بازیگران مردمی‌ترین دیوان شعر فارسی چه کسانی هستند؟

زیر پوست شعر حـافظ

جناب آقای حافظ، همان شاعر بزرگواری که دیروز در تقویم به نام بزرگداشتش ثبت شده، می‌شناسیدش؟ احتمالا الان صفحه روزنامه را چپ چپ نگاه می‌کنید و با خودتان می‌گویید چشمم روشن، همین مانده که حافظ را نشناسم! حق هم دارید، هر شاعر و عارف و خلاصه بزرگمرد ایرانی را که نشناسیم، همگی حافظ را می‌شناسیم و خلاصه در رفاقت با این شاعر تفاهم داریم. حالا هرکسی هم اندازه خودش رفیق است دیگر، یکی خیلی زیاد و دیگری کم و کمتر... بالاخره هر ایرانی چند باری پیش آمده که کارش گره بخورد، یا عاشق شود و به دیوان حافظ تفال بزند. همین هم موجب شده، در خانه اغلب ایرانیان یک دیوان حافظ باشد و گاه و بیگاه غزلی از او خوانده شود. هر چند حافظ غزل می‌سراید و دنبال داستانسرایی‌های معمول نیست، اما او شخصیت‌هایی دارد که خودش آنها را ساخته و پرداخته و در تمام سروده‌هایش می‌توان ردی از آنها یافت؛ شخصیت‌هایی که مفاهیم مهمی را در شعرهای جناب آقای حافظ شکل می‌دهند و داستان‌های پشت پرده را پیش می‌برند.
کد خبر: ۱۱۷۰۰۸۱

شخص اول شعر حافظ

من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم

محتسب داند که من این کارها کمتر کنم

در شعر حافظ با واژه رند روبهرو شدهاید؟ جناب آقای رند یکی از مهمترین شخصیتهای شعر حافظ است، حتی اگر بگوییم مهمترین شخصیت شعر اوست، اغراق
نکردهایم.

این واژه هر چند امروزه معنای مثبت ندارد و سویههای منفی آن پررنگ شده، اما در شعر خواجه شیراز شخصیتی مثبت است که همواره به عنوان انسان کامل یا نمونه‏ کامل انسانی که باید باشد ولی در جامعه کمتر یافت‏ می‏شود، مطرح شده است.به عبارت دیگر حافظ انسانی را که‏ می‏جسته، ولی نیافته، در سیمای رند آفریده است.

در دیوان او کلمه‏ رند 52 بار و رندی 35 بار به کار رفته است.

دکتر تقی پورنامداریان در کتاب «گمشده لب دریا» پیرامون رندی حافظ میآورد: «رند، چهره محبوب دیگری است که آن هم تصویر «منِ» شعری حافظ است. رند نیز نقطه مقابل صوفی و شیخ و زاهد و مفتی و محتسب است و در کنار پیرمغان و حافظ. اگر پیر مغان اغلب چهره حکیمانه و متفکر حافظ را می‌نماید، رند بیشتر چهره عامی‌نما و پرخاشجویانه و گستاخانه و شیدا و شیفته‌گونه او را نشان می‌دهد به همین سبب رند شعر حافظ، رند بازاری که خود مظهر طمعکاری و ریا و تظاهر است، نیست، بلکه رند مدرسی و روشنفکر است.»

پیر مغان، خردمند شعرهای حافظ

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد

پیرمغان و همه‏ پیرانی که با شراب سر و کار دارند، مثل پیر خرابات و پیر میکده نیز ساخته‏ طبع حافظ است. حافظ نقطه‏ مقابل ریاکاری را شراب‏نوشی می‏داند. آنها برخلاف شخصیت‏های منفی از ریا و تظاهر بیزارند و لطف‏شان‏ دائم ا‏ست و از معرفت حق برخوردارند. «پیر مغان» کسی است که در میان عارفان، نقش مهتر و بزرگ را دارد و «دیر مغان» محفل تدریس و نیایش اوست. او صادق الوعده است و همیشه پیغام‌های عارفانه دارد. پیر مغان بنا به اشعار حافظ، پیر دیر مغان است و حافظ به او ارادت دارد. حافظ از نام‌های پیر دانا، پیر ما، پیر خرابات، پیر می‌فروشان، پیر میخانه، پیر گلرنگ، پیر خرد، پیر صومعه، پیر میکده، پیر صحبت، پیر ژنده پوش، پیر فرزانه، پیر من، پیر مناجات، پیر پیمانه کش، پیر صاحب فن و پیر دردی‌کش. نیز برای پیر مغان
استفاده کرده‌است.

صوفی منفور، عارف محبوب

کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل

بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید

صوفی یکی از شخصیتهای منفور شعر حافظ است که 35 بار از او یاد میکند. حافظ صوفی را دوست ندارد، مدام از او به کنایه و تلخی یاد میکند و خصوصیات اخلاقی نادرستش را به او یادآوری میکند. ریاکاری و داشتن خرقه آلوده، لقمه‏ شبهه خوردن یا مال حرام خوردن، درازدستی و ستم‏پیشگی، از درد عشق بی‏بهره بودن و ادعای کرامت داشتن از خصوصیات صوفی در شعر حافظ
است.

البته باید به این نکته هم دقت کرد که در شعر حافظ عارف و صوفی دوشخصیت متفاوت و مقابل هم هستند. عارف شخصیتی مثبت و دوست داشتنی است و برخلاف او صوفی منفور و نامحبوب.

این زاهد بیعشق

زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست

در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست

زاهد ظاهرپرست و زهدفروش نیز دست‏کمی از صوفی ندارد، چون‏که او نیز ریاکار است و مدعی، خودخواه است و خودپسند و هرگز بویی از عشق نمیبرد. او روی حرف زاهد حسابی باز نمیکند و به حرفش اهمیتی نمیدهد. چون او از حقیقت بویی نبرده و همه کارها و اعمالش ظاهری است. زاهد با شیخ و قاضی و امام شهر و فقیه هم ردیف است و این بخوبی نشان میدهد که افراد به ظاهر زاهد، در باطن چنان ریاکار بوده اند که حافظ آنها را در شعرش این‌گونه معرفی کرده است.

بادهنوش پنهانی

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار

بخورد بادهات و سنگ به جام اندازد

حافظ با تندی و خشم بیشتری از محتسب‏ انتقاد می‏کند. چون‏که او هم دین و مذهب و دفاع از مقدسات را یدک می‏کشد و هم قدرت سیاسی و نظامی دارد و مزاحمتش در حد نصیحت و مجادله و تکفیر نیست، بلکه با قدرت وحشتناکی به‏ نابودی مخالفان می‏پردازد. او نیز ریاکار است، بلکه مست ریاست. محتسب علاوه بر این مستی، مست شراب انگوری نیز هست، اما کسی درباره‏ او بدگمان نیست یا جرأت اعتراض ندارد. البته‏ جدا از باده‏نوشی، پیمان‏شکن و نامرد هم هست.

زینب مرتضاییفرد

فرهنگ و هنر

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها