رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی خطاب به نماینده شورای اسقفهای کاتولیک سوئیس:

به ایران سفر کنید تا واقعیات را دریابید

در دهه‌های اخیر برنامه‌ریزی در حوزه فرهنگ و اهمیت آن به‌عنوان زیرساخت تمامی حوزه‌های دیگر مورد اجماع اندیشمندان و سیاستگذاران قرار گرفته است، به‌طوری‌که در حال حاضر سیاستگذاری فرهنگی در کشورهای دیگر در برنامه‌ریزی و تدوین راهبردهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.
کد خبر: ۱۳۸۹۲۹۱
نویسنده علی قادری - استاد دانشگاه

فرآیند اهمیت روز‌افزون فرهنگ در معادلات جهانی با توسعه «تکنولوژی دیجیتال» و «انقلاب دیجیتال» ‌که در پی توسعه خیره‌کننده و شگفت‌انگیز فناوری‌های نوین رخ داد، دارای اهمیت صدچندان شده است به‌طوری‌که در حال حاضر به مدد توسعه شبکه‌های اجتماعی، ‌خرده‌فرهنگ‌ها و فرهنگ‌های منطقه‌ای و محلی که تا چندی پیش اهمیتی در معادلات جهانی نداشتند، از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار‌ شدند.

در نظام فکری انقلاب اسلامی، فرهنگ زیر‌بنای تمامی حوزه‌ها و عرصه‌های جامعه محسوب می‌شود. سیاستگذاری فرهنگی در کشور ما به‌دلیل دینی بودن ساختارها، هنجارها و ارزش‌ها از یک طرف و تنوع و تکثر فرهنگی، ‌قومی و مذهبی از طرف دیگر، یکی از چالش‌برانگیز‌ترین حوزه‌ها محسوب می‌شود.

در ساحت اول (دینی بودن ارزش‌ها و هنجارها) چارچوب سیاستگذاری فرهنگی مقید به امر مذهبی و دینی است؛ به این مفهوم که بر ‌خلاف سیاستگذاری فرهنگ لیبرالیستی که مبتنی بر همزیستی مسالمت‌آمیز اضداد و فرهنگ‌های متضاد است، در کشور ما امر فرهنگی‌ای که تعارض با آموزه‌های دینی داشته باشد مورد پذیرش و مقبولیت واقع نمی‌شود و در ساحت دوم (تنوع و تکثر قومیتی، نژادی و دینی) کشور ما جزو معدود کشورهایی است که دارای «شکاف‌های متقاطع» اجتماعی هستند.

وجود شکاف‌های قومیتی، مذهبی، نژادی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، آموزشی و... می‌تواند وضعیت سیاستگذاری فرهنگی در کشور را سخت و دشوار کند. یکی از فرصت‌های بی‌بدیل فتنه و اغتشاشات و نا‌آرامی‌های اخیر این بود که شکاف‌ها و گسل‌های عمیق در حوزه سیاستگذاری فرهنگی در کشور را نمایان ساخت و موجب تکاپوی سیاستگذاران برای رفع موانع، مشکلات و نارسایی‌ها در این حوزه شد. در این نوشتار تلاش خواهد شد تا به‌صورت موجز و مختصر نقاط‌ضعف و چالش‌های سیاستگذاری فرهنگی در کشور مطرح شود.

رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی یکی از راه‌حل‌های سیاستگذاری فرهنگی مطلوب را سیاستگذاری متمرکز و هوشمند فرهنگی از طریق ایجاد یک «قرارگاه فرماندهی فرهنگی» ‌می‌دانند.

این قرارگاه فرهنگی، مرکز بینا و هوشیاری خواهد بود که می‌تواند به سیاستگذاری در حوزه فرهنگ بپردازد. ‌معظم‌له این‌ قرارگاه را «شورای عالی انقلاب فرهنگی» می‌دانند. تجربه زیستن در کشور ما نشان می‌دهد، عرصه سیاستگذاری فرهنگی در دهه اخیر فاقد یک «قوه عاقله واحد» و ‌«‌قرارگاه سیاستگذاری واحد و متمرکز» ‌است.

وجود تنوع و تکثر سیاستگذاری فرهنگی یکی از چالش‌های اساسی در کشور ماست. تعدد مراکز «تصمیم‌سازی» و «سیاستگذاری» در حوزه فرهنگ باعث «ایجاد آسیب‌های اجرایی و ادراکی در حوزه‌ سیاستگذاری فرهنگی» در کشور شده است.

این امر موجب خواهد شد که سیاستگذاری فرهنگی توسط نهادهای موازی تدوین شده و عدم وجود «مرجعیت تصمیم‌گیری» موجب تدوین سیاست‌های متعارض و بعضا متناقض شده و امر فرهنگی را با اخلال مواجه می‌کند.

نکته دیگر مربوط به توجه به خرده‌فرهنگ‌هاست؛ توجه به خرده‌فرهنگ‌ها یکی از مهم‌ترین و چالش‌برانگیزترین مباحثات در حوزه فرهنگ است.

اساسا سیاستگذاری فرهنگی در صورتی موفق خواهد بود که مبتنی بر اقتضائات و شرایط محلی منطقه‌ای، آداب و رسوم، هنجارها و ارزش‌های محلی و بومی باشد. این امر در کشورمان که دارای تنوع و تکثر فرهنگی و خرده‌فرهنگ‌هاست، بسیار حائز اهمیت است. 

در کشور‌های مختلف جهان، فضای عمومی و امور نقش موثری در فرآیند سیاستگذاری ایفا می‌کند. مشارکت نهادها، گروه‌ها و سازمان‌های مردم‌نهاد و استفاده از دیدگاه‌ها و نظرات آنها در این حوزه دارای اهمیت بسزایی است. میزان نقش «فضای عمومی» ‌و‌ «امر عمومی» در سیاستگذاری از مباحث مهم در محافل علمی است.

‌آینده‌پژوهی یکی از مهم‌ترین رشته‌هایی است که نقش بسیار مهم و اساسی را در تمام علوم ایفا می‌کند.‌ با توجه به تغییرات شگفت کنونی، هرگونه تصمیم‌سازی برای سیاستگذاری بدون در‌نظر گرفتن سناریوهای آینده، اساسا نتیجه موثری نخواهد داشت لذا می‌طلبد حوزه‌های سیاستگذاران فرهنگی با در‌نظرگرفتن سناریوهای آینده و تحولات و تغییرات احتمالی آتی به سیاستگذاری فرهنگی اهتمام ورزند. 

ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها