jamejamnashriyat
کد خبر: ۱۰۴۷۲۹۲   ۱۳ تير ۱۳۹۶  |  ۰۸:۰۰

تحولات شکل گرفته در عربستان عمدتا با منشا داخلی جهت تصاحب بیشتر قدرت تلقی می شود، تحولاتی از حذف محمد بن نایف و بقیه فرزندان زنده عبدالعزیز از قدرت و تمرکز روی خانواده شخص سلمان و افراد نزدیک به آنها در گرفتن پست‌ها و موقعیت‌های مختلف همچنین مذاکراتی که با آمریکایی‌ها در جهت حمایت از تمرکز قدرت در دست بن سلمان صورت گرفت منشاء آن عمدتا داخلی و به منظور حذف بسیاری از رقبا و تمرکز روی همین افراد خاندان است. گام بعدی قطعا حذف شخص سلمان و استقرار فرزندش محمد به پادشاهی است.

همزمان با این امور بحث هزینه‌های عظیم تسلیحاتی که قراردادهایش منعقد شده و رشوه‌ها و کمک‌های مالی بسیاری که از سوی آمریکا و حکومت ترامپ انجام شده همچنین تشدید عملیات علیه مردم یمن و بروز بحران در روابط با قطر که رهبری این حرکت را عربستان و امارات بر عهده دارند. این اقدامات مجموعه‌ای از حلقه‌های سلسله واحدی می‌توانند تلقی شوند و آن افزایش سلطه‌گری و هژمون عربستان و خانواده سلمان در داخل و محیط بیرونی شبه جزیره عربستان است.

در صورتی که منشاء این تحولات تمایل به گسترش سلطه عربستان در منطقه، همچنین شورای همکاری خلیج‌فارس و یمن باشد، تا زمانی ادامه می‌یابد که دولتمردان عربستان یا با اعتراضات داخلی و کودتای داخلی مواجه شده و به این ترتیب متوقف شوند یا با هرز رفتن امکانات و ضعیف‌تر شدن توانشان در مقابله با اعتراضات همسایگان و مقاومت مردم یمن این روند متوقف شود. باید به این نکته هم اشاره شود که محمد بن سلمان از ابتدای انتصابش به ولیعهد دومی تاکنون به غیر از ایجاد و توسعه جنگ در یمن و توسعه اختلافات با کشورهای همسایه و دیگر کشورهای عربی دستاورد دیگری نداشته است.

عربستان با دادن رشوه و بستن قراردادهای چند میلیارد دلاری باترامپ دچار یک خطای استراتژیک و کشنده شده است، چرا که اقتصاد عربستان متکی بر نفت و ذخایر ارزی است که نیمی از این ذخایر در یک سفر ترامپ به آمریکا داده شد و از این پس اقتصاد عربستان وارد یک دوره سقوط آزاد خواهد شد.

به نظر می‌آید توان عربستان در راه اندازی جنگ در تجربه یمن دیده شده است؛ با وجود این‌که یمن حکومت واحدی ندارد، کشور ثروتمندی محسوب نمی شود، اما عربستانی که از سوی آمریکا، اسرائیل، انگلیس و... حمایت می‌شود نتوانسته سرنوشت جنگ یمن را به نتیجه نهایی برساند و علاوه بر این‌که نتیجه مطلوبی نگرفت، بسیاری از ظرفیت‌های مالی، سیاسی و نظامی خود را هم در آنجا درگیر کرده است. علاوه بر آن درگیر شدن عربستان با قطر در هفته‌های اخیر به عربستان فشار سیاسی و بین‌المللی بیشتری وارد کرده و مشکلات عربستان روزافزون است. از طرف دیگر باید اضافه کرد که نیروهای وابسته به عربستان در لبنان، لیبی، سوریه و عراق حضور دارند و این حضور برای عربستان هزینه‌هایی در پی دارد.

در مورد روابط آمریکا و عربستان با توجه به ولیعهدی محمد بن‌سلمان نیز باید گفت در سیاست‌های کلی عربستان آنچه برای آمریکا مورد توجه است مصالح آمریکاست و نه شخصی که در راس قدرت قرار می‌گیرد. برای مثال اگر این شخصی که در راس قدرت قرار می‌گیرد حائز تمام صفات باشد و به صورت دموکراتیک هم انتخاب شده یا به صورت سنتی بر مسند حکومت قرار گرفته باشد، اما منافع آمریکا را رعایت نکند یا از آمریکا سلاح نخرد، آن وقت مورد غضب و خشم آمریکا قرار خواهد گرفت، به هرحال آنچه برای آمریکا مهم است خود آمریکا و تبعیت از این کشور است حالا هر کسی هم که در راس قدرت بود، تفاوتی ندارد.

در مجموع در مورد آینده روابط ایران و عربستان با روی کارآمدن محمد بن سلمان باید گفت با این روحیه جاهلانه، قدرت‌طلبانه و بلندپروازانه بن سلمان، بهبود روابط عربستان با ایران بعید است چرا که او برای تسلط بر داخل همچنان نیاز به ساخت دشمن فرضی در خارج از کشور دارد تا بتواند اعتراض‌های داخلی را سرکوب و به کار خود ادامه دهد.

دکتر صباح زنگنه / کارشناس مسائل منطقه

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
وضعیت قرمز گیشه

سینما سال جدید را هم با بحران شروع کرده و ظاهرا مردم هنوز رغبتی به فیلم دیدن ندارند

وضعیت قرمز گیشه

پیشخوان

بیشتر