آنها درخت اندیشه و دانش ایران را شاخهدار و پربار میکنند، زیباشناسی را در این سرزمین گسترش میدهند و موجب بالندگی فکر، اندیشه و فرهنگ میشوند.
همانطور که بزرگان پیشین و کسانی که در طول تاریخ راه علم، ادب، عرفان و فرهنگ را پیمودهاند، نقش فعال و مؤثری در ترویج این زیباییها و زیباشناسی در این سرزمین و تمدن کهن ایفا کردهاند.
لذا بایسته و شایسته است که به این قشر از جامعه علمی، ادبی و فرهنگی اهمیت و توجه بیشتری داده شود تا هم منزلت اجتماعی و فرهنگی این قشر فرهیخته حفظ شود و هم بتوان قدمی در راستای کمک و یاریرساندن به اهالی قلم برداشته شود و این جامعه فرهیخته و ادبی را دریابیم.
اما متأسفانه میبینیم که براثر بیمهریها و بیتوجهی به این قشر بزرگ ادبی و فرهیخته، این جامعه بزرگ ادبی و هنری و فرهیخته به انزوا و تنهایی و جدایی افتاده و این ضررش به همه اقشار مختلف جامعه، مخصوصا آسیبش به فرهنگ و هنر و ادب مملکت خواهد رسید، و ما شاهد سقوط فرهنگ و اندیشه در جامعهمان خواهیم بود.
متأسفانه دغدغههای سیاسی مسئولان و دستاندرکاران اجرایی کشور باعث شده که این گروه بزرگ و فرهیخته مورد کمتوجهی قرار گیرند و اهمیت درخوری به اهل قلم و قشر فرهیخته داده نمیشود.
آیا اهالی قلم و اندیشه و در کل نویسندگان و شاعران نبایستی از خدمات و امکانات رفاهی و تسهیلات برخوردار باشند؟! آیا نویسندگان و شاعران مملکت سرمایهها و گنجینههای ادب و جانمایههای فرهنگ و تمدن این مملکت نیستند؟! آیا نباید هرماهه مبلغی برای این عزیزان بهعنوان قدردانی و کمکخرج برایشان در نظر گرفته شود؟
اگر جواب بله است، پس چرا مورد التفات و مهر قرار نگرفته و هر روز گوشهنشینتر میشوند؟ چرا به دغدغههای اهل قلم و اندیشه توجهی نمیشود؟
اینها همه سؤال است؛ سؤالهایی که مسئولان دولتی و مدیران فرهنگی و مسئولان جامعه ادبی باید جوابگو باشند.
باید ببینند که وضعیت اقتصادی و معیشت جامعه نویسندگان و شاعران و کسانی که کتابها تألیف کردهاند و دود چراغ و خاک فرهنگ و هنر و اندیشه خوردهاند چگونه است و آنها را دریابند.
وضعیت بد اقتصادی باعث شده که خیلی از نویسندگان ما قادر به چاپ و انتشار کتاب خود نباشند، و اگر هم باشند، کتابهایشان را با تعداد و تیراژ پایین چاپ کردهاند. این وضعیت اصلا برای فرهنگ و ادب مملکت ما شکل و صورت خوبی نداشته و ندارد، بلکه بسیار هم ناراحتکننده است، و اینکه چرا مسئولان وزارت فرهنگ و ارشاد کشور و مدیران فرهنگی و مسئولان جامعه ادبی هیچ فکری به حال نویسندگان و اهالی قلم نمیکنند، و چرا تدبیری در راستای کمک به نویسندگان و اهل قلم نیندیشیدهاند؟!
بهعنواننمونه، در رابطه با نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران برای عدهای از نویسندگان و شاعرانی که صاحب اثر و کتاب و تألیفاتی هستند و دستشان به جایی بند نیست و به قول معروف اهل جناح و جناحبازی نیستند هیچ امتیازی قائل نمیشوند. بهعنوانمثال برای دریافت بن کتاب، آییننامهای در نظر گرفتهاند که در یکی از بندهای آن و براساسآن نویسندگانی که در ۱۰سال اخیر تألیفاتی در حد پنج اثر از خود برجای گذاشتهاند مشمول برخورداری از بن کتاب خواهند بود!
خب، معلوم میشود که این آییننامه، سلیقهای تنظیم و در حق بسیاری از نویسندگان و مؤلفان اجحاف شده است.
لذا وقتی میگوییم یکسری از قوانین متأسفانه سلیقهای است و براساس نظرات و سلیقه شخصی عدهای تنظیم شده است، یعنی همین که بدان اشاره کردم و این یعنی در حق من و امثال من و بسیاری از نویسندگان و اهل قلم اجحاف شده و مورد بیمهری و کملطفی واقع شدهایم.
البته عده مخصوصی از نویسندگان و شاعران هستند که سری در سراها دارند و به جایی یا نهادی وصل هستند و نانشان خوب در روغن است، ولی بسیاری از اهالی قلم در وضعیت بسیار بد اقتصادی و اسفانگیز معیشتی روزگار را سپری کرده و حتی برخی از اهل قلم هستند که برای تأمین نان شبشان هم مشکل دارند.
امیدواریم مسئولان امر چارهای اندیشیده و به فکر عزیزان اهل قلم و یاران اندیشه و فرهیختگان و کسانی که در راه ادب و بالندگی فرهنگ این کشور عزیز یعنی ایرانمان قدم بر میدارند باشند.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد