انگشترش را به همه نشان میدهد و نگین درخشانش را مقابل نور میگیرد تا به دوستانش پز بدهد که نامزد کرده است. آن هم با همان پسری که خیلی از دخترها حسرتش را داشتند. همین هم باعث شده است پسر سر به راهی نباشد. مریم میگوید: خر شدی دختر. اگر بیوفایی کند...