درباره کمدی درام «ویزونتل»؛ ساخته یلماز اردوغان به‌مناسبت نمایش در سینما 4

شبکه روستا!

طوبی یا ویزونتل(Vizontele) کمدی درام ساخت یلماز اردوغان فیلمساز ترک‌تبار است؛ فیلمی که با استقبال فراوان از سوی جشنواره‌ها روبه‌رو شد و باعث گردید اردوغان، 3 سال بعد یعنی در سال 2004، دنباله‌ای بر این کمدی‌درام موفق بسازد. نقد این فیلم به بهانه پخش آن از سینما 4 پیش روی شماست.
کد خبر: ۲۹۸۶۹۳

«ویزونتل» اگرچه در جای جایش رگه‌های طنز و گاهی کمدی سیاه هم جلوه‌گری می‌کند، اما فقط به قصد خنداندن تماشاگر ساخته نشده است و ریشه‌های فرهنگی ملت ترک را در داستان اصلی و داستانک‌های فرعی ماجرا به چالش می‌کشد. اگر «سینما پارادیزو» را به یاد داشته باشید، کمی تا قسمتی «ویزونتل» می‌تواند به آن شبیه باشد. با این تفاوت عمده که در سینما پارادیزو دو جای پرده نقره‌ای و معمای سینما، برای اهالی یک دهکده ایتالیایی، باعث خلق ماجرا می‌گردید و اینجا صحبت از جادوی تلویزیون است. در یک دهکده دورافتاده واقع در جنوب شرقی ترکیه به نام «حکاری»، در سال 1974، دولت تصمیم می‌گیرد که با نصب فرستنده به دهات مجاور و بویژه به حکاری، بساط تلویزیون برپا کند.

اهالی شهر اسم این اولین تلویزیون را «ویزونتل» می‌گذارند و بدیهی است که با اعلام این خبر باید منتظر آغاز چالش‌ها و مخالفت‌ها و موافقت‌ها بود.

یک‌سری از افرادی که به حکاری می‌آیند در واقع آدم‌های شهری هستند که هیچ احترامی برای «حکاری»ها قائل نیستند. آنها فقط به دلیل شهری بودن و تازه به دوران رسیدگی‌‌شان خود را برتر از روستایی‌ها می‌دانند. از آن سو این افراد شامل نزدیکان شهردار یا خود ریشه در همین شهر دورافتاده دارند اما ریشه‌های فرهنگی و اجتماعی‌شان را به سبب همان تازه به دوران‌رسیدگی‌شان انکار می‌کنند. مردم حکاری نیز طبیعتا در مقابل تاسیس این «ویزونتل» به صورت‌های مختلف واکنش نشان می‌دهند اما 2 دسته از آنها بیشتر از بقیه به چالش می‌پردازند. دسته اول آدم‌های سنتی هستند که با هر چیز جدیدی حتی اگر تلویزیون باشد، مخالفت دارند و از آن بشدت می‌ترسند و دسته دیگر اهالی‌ای هستند که این ویزونتل به آرزوی آخرشان تبدیل شده و با شنیدن خبر تاسیس تلویزیون در حکاری، سر از پا نمی‌شناسند.

در این میان کاراکترهایی نیز هستند که به ساکن جزو هیچ دسته‌ای نیستند، آدم‌هایی هستند بسیار معقول و منطقی که اصلا حضور همین‌ها باعث می‌شود که ماجرا با یک بالانس هنری به آخر برسد.

اما مهم‌ترین نقطه‌عطف در «ویزونتل» احتیاجی است که هم سنتی‌ها به آدم‌های جدید دارند و هم شیک‌وپیک‌های شهری که به روستا آمده‌اند تا ایستگاه تلویزیونی را راه بیندازند.

شهردار شهر کوچک حکاری، «نظمی» نامی است و تمام همتش را مصروف این مهم می‌کند تا اهالی با او همکاری کنند تا بتوانند در جای مناسب به نصب دکل بپردازند؛ اما همین پیدا کردن آدم‌های کاربلد است که باعث می‌شود چندین اتفاق کمدی و بامزه روی دهد، چرا که تا اواسط این فیلم 2 ساعته بسیاری از اهالی از کلیت ماجرا هیچ سر در نمی‌آورند، اما مدام قصد دارند خود را بلد کار نشان دهند.

از آن سو، یکی دو نفری هستند که واقعا می‌توانند به درد کار بخورند. نظمی می‌خواهد در کوهستان مجاور بهترین پوزیشن منطقه را برای نصب دکل پیدا کند و در این کار «امین» از اهالی ریشه‌دار حکاری بهترین شخص می‌تواند باشد؛ اما راضی کردن او نیز به همین سادگی‌ها نیست و تا او با این قضیه همراه شود، باز هم داستانک‌های بامزه‌ای روی می‌دهد.

درگیر و دار همین راضی شدن «امین»، یا تلاش‌های شهردار حکاری «نظمی» است که همان نهادهای فرهنگی و سنتی که قبلا اشاره کردم، جلوه‌گری می‌کند که گاهی حتی فولکلور منطقه را نیز در برمی‌گیرد. در سکانس افتتاحیه، جیپی که برای سال 1974 جزو آخرین مدل‌ها محسوب می‌شد، در راه حکاری است و سرنشینان این ماشین 3 نفر هستند شامل نظمی و همسرش و راننده شهرداری که بعدها مشاور همین نظمی هم از کار درمی‌آید. همسر نظمی در حین مسافرت در این جاده کوهستانی مدام لوازم آرایش خود را به‌دست دارد و لحظه‌ای از استفاده از آن غافل نیست؛ بامزه اینجاست که رانندگی در جاده کوهستانی پر از دست‌انداز مدام گرد و غبار به داخل ماشین می‌آورد و همسر نظمی مجبور به تجدید آرایش است و در همین حین نیز یکسره سر نظمی غر می‌زند و از عقب‌افتادگی «حکاری» جماعت سخن می‌گوید؛ روندی که اگرچه «نظمی» در دل با آن موافق نیست، اما در ظاهر هم که شده با زنش موافق نشان می‌دهد. ضمن این‌که کل دیالوگ آنها در این سکانس تقریبا 5 دقیقه‌ای، اگرچه ده‌ها و صدها جمله کوتاه و بلند است اما همگی اینها به تکبر اهالی شهررفته می‌پردازد. از رادیو و ضبط‌صوت ماشین نیز چیزی جز آهنگ‌های جدید و غربی به گوش نمی‌رسد. این سکانس را داشته باشید تا برسیم به سکانس معرفی «امین»، نقشی که خود «یلماز اردوغان» ایفاگر آن است و سکانس بعدی‌اش که معرفی فکری است. در سکانس معرفی امین، از در و دیوار با جمله‌های امین تنها چیزی که می‌شود فهمید تراتب و وابستگی او به فرهنگ و سنت حکاری است؛ حتی آوازی که روی این سکانس گذاشته شده؛ سرودی بدون موسیقی است و هنگامی که درمی‌یابیم نظمی و همسرش و مشاوران او به عنوان سمبل آدم‌هایی که دود شهر را خورده‌اند و خود را آدم حسابی جا می‌زنند قرار است با «امین» با ویژگی‌های سنتی و فرهنگی که یاد شد روبه‌رو شوند، طبیعی است که منتظر چالش اساسی باقی بمانیم.

دست بر قضا امین در اولین درخواست نظمی از او برای تشکیل یک گروه و رفتن به کوهستان مجاور و نصب دکل و غیره ذالک، اصلا زیر بار نمی‌رود و 2‌‌طرف داشته‌هایشان را رو می‌کنند و تماشاگر به داوری می‌نشیند؛ قضاوتی که اتفاقا آسان است و دردسر ندارد و یکباره آن بزک و دوزک شهرهای قمپزدرکن پاک می‌شود و نظمی به التماس می‌افتد و امین مجبور می‌شود که همکاری کند تا آبروداری کرده باشد. از دیگر کاراکترهای موثر «ویزونتل» باید به فکری اشاره کرد که آدمی است معقول و درس‌خوانده و ساکن شهر؛ اما هرگز حاضر نشده است که ریشه‌های فرهنگی خود را فراموش کند. حضور او و امین و دارودسته‌های شهردار به اضافه جوانان شهر حکاری که عقل توی کله‌شان نیست و تصور می‌کنند با داشتن تلویزیون تمام مشکلات‌شان حل و فصل شده، باعث می‌شود که داستانک‌ها و روند پیگیری آنها معقول جلوه‌گری کند.

به همه اینها این مهم را اضافه کنید که حتی وقتی «امین» دار و دسته‌اش را جمع و جور می‌کند تا به حومه حکاری بروند برای پیدا کردن جایی که سیگنال درست و حسابی بدهد و دکل برپا شود، هنوز هیچ موفقیتی در دسترس نیست و کمدی اصلی هم همین‌جاست و می‌دانید چرا؟! چون تنها تجربه‌ای که این افراد و بویژه امین در این رابطه بودند باز و بسته کردن رادیوهای قهوه‌خانه حکاری بوده است. آنچه پیگیری داستان را جالب توجه می‌کند حکایت‌ها و حتی لطیفه‌هایی است که تیم امین در حین عملیات‌شان برای هم تعریف می‌کنند. این لطیفه‌ها به فولکلور منطقه برمی‌گردد و از ریشه‌ها و سنت‌ها و فرهنگ‌ها می‌گوید و اردوغان بدرستی بدون این که ظرفیت کمیک درامش را بهم بزند از این دیالوگ‌ها استفاده کرده است.

«ویزونتل» اگرچه یک درام کمیک است، اما یلماز اردوغان بدرستی از روایت قصه‌اش به برتری‌های فرهنگی و سنت و استفاده بجا از مدرنیته تاکید می‌کند. داستان او به شهری و مردم دیاری اشاره می‌کند که در جنوب شرقی ترکیه واقع شده و تقریبا دورافتاده به نظر می‌آید، اما همین مکان نیز می‌تواند منطقه‌ای باشد سرشار از فرهنگ و هنر و سنت. اردوغان در 30 دقیقه ابتدایی فیلمش داستانک‌هایی را رو می‌کند که شهردار حکاری به عنوان نماینده دولت کوشیده است تا هنر دولتی و فرهنگی ناشناخته و گاهی عمدتا بی‌سر‌و‌پا را به میان منطقه و اهالی بیاورد؛ روندی که چندین سال است ادامه دارد، اما هیچ توفیقی برای شهردار نداشته است. با این حال در همین شهر کوچک جوانانی هستند که دل خوشی از فرهنگ و سنت قدیمی ندارند. عده‌ای به شهر رفته و برگشته‌اند و کلا هویت حکاری را نادیده می‌گیرند و دست بر قضا تعدادی نیز هستند که اگرچه برای درس و تحصیل به شهرهایی مثل آنکارا رفته‌اند، اما در بازگشت هویت خود را عوض نکرده‌اند. داستان اردوغان از آن جهت به زیرساختی قوی رسیده که نماینده نسل‌های مختلف و متفاوت را همگی در یک قاب قرار می‌دهد و نتیجه را بدرستی و با ظرافت در اختیار قضاوت تماشاگر می‌گذارد. حتی وقتی تلویزیون راه می‌افتد، چالش‌ها تمام‌ نشده است و بسیاری دنبال معنی کلمه «تله» می‌گردند. عده‌ای آن را کلمه شیطانی می‌دانند، برخی آن را واژه‌ای برای تشخیص می‌خوانند و عده‌ای بیشتر اصلا نمی‌دانند دعوا بر سر چیست؟

همین که یک مقوله فرهنگی و مرتبط با سنت و فولکلور در قالب یک کمدی درام 120 دقیقه‌ای توانسته با چالش‌های نسل جدید و اقشار مختلف مربوط به یک منطقه را جلوه‌گری کند، برای اثبات این مهم که «ویزونتل» یک اثر سینمایی درخور و قوی است، کفایت می‌کند.

درباره یلماز اردوغان

Yilmaz Erdogan متولد 1967 در حکاری ترکیه است. در واقع رویدادهای «ویزونتل» در محل تولد و پرورش خود کارگردان شکل گرفته است. او دوران نوجوانی را در آنکارا گذرانید و برای تحصیل در رشته مهندسی عمران به استانبول رفت. اردوغان در 20 سالگی درس فنی و دانشگاه را کنار گذاشت و به سمت تئاتر گرایش یافت و بسیار جدی در این مقوله کار کرد. از 25 سالگی شروع به نگارش نمایشنامه و فیلمنامه کرد و بازیگری در تئاتر و کارگردانی در سینما را نیز آغاز نمود.

«ویزونتل» در واقع اولین اثر او در مقام نویسنده و کارگردان سینماست؛ فیلمی که به سکوی پرتاب او نیز تبدیل شد و پس از این اردوغان تمرکزش را روی کار در سینما قرار داد.

در سال 2009 او با نویسندگی و کارگردانی فیلم «زندگی» کارنامه حرفه‌ای‌اش را پربارتر کرد...

شناسنامه فیلم

نام اصلی: ویزونتل(vizontele) ،‌محصول: 2001 ، اکران: 4 فوریه 2001

بازیگران: یلماز اردوغان (امین)‌، دمت اکبگ (مادر)‌، ارکان ارککلی (ندا)‌ و کم یلماز (فکری) ،‌ زمان: 120 دقیقه

مهدی تهرانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها