علی مظاهری - خبرنگار جام جم : یکتاپرستی و بینش موحدانه از دوران آغاز تمدن همواره روح قومیت و ملت ایران بوده است، از این رو هیچگاه در پیشینه ما ایرانیان نمی‌توان ردی از ساخت تندیس‌های یادمان‌ها، بزرگداشت‌ها، خدایگان‌ها، الهه‌ها و ... مشاهده کرد اما نقر (حک)‌ تصویر و مطالب مهم بر صخره‌سنگ‌هایی که بسیار با ظرافت و دقت انتخاب می‌شده تا از گزند باران و باد و عوامل فرسایشی طبیعت مصون بمانند از رسوم بزرگان این سرزمین تمدن‌پرور است. کتیبه‌ها همیشه در «بزنگاه‌»های تاریخی و مواقع مهم، رویدادهای ویژه و رخدادهای سرنوشت‌سازی حک شده‌اند که موثر بر تاریخ و روح قوم ایرانی و آینده این ملت بوده است.
کد خبر: ۲۹۸۵۷۸

همدان و خاطرات صخره‌ای نقر شده‌اش که فرازهای تاریخ را روایت می‌کند پر است از خاطرات مهمی که با روایت آنان، شکوه تاریخ درخشان و تاثیر این ملت بر فرهنگ و تمدن سایر ملل را به ذهن هر خردمندی متبادر می‌سازد.

دروازه تمدن و تاریخ

دروازه تاریخ، پایتخت تمدن و ... این لقب‌ها و عنوان‌های بزرگ را نمی‌توان براحتی به هر منطقه و شهری نسبت داد. شاید یکی از ده‌ها دلیل و نکته‌ای که باستان‌پژوهان و دانشمندان را قانع کرده از همدان با چنین القابی یاد کنند، کتیبه‌های رنگارنگ و مختلفی است که یا از سر اتفاق یا حفاری‌های علمی و غیرعلمی و ... در آن سامان کشف شده که این همه به اضافه رمزگشایی از کتیبه‌های تاریخی گنج‌نامه و ... روشنگر بخش‌هایی مهم از دوران ایران‌باستان شد، مخصوصا عصر هخامنشی‌ها؛ که جز معدودی کتیبه‌های پیدا و پنهان و ... از آن دوران چندان اثری به جا نمانده است.

گزارش و شواهد متقن و موثقی نیز حاکی از وجود کتیبه‌‌ای با نوشتارهایی میخی در مریانج همدان است ولی تایید آن نیاز به توجه دلسوزانه مقامات دست‌اندرکار محلی میهنی دارد. چرا که همدان، شهر کتیبه‌های نوشتاری است؛ یعنی شرح مقاطع تاریخی جاودان را در گنجینه وجودش حفظ کرده است. جالب است بدانید همدانی‌ها با لهجه‌ای سخن می‌گویند که به عقیده پژوهشگران «گویش به جای مانده از دوران مادهاست» اما در گویش منطقه غرب همدان یعنی مریانج می‌توانید گویشی نادر را بشنوید که از واژگان اصیل پهلوی سرشار است. برای این منطقه شهری (مریانج)‌ هیچ طرح کاوش رسمی یا برنامه‌ای پژوهشی تا به حال در نظر گرفته یا پیشنهاد نشده؛ حال آن که معمای بزرگ همدان یعنی محل اصلی قلعه‌های افسانه‌ای هفتگانه هگمتانه می‌تواند به خاطر قراین بسیار، بنا به احتمال قریب به یقین در چنین منطقه‌ای گشوده شود.

بسادگی از نام کهن این شهر نگذریم: مریانج یا مریانک به معنای منطقه پادشاه‌نشین یا محوطه‌ای است که امیر، حکمران یا پادشاه در آنجا ساکن است. در فرادست این منطقه، حافظه مردمان دره غربی الوند یعنی امامزاده کوه، تاریخ قلعه‌های مشهور هگمتانه را به نوعی دیگر بازروایت می‌کنند ضمن این که ساختار دره امامزاده‌کوه، ویژگی‌های غیرطبیعی غرب آن دره و پر شدن شیارهای طبیعی و مشخص بودن دست ساخت بودن منطقه غربی دره به وصف‌های تاریخی هگمتانه نزدیک‌تر از هر جای دیگر همدان می‌نماید.

تا به امروز باستان‌پژوهان همچنان بر این عقیده استوارند که هگمتانه مسلما جایی خارج از محدوده مشخص شده در همدان (اکباتان) و تپه‌های آن است، زیرا اولا نام هگمتانه کمتر از یک قرن است که به این تپه‌های تاریخی اطلاق شده ثانیا این‌کهن‌شهر و معماری‌اش به شهر تبس مصر تشبیه شده که مسکن‌های متحدالشکل کارگران اهرام در آنجا کشف شده است. به هر حال، کتیبه‌ها در زمان‌های ویژه‌ای، رخدادهای خاص و بزنگاه‌های تاریخی مهم پدیده آمده است. از دو متن آرشام و آریا رمن یاد کنیم که هم نمایانگر ساختار دستور زبان و نوشتار کهن ایران یعنی خط میخی‌اند، هم ورق‌های طلایی نویافته تاریخ ایران باستان، هم ...

در اوایل قرن اخیر، یک کشف اتفاقی و البته غیرعلمی در محوطه همدان قدیم که اکنون، همان منطقه خیابان‌های باباطاهر و اکباتان است، باعث شد آفتاب تازه‌ای بر فراموشی‌های تاریک تاریخ، نور بیفشاند. دو کتیبه طلایی هخامنشی کشف شد. با ساختار متنی و خط مشابه که در عین حال کتیبه‌های بیستون و تخت جمشید را به یاد می‌آورند.

رمزگشایی از این کتیبه‌ها نکات تازه‌ای از تاریخ را مشخص کرد. این دو کتیبه تاکنون قدیمی‌ترین کتیبه‌های فارسی باستان محسوب می‌شوند.

درباره نخستین آنها کتیبه آریارمن؛ بررسی‌های عمیق مشخص کرد که قدمت این کتیبه‌ها به دوره‌هایی قدیمی‌تر از هخامنشیان یا لااقل عصری پیش‌تر از داریوش می‌رسد. بنابر این درست به‌خاطر کشف لوحه دوم یا کتیبه آرشام این نظر پژوهشگران که داریوش را مبدع زبان میخی ایران باستان می‌دانند، ردشدنی می‌نماید.

کتیبه آریارمن در حال حاضر در موزه برلین نگهداری می‌شود، این متن ده سطری گفته‌های پدربزرگ داریوش است؛ آریارمن شاه پارسی می‌گوید: «این مردم پارس را که من حکمرانشانم، با اسبان خوب، با مردان خوب، ایزد بزرگ اهورامزدا به من داد؛ به خواست اهورا مزدا، من شاه این مردم هستم. اهورامزدا مرا یاری [دهاد]».

آفتاب درخشان کتیبه آرشام اکنون در افق یک مجموعه خصوصی (مارسل ودال)‌ آنسوتر از چشم‌های ماست. در 14 سطرش آرشامه پسر آریارمند شاه پس از یادکرد نیاکانش می‌گوید: «اهورا مزدا، ایزد بزرگ، بزرگ‌ترین ایزدان، مرا شاه کرد؛ او مردم پارس را به من داد. با جنگاوران خوب، با اسبان خوب، به خواست اهورا مزدا، من این مردم را دارم. اهورا مزدا من و خانه‌ام را بپاید و مردمی را که من دارم بپاید.=» (محافظت و نگهداری کند)‌.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰
فرزند زمانه خود باش

گفت‌وگوی «جام‌جم» با میثم عبدی، کارگردان نمایش رومئو و ژولیت و چند کاراکتر دیگر

فرزند زمانه خود باش

نیازمندی ها