در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کار سعدی مستقیم از کوچه و بازار میآمد، بنابراین از آنها بود که آکادمی ما حرف چندانی نداشت تا یادش بدهد. برعکس، اما حالا نیاز است هنرجویان تئاتر در کار او بنگرند تا اینگونه بتوانند تاریخ بیش از نیمقرن سیاهبازی در ایران را به مبانی نمایشهای آیینی و سنتی ما پیوست کنند. او برای نسل نمایشدوست ما، شمایل استقرار مصرانه نوعی از تئاتر بود که شمع کمجانش میتوانست مدتها پیش خاموش و فراموش شود. برای پدران ما، نام او همراه بود با لالهزار، تئاتر حافظ یا هر صحنهای که در آن سیاهبازی بپا کنند. مثلا میگفتند او و سه سیاهباز دیگر در یک روز و در یک تئاتر به نوبت روی صحنه میرفتند؛ سعدی افشار، محمود یکتا، سیدحسن یوسفی و ابراهیم خندان. سعدی افشار اما نگذاشت این روایت در برگهای تاریخ تئاتر ایران، غبار بگیرد. او با ممارست در زنده نگاهداشتن یکی از مهمترین سنتهای تئاتری ما، سببساز این بود که تماشای یک تخت حوضی صاف و ساده برای ما، حسرتی لابهلای تاریخ نباشد و نگذارد بار عاطفی یک نوستالژی عمیق دیگر بر دلمان آوار شود. امروز فقدان او چهار ساله شده است.
یادش گرامی.
صابر محمدی
فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: