از گذشت لحظه‌ها حساب می‌کشد. جمع‌بندی راهکارهای اجرایی در تسهیل روابط جمعی و تقویت انضباط اجتماعی، می‌تواند فرهنگ بی‌تفاوتی را، که یکی از ابزارهای موفقیت دشمن در زمینه‌ی تهاجم فرهنگی اوست، حذف نماید و به عبارت دیگر، حذف فرهنگ بی تفاوتی از طریق راهکارهای اجرایی، مصوّبه فقاهت اسلامی موجب استمرار و بیمه‌ی انقلاب اسلامی و حاکمیت صالحان و خنثی شدن ترفند دشمنان اسلام و نظام جمهوری اسلامی خواهد شد. حُسن ختام این نوشتار را با حُسن مطلع همایش و عنوان اجلاس به پایان می‌بریم که زندگی بدون نماز، یعنی حیات بدون تحرّک، سرباز بدون اسلحه، آبشار بدون آب، کوه بدون قلّه، هوای بدون اکسیژن، آتش بدون حرارت و باد بدون برودت. در زندگی بدون نماز، انسان بصورت میّت متحرک، ماشین کوکی و همانند عشق دروغین درمی‌آید. آخرین نظریه فلاسفه شرق و غرب این گونه عنوان شده است که: زندگی مادّی، زمانی از پوچی و سرگردانی نجات می‌یابد که به دامان «نماز» پناه ببرد.

نتیجه گیری
اهتمام به عبادات فردی و جمعی مانند نمازهای یومیه، روزه، حج، نماز جمعه، عزاداری، در ماه های محرم و مراسم ویژه ماه رمضان، شرکت و در مساجد و زیارت مقابر قدسی ائمه اطهار و بزرگان دین، از جمله مراسم مذهبی، سنتی و تقریبا بی هزینه جامعه ما است که می توان در این راستا نهایت بهره معنوی را حاصل نمود. هر نمازی به همان اندازه كه از شرایط كمال و روح عبادت برخوردار است نهی از فحشا و منكر می‌كند گاه نهی كلی و جامع و گاه نهی جزئی و محدود. ( تفسیر نمونه، ج 16، ص 285) ممكن نیست كسی نماز بخواند و هیچ گونه اثری در او نبخشد،هر چند نمازش صوری باشد، هر چند آلوده به گناه باشد، البته این گونه نماز تأثیرش كم است، این گونه افراد اگر همان نماز را نمی‌خواندند از این هم آلوده‌تر بودند.( تفسیر نمونه، ج 16، ص 285) روشن‌تر بگوییم: نهی از فحشاء و منكر سلسله مراتب و درجات زیادی دارد و هر نمازی به نسبت رعایت شرایط دارای بعضی از این درجات است. . (تفسیر نمونه، ج 16، ص 285)
آنچه از سیاق آیه بر‌می‌آید این است كه اگر دستور داده‌اند به این كه مردم نماز بخوانند برای این بوده كه نماز آنان را از فسق و فجور باز می‌دارد و این تعلیل می‌فهماند كه نماز عملی است عبودی، كه به جا آوردنشان صفتی در روح آدمی پدید می‌آورد، كه‌ آن صفت به اصطلاح معروف پلیسی است غیبی، و صاحبش را از فحشاء و منكرات باز می‌دارد و در نتیجه جان و دلش از زشتی گناهان و آلودگی‌هایی كه از اعمال زشت پیدا می‌شود پاك می‌ماند.( المیزان، ج 16، ص 212) نتیجه آن که گرچه دین قدمت فراوانی دارد اما نکات و اموزه های اسلامی در همه زمینه ها راه گشای انسان بوده و رنگ کهنگی به خود نمی گیرد و در این زمینه انسان مومن و مسلمان باید با تقویت اخلاق و فرهنگ دینی از ارتکاب جرم و گناه پرهیز کند امید است که در جوامع، به ویژه جوامع اسلامی فرهنگ غنی اسلام مورد تظلم قرار نگرفته و افراد جامعه بتوانند با تهذیب نفس از ارتکاب جرم به هر نحو که باشد پیشگیری کرده و جامعه ای عاری از جرم و گناه داشته باشیم ان شاالله.

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

در عرف روزنامه‌نگاری، برخی مطالب وابسته به زمان است و اگر انتشارشان کمی با تاخیر انجام شود، مطلب با اهمیتی محسوب نمی‌شود و از صفحه در می‌آید، اما گاهی باید برخی نکات را با کمی تاخیر بیان کرد، درست مانند همین مطلب.

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

پرچم افراشته بر جنازه‌ها

آسمان، خاکستری است. زمین، یک دشت وسیع است پر از خانه‌های مخروبه و خرابه‌های سیمان و بتون و آجری که روزی دیوارهای خانه‌هایی بودند.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

آشنایی با ضرب المثل ها

حکایتی از کلیله و دمنه

پیشخوان بیشتر