jamejamnashriyat
نشریات قاب کوچک کد خبر: ۱۲۰۸۵۴۳ ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۸  |  ۰۸:۰۰

رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی به روایت خود و اطرافیانش

میـــــراث خــــوش

ماه رمضان و غیررمضان ندارد. صبح، ظهر یا شب هم تفاوتی نمی‌کند. درست لحظه‌ای که موقع اذان با سرگردانی پیچ رادیو را می‌چرخانی یا میان کانال‌های تلویزیون در حال جست‌وجو هستی، کافی است آن صدای محزون و رسا به گوشت برسد که می‌خواند «توکلت علی الحی الذی لایموت...» تا مانند همیشه مبهوت و متأثر، دست از گشتن برداری و باز بخواهی لذت شنیدن این طنین را تا انتها تجربه کنی؛ لذتی که تکرارش جذاب است و تکراری شدنش محال. مرحوم رحیم موذن‌زاده‌اردبیلی بی‌شک ماندگارترین اذانی را به یادگار گذاشته که به گفته خودش کاملا ایرانی بوده بی‌اغراق همچنان بی‌بدیل است. میان گفت‌وگوها و صحبت‌های گذشته ایشان و خانواده‌شان گشت زدیم تا به این بهانه یاد استاد را زنده کنیم که در تاریخ نامش برای همیشه در فهرست جاودانه‌های موسیقی ثبت و ماندگار شده.

اول مهر 1304 در اردبیل به دنیا آمد. «زمانی که آن موقع‌ها در اردبیل شناسنامه می‌دادند، به‌تناسب شغل و حرفه، نام خانوادگی را انتخاب می‌کردند. به پدربزرگم هم گفته بودند تو چکاره‌ای؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگی شما موذن است. در کودکی به مکتبخانه می‌رفتم و تحت نظر میرزا عزیز، قرآن و دستگاه‌های موسیقی را یاد می‌گرفتم. در آن دوران ما عوض دبیرستان مکتب می‌رفتیم. همه هم متدین بودند.
خانواده‌ها در دوره ما در ابتدای امر، بچه‌ها را با قرآن مأنوس می‌کردند. ما هم پس از طی این مرحله، به مدرسه حاج ابراهیم آمدیم. طلبه بودیم به‌اصطلاح امروز ولی حین طلبگی، این اذان با ما همراه بود. پس از یاد گرفتن اصول نوحه‌خوانی و اذان‌گویی، با همراهی پدر در مسجد اردبیل به این کار مشغول شدم و گاهی برای خواندن یک نوحه به شهرهای اطراف خصوصا تالش سفر می‌کردم.»
با آمدن پدرش به تهران، برای تحصیل حوزوی به قم می‌رود و ورودش به رادیو به‌واسطه پدرش بوده. «مرحوم پدرم سال 1322 برای نخستین‌بار اذان را در رادیو گفت و همین روند تا 1326 که برنامه سحری را به‌صورت زنده اجرا می‌کرد، ادامه داشت. او در سال 1329 سکته کرد و من قبول کردم جای او اذان بگویم تا الان که با این سن و سال هنوز مشغولم و افتخار دارم که با گفتن آن یک اذان، برای اسلام و مملکتم کاری کرده‌ام. ما که نه ثروت داریم، نه مکنت و همین یک اذان برایمان بهترین خیر است. در همین سال نام‌خانوادگی‌ام پیش مردم از موذن به مؤذن‌زاده اردبیلی تغییر کرد.» ملکه بخشش‌کن ـ همسر رحیم مؤذن‌زاده اردبیلی ـ تعریف می‌کند که حاج‌رحیم حدود سال1330 به اردبیل می‌آید و از او خواستگاری می‌کند: «چهار ماه بود که پدرش فوت کرده بود. ما عروسی کردیم و آمدیم تهران. خانواده‌های ما با هم همسایه بودند و ساکن یک محله بودیم. به یکی از همسایه‌ها گفته بود که این دختر را برای من خواستگاری کن. من تا بعد از عقد ندیده بودمش. من را در آشپزخانه پدرم عقد کردند و بردند خانه او. آنجا برای اولین‌بار دیدمش. خودش می‌گفت قبلا یک‌بار من را دیده بود. »
سال 1334 اذان معروف رحیم مؤذن‌زاده ضبط‌شده یعنی همین اذانی که امروز می‌شنویم همان نواری است که همان موقع رحیم مؤذن‌زاده گفته: «یک روزی تصمیم گرفتم تا یک اذان یادگاری بگویم. در استودیوی 6 صداوسیما، هر گوشه‌ای انداختم، نشد تا این‌که آن را در روح‌الارواح آواز بیات ترک به این شکل که بیش از‌50 سال پخش می‌شود، گفتم. ما ایرانی هستیم و اذان ما باید برخاسته از خودمان باشد. الان اذان‌خوان‌هایی هستند که از عربستان تقلید می‌کنند و این پسندیده نیست و خود ما باید ابتکار به خرج دهیم. الان 50 سال است که کسی نتوانسته روی این اذان من اذان بگوید؛ حتی برادرم سلیم که آن صدای گیرا و زیبا را دارد و این خواست خداست؛ همان خدایی که می‌گوید اگر با من یک‌صدایی کنید، محبت شمارا به قلوب همه می‌اندازم .
البته 20 سال پیش می‌خواستم یک اذان دیگر را به مدت 15 دقیقه که در میان آن دعا هم هست، پرکنم اما نگذاشتند و گفتند که اذان 6 دقیقه بیشتر نمی‌شود». استاد مؤذن‌زاده خرداد 84 از این دنیا رفت، اما مدت‌های زیادی درگیر دردهای زیادی بود که سرطان برایش به‌وجود آورده بود. جعفر پسرش از بیماری پدر این‌گونه گفته که «بیماری پدر از
سال 74 شروع شد و در سال 84 به اوج رسید. این اواخر، سرطان از مثانه به کلیه و کبد و ریه‌هایش هم رسیده بود. در تمام مدتی که مریض بود، اصلا گله و شکایت نمی‌کرد.»
همسر آن مرحوم هم از روزهای بیماری مؤذن‌زاده تعریف می‌کند؛ «این اواخر خیلی مریضی کشید و همه‌اش بیمارستان بود. بیچاره اصلا اهل غر زدن نبود. من بداخلاقی می‌کردم؛ خب آدم باید راستش را بگوید؛ من هر چی می‌گفتم اصلا حرفی نمی‌زد.» او پس از بازگشت از حج که آرزوی چند‌ساله‌اش بود به‌دلیل پیشروی سرطان در بیمارستان بستری شد، اما دیگر کار از کار گذشته بود. 6 خرداد 84 رحیم مؤذن‌زاده از دنیا رفت.

نظر اساتید موسیقی در مورد اذان رحیم مؤذن‌زاده
در ستایش استاد

حسام‌الدین سراج: «مرحوم مؤذن‌زاده با خاطره اذان برای مردم ایران عجین شده است. دستگاهی که برای بیان این اذان انتخاب‌شده یک دستگاه ایرانی است و حال و هوای ویژه‌ای در مردم ایجاد می‌کند و آن دستگاه بیات ترک است. بی‌دلیل نیست که یک اثر ماندگار می‌شود. دلیل مهم آن این است که نیت صاحب اثر یک نیت پاک بوده.»
زنده‌یاد علی تجویدی: «از این‌جهت حساب‌شده است که همه الحان در جایگاه خود اجرا شود. همیشه این اذان برایت تازگی دارد و گویا برای اولین بار است که نوای دلنشین آن را می‌شنوی.»
کیخسرو پورناظری: «آثاری نظیر اذان مؤذن‌زاده آثار ماندگاری است که توانسته‌ معنویت را با هنر موسیقی پیوند دهد. ارتباط آبا و اجداد هنرمندانی نظیر مؤذن‌زاده با پروردگار و متعاقبا ارتباط خالق این آثار با خداوند و مقوله‌های هنری منجر شد که چنین آثاری در وهله اول از وجود لایزال خداوند سرچشمه بگیرد.»
داریوش پیرنیاکان: «انتخاب آواز بیات ترک و گوشه روح‌الارواح، شیوایی سخن و صدای خوب، نشان‌دهنده آگاهی کامل مؤذن‌زاده است.»
فرهنگ شریف: «آثار ماندگاری چون اذان
مؤذن‌زاده ‌اردبیلی به دلیل اشراف او بر موسیقی ایرانی و رعایت تمام تکنیک‌های آن و نیز پیوند دائمی صاحب
اثر با منبع لایتناهی در اذهان تمام مخاطبان
مانده است.»
سلیم مؤذن‌زاده: « اذانی که ما می‌گوییم اقتباسی است از اخوی‌مان. درواقع ما قطره‌ای هستیم
در برابر دریا.»

بهناز سعیدی
خبرنگار

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
سوء استفاده مکرون از مفهوم آزادی

سوء استفاده مکرون از مفهوم آزادی

اگر بخواهیم با منطق رئیس‌جمهور فرانسه به اتفاقات اخیر نگاه کنیم باید آن را به آزادی هتک حرمت مقدسات ادیان دیگر تعبیر کنیم البته باید در نظر داشته باشیم این هتک حرمت نمی‌تواند یکطرفه باشد، چرا که اگر مکرون توهین به اسلام را مصداق آزادی بیان معرفی کند باید اقدامات متقابل مسلمانان را نیز از مصادیق آزادی بیان بداند.

نشانه‌های قوه قضاییه فعال

نشانه‌های قوه قضاییه فعال

نکاتی در مورد دستورالعمل نحوه مقابله با ترک وظایف قانونی مدیران و کارمندان وجود دارد که باید به آن پرداخت‌.

انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

انتظاری آگاهانه برای عهدی عاشقانه

در عرف روزنامه‌نگاری، برخی مطالب وابسته به زمان است و اگر انتشارشان کمی با تاخیر انجام شود، مطلب با اهمیتی محسوب نمی‌شود و از صفحه در می‌آید، اما گاهی باید برخی نکات را با کمی تاخیر بیان کرد، درست مانند همین مطلب.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر