نگاهش در محوطه میچرخد،چشمهایش لابلای قدونیمقدهای بازیگوش پیچوتاب میخورد، لبخند میزند، اخم میکند،حتی گاهی از پشت نردههای فلزی به هیجان میآید و وقتی یکی از بچه ها حین بازی پایش سر میخورد، دلش هری میریزد ولی ما همان تصورات قدیم را درباره «نامادری» یا «ناپدری» داریم و قانع نشدهایم!