jamejamonline
فرهنگی کتاب و ادبیات کد خبر: ۱۱۰۴۹۴۳ ۲۹ آذر ۱۳۹۶  |  ۱۸:۵۹

سرلشکر قاسم سلیمانی در پی شهادت جانباز سرافراز دفاع مقدس آقای علی خوش لفظ و راوی کتاب ارزشمند «وقتی مهتاب گم شد» پیام تبریک و تسلیتی صادر کرد.

پیام سردار سلیمانی به مناسبت شهادت جانباز عزیز علی خوش لفظ

به گزارش جام جم آنلاین به نقل از سپاه نیوز،‌ سرلشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در پی شهادت جانباز سرافراز دفاع مقدس آقای علی خوش لفظ و راوی کتاب ارزشمند «وقتی مهتاب گم شد» پیام تبریک و تسلیتی صادر کرد.

متن این پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

خبری آمد که شهیدی آمد!

اگر مهتاب هم در آسمان ابری و تیره ظلم و جور ظالمان و جفاکاران دشمن خدا گم شود اما علی و علی های شهید، جانباز و ایثارگر را هرگز گم شدنی نباشد.

چه بسا این عزیزان سفر کرده گمنام باشند لیکن بجا ماندگان در حسرت نام گم آنان مانده‌اند.

برادر عزیز "علی خوش لفظ" جانباز 70 درصد دفاع مقدس سرانجام آسمانی شد.

او که با بیان خاطرات خود در کتاب ارزشمند "وقتی مهتاب گم شد" کتابی که مورد توجه مولا و مقتدایمان امام خامنه ای ( مدظله العالی) قرار گرفت با وجود دردها و آلام ناشی از جراحات شیمیایی هر گز ازیاد دفاع مقدس ، ارزشها و رزمندگان آن غافل نشد و در آخر راه که در واقع اول مسیر تعالی معنوی و روحی است با همان روحیه دوران عزت و سربلندی ، بالاخره از سیم خاردار نفس عبور کرد و به قافله عروج پیمای شهداء پیوست.

اینجانب شهادت این برادر ارزشمند و فرهیخته را به محضر آقا امام زمان ( عج) ، فرماندهی معظم کل قوا حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای ( مدظله العالی ) ، خانواده محترمش، تمامی رزمندگان غرور آفرین دفاع مقدس و کلیه رهپویان شهادت تبریک و تسلیت عرض نموده و از خداوند علو درجات وی و تمامی شهدای اسلام را مسئلت می‌نمایم.

قاسم سلیمانی

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
این ۵۰ ثانیه تلخ

این ۵۰ ثانیه تلخ

با ذهن ده دوازده سالگی‌ات نگاه کنی، فکر می‌کنی زنگ تفریح یک مدرسه خورده و بچه‌ها دارند هوریز می‌کنند توی حیاط مدرسه که از بوفه ساندویچ مزخرف کالباس خشک بخرند و نوشابه فانتای تگری و این یک ربع وقت آزاد را خرج شکمشان کنند و بادگلوهای سوزنده را توی کلاس بزنند و بینی‌شان تا مغز سرشان تیر بکشد و بسوزد و کیف کنند.

حوزه هنری و تحول دیجیتال

حوزه هنری و تحول دیجیتال

با آن کاپشن خاکی رنگ و شال گردنی که همیشه روی صورتش می‌کشد، سوار بر موتور وارد حیاط می‌شود، چرخی دور حوضچه خوشرنگ حوزه می‌زند و کنار دیوار آینه‌کاری شده، موتورش را تکیه می‌دهد، عینک ته استکانی اش را با انگشت بالا می‌دهد و دستی به سبیل سیاهش می‌کشد و می‌رود گوشه پله‌ها کنار قیصر می‌نشیند و با سیگار و چاق سلامتی، صحبت‌شان گل می‌اندازد.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
افطاری‌ ها

ماه رمضان امسال چه سریال‌هایی روی آنتن شبکه‌های مختلف سیما خواهند رفت؟

افطاری‌ ها

پیشخوان بیشتر