گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

اولین نکته جذاب این دانشگاه سیمای توحیدی کلاسهاست. توحید حاکم بر همه وجوه آن جلسات بود؛ استاد و مردم با روح ملت حسینی و آیین عشق الهی و معرفتهای قرآن میگفتند و میشنیدند.
باید بگویم توحید در اینجا در انتزاع بیان نمیشد. جلسات محک دینباوری و دینشناسی و دینپروری بود تا فهم خرافی و التقاطی از اسلام را در متن زندگی بدل به فهم درست از راه و صراط مستقیم نماید. دین اسلام در اینجا دین وحی و دین فطری در هم تنیده و جداناپذیر و روشنگر راه در زندگی محسوب میشد. دومین خصوصیت آن دانشگاه جمع بین حسینیهبودن و دانشگاهبودن است. تجمیع این دو پدیده، شاید اولین راز توحید و اولین درس علم نافع و متکی به قرآن و اهلبیت(ع) در آنجا است. سومین ویژگی دانشگاه حسینیه امام خمینی برگزاری کلاسهای درس در زیر تابش انوار روایات است. هر جلسه درس موضوع متفاوتی داشت و این البته ساختار آکادمیک و شیوهشناسی تدریس علم غربی را ساختارزدایی میکرد اما در اصل گویی کل جلسات همه یک جلسه واحد و دارای وحدت درس توحید در اعتقادات و در عمل اجتماعی با مثالهای گوناگون بود. یا کلاس احادث در ارتباط با رخدادهای زنده زندگی روزمره سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و نظامی علمی و...
چهارم آن که دانشگاه حسینیه امام خمینی، یک فضای واقعی مجازی بود. هر جلسه درس در حضور انبوه مردم و قشری از قشرهای ملت، از جوانان و دختران و پسران و مردان و زنان، کارگران و روحانیون و کشاورزان و طبقات مختلف.... . برگزار میشد ولی میلیونها فرد دیگر همین جلسه را در شبکههای اخبار و تحلیل در ایران و جهان دنبال میکردند و شرکتکنندگان هر جلسه، جلسات بعدی را اغلب در همین برنامههای تلویزیونی یا کانالهای مجازی و کانال خامنهایداتکام پیمیگرفتند.
این جلسات بدینسان به یک زندگی خانوادگی دانشگاهی صمیمی بدل شد که در کشاکش زندگی و زیست محیط اجتماعی و کنش ارتباطی، ملت را تربیت توحیدی میکرد.
پنجمین ویژگی این دانشگاه، بدهوبستان بین دانش و زندگی بود. تعامل بین نظر و عمل، بین دین و کار دنیا در حوادث بزرگ بود. در اینجا بین رویدادهای عملی واقعیت و راهنماییهای جاودانه وحی ارتباط بیوقفه وجود داشت. دانشگاه حسینیه امام خمینی به همگان نگاه به اسلام همچون مشکلگشای وقایع خرد و کلان فردی و اجتماعی را میآموخت و فقاهت را در رگان زندگی ملت روان میکرد.
از بزرگترین دستاوردهای دانشگاه حسینیه امام خمینی دفاع از اصالت وحی و اسلام، و مقابله با انواع التقاط با چپ و راست و ایدئولوژیهای متحجر و یا مدرن و لیبرال و یا چپ بود. این عمل با بحثهای نظری پیچیده صورت نمیبست، بلکه با شیوه قرآن و رجوع به زندگی و واقعیات و به صورت آموزش مفید برای عموم با حفظ اصالت علمی سخن در اوج بیان ساده و سلیس روی میداد.
مثال میزنم. یکی از مهمترین مشکلات دین در عصر جدید و در جمهوری اسلامی، بلعیدن وحی بهوسیله عقل مدرن و خودبنیان و بیباور به عالم غیب و اصلاحطلبی دینی و رفرمیسم دینی بنا به امیال متفکران و پیامبرگونگی رفرمیستها و تغییر مفاهیم وحی بنا به فکر محدود و ناقص بشری و تحت هدایت دستاوردهای علوم تجربی و انسانی ابطالپذیر بود. این اصلاح دینی از زمان رنسانس اروپایی در مسیحیت تبدیل به برداشتهای بیضابطه دلبخواه شد و پروتستانتیسم چنین ظهور یافت. البته در مسیحیت و یهودیت اصل وحی از پیش تحریف شده بود و التقاط دلبخواه کلیسایی و دستاندازی به اصالت تورات، راه مداخلات التقاطی عقل مدرن را بازکرده بود و دین را در قالب سخن انسان اصلاحطلب فروکاسته بود. و آن را در خدمت دنیا در آورده بود. ماکس وبر این چهره دنیایی دین را در ارتباط با سرمایهداری مفصلا مورد بحث قرار داده است. گفته میشود وبر در مطالعه مذاهب از منظر ظرفیتشان برای ایجاد فضای ذهنی جهت رشد سرمایهداری تصمیم داشت مفصلا پژوهش درازدامنی را در خصوص اسلام آغاز نماید و مجال نیافت و از میان رفت. او به ادیان خاوردور، دین هندو و بودیسم و کنفوسیونیسم و... پرداخت و نشان داد با وجود وجوه اینجهانیشان هیچیک ظرفیت سازماندهی غریزه مالاندوزی در یک اخلاق عملی اینجهانی را فراهم نکردند و تنها پروتستانتیسم بود که این نقش را ایفا کرد و در برابر کاتولیسیسم، بوسیله کالوین و پیوریتنها، اخلاقی نو و یک دیدگاه عملگرایی در رویکرد مومنان در امور دنیوی وارد کرد و به آن نظم بخشید. این تفکر با توسعه سرمایهداری همگرایی داشت و راه آن را باز کرد.
من نمیدانم واقعا ماکس وبر فرصت پرداختن به اسلام و دیدگاههای قرآن و تشیع را نیافت یا منطقا قبل از پرداختن به مذاهب مهجور چین و هند با هدایتهای اسلام آشنا شد و بهسبب آن که تمام ساختار همه کارهایی را که در این زمینه انجام داده بود فرو میریخت، از آن تحقیق دست شست و آن را مسکوت گذاشت. زیرا اسلام هم با رهبانیت کاتولیسیسم مخالف است و هم با نگرش دلبخواهی و اومانیستی ستایش دنیاگرایی معترضین به مذهب کاتولیک و مدافع نیاز سرمایهداری یعنی منفعتطلبی برای منفعتطلبی که رنگ الهیدادن به این حرص یهودیت سامری و تحریفگر دین حضرت موسی و آنچه بنام حق تحریف و تاویل بیضابطه در مسیحیت مبنای ظهور مذهب نو قرار گرفت.
آشکار است لوتریستها و پیوریتنها و کالونیستها و.... و همه جهان غرب پس از جنگهای صلیبی بهمرور با اسلام آشناییهایی یافتند و قانع شدند روشهای ناقص و سوبژکتیو مسیحیت دلبخواه و رهبانیت هیچ به کار تامین زیست انسانی و پاسخ به نیازهایش در دنیا نمیآید. و این سرچشمه دینسازی مدرن و نوزایی اروپایی شد. از مشروطه به بعد تلاش شد در اسلام بنا به نیازهای سرمایهداری، تحریفات اصلاحطلبی اومانیستی انجام گیرد. نتیجه زایش اسلام التقاطی بهوسیله روحی، کرمانی، طالبوف، آخوندزاده، ملکمخان و سپس نهضت آزادی، مجاهدین و رفرمیستهای بعدی شد.
تحریفات التقاطی لیبرالی و چپ، مهمترین مشکل اسلام توحیدی و وحیانی بود. دانشگاه حسینیه امام خمینی(ره) با روش نوی درسهای ادغام شده عملی-نظری، بزرگترین جنبش اصلاح بازگشت به قرآن و عترت را علیه رفرمیسم وحیستیز و خودرای و اومانیستی و تقلید از پروتستانیسم مسیحی و راهانداختن پروتستانیسم اسلامی برپاداشت که در ادامه تلاش آیتالله بروجردی، علامه طباطبایی، امامخمینی و شهید مطهری با گسترش باورناپذیر طی ۳۵ سال به شیوه آموزش نو علیه التقاط مبارزه کرد.
هفتمین سیمای دانشگاه امام خمینی، به آموزش اصول مقاوم جامع در همه عرصهها مرتبط است. این عصاره همه تواناییهای دینی و سیاسی شاگردان و دانشجویان ایرانی و جهانی دانشگاه حسینیه امام خمینی است که پایه زلزله مبارزه با کفر جهانی سلطهجو در جهان شده است.
این دانشگاه چهره روشنی از حقیقت اسلام بهطور جامع ارائه داد و راه کژفهمی را در همه زمینههای اعتقادی، فکری، فردی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بست.
تلاش امام شهید در حسینیه و تبیین گسترههای وسیع علمآموزی در تعامل با زندگی و حول مسائل ایران و جهان باید با کتابهای علمی علما و رسالههای دانشگاهی بازشناسی گرد.
کاری که ماکس وبر بهغلط و با نگرش مادی درباره اسلام درصدد انجامدادن آن بود و ظاهرا موفق نشد، امام شهید بهنحو اصیل به سرانجام رساند و نشان داد اسلام دین سازمان درست دادن به فعالیتهای دنیوی مردم، در مسیر عبودیت و حساب و کتاب اخروی و زندگی ابدی است، و به سعادت دو جهان اهمیت میدهد. دانشگاه حسینیه امام خمینی با هزار جلسه درس و تفسیر و تحقیق علمی، اثبات کرد اسلام با اداره دنیا به نحو عقلانی و اخلاقی موافق است و این وظیفه بهصورت کامل با ظهور موعود موجود تحقق پیدا خواهد کرد و تا آن عهد و عصر، کاملا امر تلاش برای عمران و آبادی و عدالت را در زمین ضروری میداند و بهرهگرفتن عادلانه و عاقلانه از ذخایر ارض نه در مسیر میل و شهوات و رضایت نفسانی و لذتجویی کور بلکه برای خشنودی حق و سلوک و تزکیه جان امر واجب در این دین است و باید برای آن جهاد کرد. و اداره دنیا و عقبی را به شکل درست سازمانی عقلایی در حد توان داد که این حاصل وحی و معارف عترت است. این دانشگاه با هزاران سخن مستدل در متن زندگی روزمره اثبات کرد:
اسلام اصیل و سنت نبی اکرم(ص) و هدایت خاندان وحی(ع) در متن کار و فعالیت دنیوی راه مستقیم حق را نشان میدهد و عملگرایی آن متحد وحی است. بدین سان این مفسران خودرای نیستند که با اعتراض و تفکر خود به اصلاح امور پرداخته و اسیر عصر میشوند.
