گزارشی از مناطق زلزلهزده ورزقان
هنوز هم خاطرم هست که همان روزهای اول میگفت سگهای امداد و نجات گُلی، «عروسکش» را پیدا کردند اما مادرش را نه! یادش هست که آخرین بار مادرش نان میپخت... چانههای خمیرِ له شده زیرآوار پیدا شدند اما مادرش نه. او که آن روزها در تنهایی و آوارگی روزهای سخت، اولین بلوغش را میگذراند به مانند دیگر همولایتیهایش نه آب میخواست، نه نان و نه حتی غذای گرم، او مادرش را میخواست تا در این روزهای سخت دخترانه همراهش باشد.
کد خبر: ۵۸۶۹۸۴ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۵/۲۰