در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ما در ایران ادبیاتی بهشدت قدرتمند داریم که کافی است برای تولید متنهای نمایشی به آن پناه ببریم، ولی این کار را نمیکنیم و به جایش میرویم سراغ کپیکاری از متنهای قدیمی خودمان یا فیلمها و سریالهای خارجی که مفید نیست. البته این کپیکاری را فقط در سریالسازی نمیبینیم و در برنامهسازی هم فراوان مشهود است. کافی است این همه برنامههای مختلف چند سال اخیر را کنار هم بگذاریم تا دریابیم اغلب آنها شبیه است به یک مسابقه استعدادیابی ماهوارهای! این برای کشوری که پیشینه ادبیاش به اندازه تاریخ است، برخورنده است.
معلوم است وقتی ادبیات قدرتمند ایرانی پشتوانه مجموعه و سریالسازی نباشد نتیجه کار مطلوب نمیشود. الان که نزدیک نوروز هم هستیم و نیاز داریم به تولید محتواهای سمعی ـ بصری نوروزی باید بیش از همیشه به فرهنگ غنی ایرانی رجوع کنیم. مگر داستان کوتاه یا رمان نوروزی کم نوشته شده؟ چرا از اینها برای تولید استفاده نکنیم. البته شکی ندارم مسائل و گرفتاریهای مالی نیز سد راه تولید کارهای خوب است، ولی چه بهتر همانهایی که بودجه بهشان میرسد بیشتر به ادبیات توجه نشان دهند.
باید پیوندی دوباره ایجاد شود میان تلویزیون و ادبیات ایران. باید رابطه بین تلویزیون و ادبیات، چه ادبیات کلاسیک و چه ادبیات معاصر را به یک رابطه فعال و خوشایند و قوی بدل کرد تا فیلمنامههای قوی شکل گیرد و سفارشیسازی کمکم از کلیت رسانه ملی رخت بربندد. این ایجاد ارتباط هم باید با مشوقهایی صورت گیرد که اسباب نزدیکی بیشتر نویسندگان به ادبیات غنی ایرانی را فراهم کند. ما تجربه تولید سریالهای اقتباسی موفقی را در تلویزیون داریم که تا سالها مخاطب داشتند. پس چر از چنین تجربیاتی بیشتر و بیشتر استفاده نکنیم؟
علی ژکان
کارگردان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: