حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....
این مجری تلویزیون ضمن اشاره به تعداد قابل توجهی از شبکههای ماهوارهای که بظاهر برای کودکان تاسیس شدهاند، توضیح داد: برنامههای این شبکهها اصلا سنخیتی با مسائل و موضوعات مبتلا به کودک ندارد و متأسفانه بچههای ایرانی را بهنوعی در جهتی نامناسب هدایت و تربیت میکنند. در این رقابت، زمانی ما موفق خواهیم بود که از تکرویها بپرهیزیم.
وی تاکید کرد: در این رقابت نامرئی اما بسیار سنگین، باید بر فرهنگ، خردهفرهنگها، آداب و رسوم، عقاید و اصول ملی و مذهبی خود پافشاری کنیم. محکم ایستادن پای اصول، عقاید و باورهای اجتماعی بهترین روش است.
برنامه کودک جدی است
داریوش فرضیایی با تاکید بر اهمیت برنامهسازی برای کودکان و لزوم حمایت از برنامههای این گروه سنی از نوع برخورد با سازندگان و دستاندرکاران برنامههای کودک در جامعه هنری کشور گلایه کرد و گفت: خیلی وقتها کسانی مثل من را که کار کودک میسازند، بهچشم کودک نگاه میکنند و هیچ وقت ما را جدی نمیگیرند. در جشنهای فرهنگی هنری به فیلمها و سریالها توجه میشود و برای سازندگان این آثار فرش قرمز پهن میکنند که البته بسیار هم خوب است، اما جایگاه کودک در جامعه هنری کشور باید مشخص شود. متاسفانه حتی در جشنواره سهستاره هم برنامهای که برای کودکان ساخته میشود با آثاری مقایسه میشود که مخاطب بزرگسال دارد!
اجرای تازه
مخاطبان کودک و نوجوان، داریوش فرضیایی را به نام عمو پورنگ میشناسند و او از اولین مجریانی است که شیوهای متفاوت را در اجرای برنامههای تلویزیونی ارائه کرده است. فرضیایی در این باره گفت: من ذاتا کودکم و کارم را دوست دارم. بنابراین اجراهای من نیز کودکانه است. باید سیستم آنقدر باز باشد که افراد بتوانند با قابلیتهای جدید در این عرصه حاضر شوند. از قدیم گفتهاند دست بالای دست بسیار است و باید سبکهای جدید ایجاد شوند.
این مجری افزود: من مخالف تکثیر عمو پورنگ هستم؛ عمو پورنگ باید یکی باشد همانطور که آقای طهماسب منحصر به فرد است. باید از استعدادهای جدید استفاده کنیم و اینچنین است که بیننده حق انتخاب پیدا خواهد کرد. متاسفانه طرحهایی که به من میرسد همه کپی عمو پورنگ است.
وی با تاکید بر یافتن ایدهها و ابزارهای تازه تاکید کرد: شاخ و برگ دادن به یک شیوه، کمک میکند که از تکراری شدن و یکنواختی نجات پیدا کنید، مثل اتفاقی که در محله گل و بلبل افتاد. من 14 سال بهصورت زنده برنامه اجرا میکردم و هر کاری برای جذابیت آن انجام دادم، ولی دیگر تا کجا میتوانستم این کار را ادامه دهم. حالا ما با توجه به آن تجربیات، سریالی با نام گل و بلبل ساختیم.
فرضیایی همچنین به تفاوت نسلها نیز اشاره کرد و افزود: بچههای دهه 80 با بچههای دهه 90 بسیار متفاوت هستند و برای ارتباط با هر کدام باید به دنبال سبک و شیوهای بود؛ ولی باید دقت کرد آن سبک با آن دکور دیگر برای بچههای دهه 90 مناسب نیست. متاسفانه امروز در برنامههای کودک شبکههای استانی هنوز به همان شیوه قدیم برنامهسازی میکنند؛ یک میز و یک عروسک! این نوع اجرا دیگر کارآمد نیست.
ایدههای نو
مجری نامآشنای برنامههای کودک و نوجوان همچنین بر ضرورت شکلگیری ایدههای تازه تاکید دارد. از نگاه داریوش فرضیایی، ایدهپردازی در کشور ما محدود است و مخاطب بسرعت ایدههای کپی و دست دوم را تشخیص میدهد.
وی درباره ضرورت ایدهپردازی گفت: من نیاز به ایدهپرداز و یک تیم بزرگ دارم تا بتوانم برنامههای موثرتری بسازم. خوشبختانه گروهی که امروز برنامه را تولید میکنند از همین ویژگی برخوردار هستند.
وی تاکید کرد: تلویزیون هم مانند سینما باید ایدهپرداز قوی داشته باشد و اگر یک ایده خارجی را اجرا میکنیم باید آن را منطبق با فرهنگ خودمان در فضایی که متعلق به ماست، اجرا کنیم. باید سعی کنیم اگر ایده را میگیریم یک سر و گردن بالاتر از آن را بسازیم.
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....