گونی بزرگی را روی دوشش انداخته و در کوچه پس کوچههای شمالی تهران میگردد به هر سطل زبالهای که میرسد لبه آن را میگیرد و خودش را بالا میکشد تا راحتتر بتواند درون سطل زبال را ببیند. جثه کوچکش به او اجازه نمیدهد براحتی دورن سطلهای زباله را جستوجو کند به همین خاطر روی لبههای سطل زباله فشار میآورد تا آن را کج کند.