وبر آن گشتهاند؛ تا روزگار ظلمت زده تمدن پرخشونت و پرفریب و پرنفاق غرب را از روی زمین؛ برچیند و «صدق» و «همیشه صادق بودن» و «همیشه لطیف بودن» را، در میان شهرها و خیابانها و خانهها، پخش کنند و تمدن وحشی پیشرفته غربی را که سوار بر گرگ خونریز هوش مصنوعی، شده و جز «بوستانسوزی» و «آتشریزی بر گلستانها»، نقشه دیگری ندارد و بهدنبال تاسیس جامعه بشری... بدون «گلستان» و «بوستان» و «حافظ شیراز بشردوست» قدم میزنند و لحظهشماری میکنند! و جز! استوارسازی «بنیادهای ستم» و «ظلمتاندیشی و ظلمتسازی» کار دیگری ندارند و «تبهسازی» و «بیرحمیهای سرزمینی» و به یغما بردن گنجها و ارزشهای ملی و انسانی و میهنی، آخر آرزوها و آخرین تخیل سیهسازی روزگار بشریت امروز آنان است! با این همه... جهان پر طوفان و پرسروصدا و پر از رسانههای گونهگون و رنگارنگ و پر اختلاف؛ همگی... شاهد طلوع یک صدای پرقدرت و پرجذبه؛ شدهاند که از رمضان گذشته، با یک انفجار بزرگ و یک جنایت بزرگتر از همه جنایتها آغاز شده است و همچنان پرقدرت و کوبنده؛ دارد به پیش میرود. این «صدای قدرتمند» و پر آتشفشان و ویرانگرایی از اعماق تاریخ ایرانزمین، ناگهان شعله... کشید و همه جغرافیای حسینی ایرانزمین تاریخی را، در آغوش گرفت همانا، «صدای جهشیافته» ثروتمند و تاریخمند ملت ایران است که جهان گوشها و زبانها و جهان علمی همه دانشکدهها و دانشگاهها را، مسحور خویش ساخته و تمدنسازان نژادپرست و خونیندست غربی را، میخواهد در اقیانوس پهناور تمدن پردروغ و پرفریب غرب خودشیفته تاریخی، دفن کند و نگذارد؛ این گرگ هوشمند شده خون ریز، با تصرف کاخهای سیاستگذاری و تسلط بر ارتشهای جدید به عرصه تداوم قدرت فریبکاری، چنگ بیندازد و تمدن گرگواره را، پرچمدار مسیر آینده بشریت؛ معرفی کند. بنابراین باید گفت: قسم به همه «فجرها ــ و صبحگاهان طلایی» و قسم به همه «طاووسها» و قسم به همه «نهنگهای سفید اقیانوسپیما» این صدای جهشیافته تاریخی خیابانها صدای پیروز آینده جهان است.