jamejamonline
بین الملل عمومی کد خبر: ۱۲۲۹۱۲۹   ۳۱ شهريور ۱۳۹۸  |  ۱۰:۰۰

وندی شرمن، رئیس تیم آمریکا در مذاکرات 1+5 ایران، برای بسیاری از ایرانیان یا دست‌کم برای اهل سیاست نامی آشناست.

رازهای «شرمن» از روزهای مذاکره

وندی شرمن، معاون وزارت خارجه آمریکا در دولت اوباما و نماینده ارشد آمریکا در مذاکرات هسته‌ای با ایران که به امضای توافق برجام انجامید، اخیرا کتاب خاطراتش را منتشر کرده که در بخش زیادی از آن به جزئیات مذاکرات با طرف‌های ایرانی پرداخته است.

این دیپلمات یهودی که در جریان مذاکرات هسته‌ای، به علت اظهارات توهین‌آمیزش درباره این که «فریبکاری بخشی از دی‌ان‌ای مردم ایران است»، با خشم مردم ایران مواجه شد.

در کتاب خاطراتش از مذاکرات هسته‌ای، گوشه‌هایی از فریبکاری تیم مذاکره‌کننده آمریکایی را بروز داده است.

هرچند سنت خاطره‌نویسی در میان رجال سیاسی آمریکایی با هدف اقناع مردم خودشان و تایید درستی سیاست‌های آن کشور و از سوی دیگر جهت‌دهی به افکار عمومی با زاویه نگاه خاص آن فرد یا کشور انجام می‌شود، ولی با این حال وندی شرمن در جایگاه معاون سیاسی وزارت خارجه دولت باراک اوباما بین سال‌های 2011 تا 2015 و مسؤول تیم مذاکره‌کننده آمریکا در مذاکرات 1+5 با ایران به اطلاعات مهم و محرمانه مذاکرات هسته‌ ای دسترسی داشته است و خواندن این کتاب ما را به گوشه‌هایی از رویدادهای پیدا و پنهان مذاکرات نزدیک‌تر می‌کند.

یکی دیگر از نکات قابل تامل کتاب این است که برای پرهیز از انتشار و اشاعه یکسویه دیدگاه‌های خاص نویسنده کتاب، علی باقری، معاون سابق سیاست خارجی و امنیت بین‌الملل دبیرخانه شورای امنیت ملی و عضو ارشد تیم مذاکرات هسته‌ای، در قالب یک مقدمه موضوع مذاکرات را از ابتدا به‌صورت خلاصه و دقیق برای خوانندگان مرور کرده و نکاتی را در این خصوص متذکر شده است.

با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع برجام در تاریخ کشور و ضرورت شناخت دقیق‌تر از آن برای محققان و اندیشمندان و نسل‌های آتی، انتشارات سروش چاپ نخست کتاب «بدون‌ هراس» نوشته وندی شرمن، عضو ارشد تیم آمریکایی در مذاکرات هسته‌ای ایران را با ترجمه محمد جمشیدی و حافظ رستمی و همچنین با مقدمه‌ای از علی باقری، معاون سابق سیاست خارجی و امنیت بین‌الملل دبیرخانه شورای امنیت ملی در 7 فصل و 328 صفحه روانه بازار نشر کرده است.

مشورت‌های ایمیلی

ظریف و کری اغلب به هم ایمیل می‌زدند و ایده‌هایشان را به اشتراک می‌گذاشتند و این مباحث آزاد اغلب باید به وسیله تیم دیپلماتیک بازپرداخت می‌شد تا در متن توافق قرار گیرد.

کانال ظریف

اولین بذرهای توافق با ایران پس از سخنرانی سالانه رئیس‌جمهور بوش، در سال 2002 کاشته شد. او در این سخنرانی، ایران، کره‌شمالی و عراق را محور شرارت خواند و به هیچ وجه شروع خوبی برای آغاز گفت‌و‌گویی بین‌المللی نبود.

چندی بعد، سفیر ایران در سازمان ملل تلاش کرد تا کانال ارتباطی مخفی‌ای را با آمریکا ایجاد کند. تلاش او از سوی دولت بوش رد شد، ولی جان کری، که آن زمان رئیس روابط خارجی سنا بود، سفیر ایران در سازمان ملل را در بین نخبگان ایران، فردی ترقی‌خواه و کسی که می‌شد با او توافق کرد، یافت.آن مرد جواد ظریف بود.

مذاکرات محرمانه در عمان

قبل و بعد از هر دور از مذاکرات محرمانه، رئیس دفتر بیل برنز، یک پاکت مهر و موم‌شده را به رئیس دفتر من می‌داد.

در داخل این پاکت محرمانه نکاتی که قرار بود در جلسه بعدی به آن پرداخته شود یا خلاصه‌ای از جلسه قبل قرار داشت.

در ماه اکتبر، یک ماه پس از دیدارم با عراقچی و تخت‌روانچی به عمان رفتم تا در مذاکرات مخفیانه شرکت کنم. سفر عجیبی بود. اول این‌که من نمی‌توانستم به همسرم بگویم کجا می‌روم و چرا. اتومبیلی جلوی خانه توقف کرد و من به او گفتم خداحافظ. او گفت، هر جا می‌روی امیدوارم
خوش بگذرد.

من با گذرنامه جلد مشکی دیپلماتیکم، ابتدا با پرواز هواپیمایی امارات به دبی رفتم. در بخش بازرسی متوجه شدم روادید ضروری دیپلماتیک را نگرفته‌ام، زیرا قرار بود این سفر محرمانه باشد.

خوشبختانه روادید معمولی جلد آبی‌رنگم را داشتم و چون برای دبی نیاز به روادید نبود، با سرعت خود را یک شهروند آمریکایی عادی معرفی کردم که می‌خواهد به عمان پرواز کند.

حس عجیبی بود که این قدر عادی و در خفا با نمایندگان کشوری ملاقات کنیم که برای مدت بسیار طولانی با آنها خصومت داشتیم. پس از احوالپرسی به شکل گروهی به طبقه بالا رفتیم و بیشتر آن روز گرم را در بالکن طبقه دوم ویلا به مذاکره نشستیم.

کوتاه آمدن آمریکا در مقابل غنی‌سازی

ایرانی‌ها پافشاری می‌کردند غنی‌سازی برای مصارف غیرنظامی و صلح‌آمیز، حق ذاتی آنها به‌عنوان دولتی مستقل بود و هیچ عهدنامه‌ای را نقض نمی‌ساخت.

حالا رئیس‌جمهور اوباما که انتخاب روحانی به ریاست‌جمهوری را فرصتی می‌دید، تصمیم گرفت در مسیر مذاکرات محرمانه تغییر عمده‌ای ایجاد کند.

او مطرح کرد حاضر است حداقل به پذیرش میزان محدودی از غنی‌سازی، فکر کند به شرطی که به طور جدی تحت نظارت و تاییدشدنی باشد. در واقع ما امتیاز خاصی نمی‌دادیم.

ایران در همان زمان هم کاملا در دانش غنی‌سازی اورانیوم خبره بود. آنها به ذخیره خود هر روز می‌افزودند، چه ما می‌خواستیم آن را به رسمیت بپذیریم و چه نپذیریم. اگر ما به تاسیسات‌شان حمله می‌کردیم، آنها دوباره می‌ساختند و احتمالا این‌بار در زیرزمین ما نمی‌توانستیم با بمب، دانش‌شان را از بین ببریم.

پافشاری بر موضع غنی‌سازی صفر باعث می‌شد شرکای اروپایی کلافه شوند و در اعمال تحریم‌هایشان تعلل کنند. همچنین به ایران فرصت می‌داد تا آمریکا را به عنوان طرف آشتی‌ناپذیر معرفی کند.

در عوض، این پیشنهاد جدید به ما اجازه می‌داد برفعالیت‌های هسته‌‌ای ایران مسلط شویم و در عین حال اجازه می‌داد ایران بگوید توانسته در برابر جهان مقاومت کند و برنامه هسته‌ای غیرنظامی‌اش را نگه دارد.

ماجرای پرت کردن خودکار چه بود؟

در اواسط جلسه شش ساعته‌ای که تا آن موقع پیشرفت خاصی نداشت، ظریف سرش را بین دستانش گرفت و میز مذاکره را ترک کرد. کری، وزیر خارجه، کلافگی‌اش را با کوباندن مشتش به میز نشان داد.

مشتش به قدری محکم بود که خودکاری که در دست داشت به هوا پرتاب شد و به عباس عراقچی اصابت کرد. بقیه ما پشت میز خشک‌مان زده بود، چون کری به‌ندرت عصبانی می‌شد و حتی اگر در حد پرتاب خودکار هم باشد، در دیدارهای دیپلماتیک این بسیار ناهنجار است.

کری سریع به خاطر اتفاق رخ‌داده معذرت‌خواهی کرد، عراقچی سری تکان داد و مذاکرات دشوار ادامه یافت، البته با اندک ملاحظه بیشتری. در محدوده زمانی‌ای که خودکار کری پرتاب شد، مذاکرات، که پیشتر به دلیل رابطه مونیز و صالحی خوب پیش می‌رفت، ناگهان به دلیل ناپدید شدن صالحی از مذاکرات به بن‌بست رسید. با این‌که ایرانی‌ها هیچ‌وقت به ‌طور مش