«دارو، دارو میخوای؟ شربت متادون، قرص سقط جنین، آمپول مرفین، پروستادین، ترامادول، زاناکس و...» سالهای گذشته اگر از خیابان ناصرخسروی تهران رد میشدیم مردانی که گوشهگوشه این خیابان قدم میزدند، آرام خودشان را به تو نزدیک میکردند و خیلی آرام این واژهها را زمزمه میکردند و تا زمانی که مطمئن نمیشدند مشتری نیستی بیخیالت نمیشدند.