امام خامنهای استاد بلامنازع کرسی اهلبیت(ع) در دانشگاه حسینیه امام خمینی به مردم آموخت اسلام میآموزد اعصار میآیند و میگذرند و انسان بین جبر و اختیار میزید. او زمانی که نظام کشاورزی حاکم است قادر نیست نظام تولیدی متکی به تولید صنعتی برپا دارد زیرا جهان هنوز فاقد پیششرطهای آن است. پس با عصر نمیجنگد ولی به آن سر فرود نمیآورد و با ظلمات و ظلم و بیعدالتی آن برخورد میکند و آرمان واقعی انتظار عصر موعود عج را زنده نگاه میدارد که به تاریخ وحشیگری انسان سرکش و قدرت فرعونی و مستکبر پایان خواهد داد و اسلام را کاملا و تمدن اصیل مهدوی(عج) را به اجرا در خواهد آورد و این مقاومت و ظلمستیزی و فساد ستیزی و عدم پذیرش سلطه طاغوت سلاح او در برخورد با عصر دوران غیبت است. یعنی درون عصر میزید و انزوا پیشه نمیکند و موضع نقادانه عملی دارد و با تکیه به معرفت قرآنی مظالم عصر را مردود میشمرد و خود به آن دست نمیآلاید. و میکوشد در ظرفیت واقعی مشارکت مردم آگاه و مومن برابر مناسبات ظالمانه در قلمرو اقتصاد و سیاست و فرهنگ تا جایی که میتواند مقاومت جمعی ولو فردی نماید و این مقاومت بنا به واقعیات هر زمانه شکل اصلاحطلبانه با محتوای توحیدی اشکال گوناگونی به خود میگیرد؛ گاه جهاد آگاهی و فکری و اخلاقی است و گاه قیام برای براندازی نظام و سلطه کفر است و گاه تحول اقتصادی با محوریت عدالت است و گاه جهاد فرهنگی علیه جهل زمانه است. دانشگاه حسینیه امام خمینی درباره صدها موضوع، موضع درست اسلام را درس داد. از جمله در ارتباط با توسعه در جهان کنونی آموزاند:
در نظام تولید صنعتی و سرمایهداری هم اسلام رفتار ولونتاریستی ندارد. میداند نمیتوان به دلخواه صورتبندی تاریخی و تولیدی دیگری ابداع کرد و اعصار و نظامهای تولید بنا به تغییرات اساسی و پیششرطهای مادی و معنوی تحول میپذیرند و میداند مناسبات تولید است که وضع طبقات و رابطهشان را با هم تعیین میکند اما نیز میکوشد در همین چهارچوب از ظلم تا حد ممکن جلوگیری نماید و امکانات عصری و تجارب موجود را گرد آورد و نظامی منطبق با حلال و حرام اسلام درون عصر برپا دارد. یعنی نظمی بین جبر و اختیار و حامی حقوق مستضعفان را استیفا کند و حامی زندگی شرافتمندانه که حق انسان زحمتکش است باشد و اگر قدرت در دست گیرد با ابزار حکومت و اموال عمومی نیازهای آنان را برطرف میکند. و از ظلم به آنان ممانعت به عمل میآورد. و ضمنا با تحریف دین، چه نگرش متحجر و چه التقاط مدرن مبارزه علمی کند.
چنین است که حسینیه امام خمینی دانشگاه مقاومت در عصر انتظار است. نقش گسترده بیبدیل این دانشگاه در ارتباط با شناخت تکالیف ما در مسیر ظهور عصر عدل جهانی(عج) در همه تاریخ سابقه نداشته و این دانشگاه در بیداری جهانی نقش پیچیدهای ایفا کرده است. و در آینده این نقش شناخته خواهد شد.
چهره عجیب گسترده و مردمی و عمومی و جهانی این دانشگاه و آموزش مردمسالاری مستضعفان جهان بهرهبری امام زمان(عج) بعدها بهتر شناخته میشود. یقینا!
در پایان باید بگویم ملت ایران در امتحانات جنگ رمضان و واکنش به شهادت استادش، با مبعوثشدن در خیابانها نشان داد خود در مقاومت و اجرای درسهای دینداری و عبودیت سربلند و موفق از آزمایش الهی بیرون آمده است.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد
«جامجم» در گفتوگو با رئیس سازمان نظام پزشکی نقش موثر کادر درمان در جنگ رمضان را بررسی کرد