
هر چند حزب التحریر در سالهای پس از انقلاب رابطه خوبی با ایران نداشت اما صدور بیانیه ۲۷رمضان این جنبش، نمایانگر تحلیل برخی اسلامگرایان سیاسی عرب از واقعیت پایگاه های آمریکایی در منطقه است. بخشی از محورهای این بیانیه عبارتند از:
لقد أثبتت مجريات حرب أمريكا وكيان يهود على إيران أن القواعد العسكرية الأمريكية و... في المنطقة، أثبتت أنها لم تجلب إلا الشقاء والدمار لبلاد المسلمين، ولم ينل منها المسلمون إلا الأذى...( برای طولانی نشدن متن، فرازهای عربی در ادامه حذف شده)
جنگ آمریکا و «کیان یهود» علیه ایران نشان داد که پایگاههای نظامی آمریکاو...در منطقه چیزی جز بدبختی و ویرانی برای سرزمینهای مسلمانان به همراه نیاورده و برای مسلمانان جز زیان نداشته است.
این پایگاهها که همواره سرسپردگان تبلیغ میکردند برای حفاظت از کشورها و تقویت امنیت آنها ایجاد شدهاند، اتفاقات اخیر خلاف آن را ثابت کرده و نشان داد هدفشان حفاظت از منافع آمریکا و اهداف پلید آنهاست.
از اینرو بر ارتشهای امت اسلامی ـ که مسئول حفاظت از سرزمینهای مسلمانان هستند ـ واجب است که این پایگاهها را فوراً از سرزمینهای ما خارج کنند؛ زیرا اینها خیانتهایی است که حاکمان در حق ما مرتکب شدهاند.
این پایگاهها در سادهترین شکل همکاری با دشمنی است که خداوند یاری گرفتن از او را حرام کرده و ارتکاب حرمت دیگری است که آیه میفرماید: خداوند هرگز مؤمنان را زیر سلطه کافران قرار نداده است.
خالد عمارة
در میانه جنگ که موضع گیری به نفع ایران در فضای عربی نیازمند آزادگی است؛ محورهای مصاحبه دکتر خالد عماره «رییس سابق دفتر حافظ منافع مصر در تهران»و از دیپلماتهای برجسته مصر بازتاب زیادی داشته است. گزاره هایی که ایده بسیاری از نخبگان عرب را نیز نمایندگی میکند:
هدف قرار دادن پایگاههای آمریکایی در خلیج فارس توسط ایران با حقوق بینالملل همخوانی دارد؛ زیرا این کشور حق دفاع از خود را دارد.
مصریها ایران را دولت بزرگی میدانند که در برابر پروژه توسعه طلبانه آمریکا-اسرائیل ایستاده.
مصریها ایران را آخرین دیوار دفاعی در برابر امپریالیسم آمریکا میبینند.
آمریکا دیگر آن قدرت بزرگ قبل از بحران تنگه نخواهد بود مانند بحران کانال سوئز که بریتانیا یک امپراتوری قدرتمند بود و گفته میشد خورشید در آن غروب نمیکند، اما در حالی از بحران خارج شد که بهسوی حاشیه همیشگی رفت.