گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

انقلاب سوم مردم ایران سرشار از شور دفاع از ولایت فقیه دعا و نیایش نورانیترین حرکت مردمی و مردمسالارانه است که در آن ملت ــ امت مدیریت نشدند بلکه مدیریت کردند و در این مدیریت همه چیز زیبا و شرافتمندانه و عاقلانه و عاشقانه بود.
گاهی مردم این و آن کشور در برههای برای هدفی پا به میدان گذاشتهاند، اما خواستههایشان در مهار قدرت حکمرانیی تجاوز کارانه، نژاد پرستانه و حتی فاشیستی قرلر داشته است و بوسیله قدرت حاکمه جراحی شده و در واقع مردم سیاهی لشکری برای منویات طبقات استثمارگرانه و تجاوزکار بودهاند. به صورت استثنا مبارزه ضد استعماری مردمی و مستقل در تاریخ وجود دارد، اما میبینیم پس از پیروزی مردم اسیر تصمیمات نیروی حاکم شدند که آنان را به سمت بردگی شرق یا غرب سوق دادند.
اما در مقاومت کنونی مردم خواهان حفظ وطن و استقلال و قطع دستان متحاوز و تنبیه دو ابر قدرت وحشی و ددمنش میباشند.
باید اعتراف کنم در اتحاد مردم ایران، احزاب و سازمانها دو حال دارند یا قلباً با مردم همدلند و به دریای مردم پیوستهاند یا همدل نیستند و تعداد شان هم فاقد اهمیت است و اعضای آنها یک درصد جمعیت ایران هم نیستند. آنان چارهای جز ستایش قدرت مردم و استقامت شان و همزبانی ظاهری کاری از دست شان بر نمیآید و امیدوارند با نهتن روشی سر مردم کلاه بگذارند و لموقع آنان را از استقامت منصرف و به پذیرش سازش و بردگی راضی کنند.
اما جز اکثریت مردم بپاخاسته برای حفظ استقلال و آزادی خود و وطنشان ایران، با عشق امام شهید و در دفاع از خون او در ایستادگی در مسیر خواستش، روشنفکران وچپ و راست و احزاب سیاسی مطالباتی دارند که میخواهند پس از پایان جنگ تحقق بخشند و از عجایب روزگار آن که امید دارند به بهانه دفاع از ایران، جمهوری اسلامی را ساقط و حکومتی سکولار و دوست آمریکا برسر کار آورند و فاتحه انقلاب اسلامی را بخوانند. آیا این خواستی معقول است چرا نه؟
اول بگوییم چرا انقلاب اسلامی نمیخواهد با پیروزی ایران، این نظام، خود آمریکا شود. چون این دقیفا رفتاری بنی اسرائیلی و مبین ناسپاسی است. خدا انقلاب اسلامی را نیافرید که مستکبر شود و جانشین استکبار. هیچ یک از آرمانها و ارزشهای انقلاب اسلامی و امام خمینی ره و قانون اساسی اجازه سلطه گری به انقلاب نمیدهد در انقلاب فرانسه یک دهه پس از دانتون و روبسپیر و مارا و ژاکوبنها ما با امپراتوری استکباری بناپارت و فتح مصر روبروییم، زیرا سرشت بورژوایی انقلاب کبیر فرانسه و سرمایه سالاری طبقه جدید این سیطره جویی و تصرف بازار جهانی را امر معقول و مشروع معرفی میکرد.
دز انقلاب اسلامی آرمان عصر عدل جهانی تنها بوسیله امام معصوم علیه السلام عج محقق میشود و در عصر غیبت اجازه جنگ جهان گشایانه داده نشده است.
از سوی دیگر موضوع حرام بودن استکبار و فرعونیت و سلطه گری طاغوتی در هیچ عصری داده نشده است. اسلام هرگز تمدن باشکوه فرعونی را ستایش نکرده بلکه بر عکس نابودی آن را وعده داده و اهل ایمان حق ندارند دل به این برتری جویی مستکبرانه بدهند.
یک تمدن سلطه گر ظالم از منظر اسلام و انقلاب اسلامی و قانون اساسی امری منفور است. آمریکایی باشد، روسی یا چینی یا ایدانی و هندی. فرقی نمیکند مستکبر باشد، منفور است گرچه اسلام نه ظلم کردن و نه ظلم پذیرفتن را حق میداند ولی مظلومی که برای حق خود جهاد میکند قطعا رستگار است؛ بر عکس ظالم که ولو نام اسلامی داشته باشد، دوزخی است و از حقانیت بر خوردار نیست حتی اگر نامش جمهوری اسلامی باشد.
اتقلاب اسلامی در اوج قدرت نه میخواهد و نه اجازه دارد که قدرتی مستکبر و سلطه جو، چون آمریکا باشد. شاید همان اقشار رانتخوار و مسئولان فساد اقتصادی و الیگارشها و باندهای مافیا و غارتگران حرامکار و حرامخوار و اشرافیت نوکیسه و سرمایه سالاران فاسد خواب این سلطه گری را میبینند، اما حتما امام متقی امت، امام انقلاب اسلامی منزجر از چنین رویایی بودهاند.
قدرتمند بودن و عادل بودن در انقلاب اسلامی ناگسستنی است و باید مردم را با روحیه ضدیت با حرام و استکبار خودی پرورش داد تا گول خناسان را نخورند و از صراط مستقیم و راه حق فاصله نگیرند و گرفتار وسوسههای شیطانی نشوند. انقلاب اسلامی هرگز نمیخواهد ایران آمریکا شود. قدرت اسلام در گسترش عدالت و ابلاغ توحید و انتظار ظهور نهفته است.
گفتیم جز اکثریت قاطع مردم عاشق رهبر خردمند و متقی و ولی فقیه انواع گروههای ملحد و سکولار و لائیک و چپ و راست بنا به ماهیت و فکر و باورها و بی باوری هاشان، مطالبات خود را دارند و خواستاراستحاله انقلاب به هر وسیله به سود نگرش و منافع شانند، آنان کیستند؟
این گروه اقلیتهای روشنفکری، احزابی با اعضای معدود و نیروهای سیاسی مذهبی هستند. بخشی از آنان براندازان و همان کسانند که قبلا هم اقدام به براندازی و انقلاب رنگی و اغتشاشگری و خشونت کردند و گروه دیگر بیانیه نویسان و دستههایی هستند که به عنوان یک راه منطقیتر حکومت، خواهان جدایی دین از سیاست شدند وتحت تاثیر پروتستانیسم دوران رنسانس و جنبش نوزایی تحت رهبری یهودیت در مسیحیت و ماکیاولیسم و فلسفه سیاسی عصر روشنگری غرب، هستند.
اگر خوب دقت شود سرچشمه همه وساوس فکری این مسلمانان سکولار ایرانیهای خواهان سرنگونی و تغییر یا استحاله جمهوری اسلامی به حکومتی غیر دینی، غرب است نه قرآن. امروز مدرنیزاسیون غربی تجربه تلخی از آمیختگی دین و سیاست دارد و آن را مانع اصلی انحلال هویتی قدرت سیاسی و ملت و سدّ راه سلطه بر ایران میداند. در وهله اول خواهان اسلام زدایی است.
تلاش سرکوبگران با کاربست زور و با جنگ و کودتا و تروریسم وسیع و تحریمهای هولناک و حمله نظامی آمریکا و اسراییل، نه تنها پاسخ نداد، بلکه منجر به استقامت عالیتر و ارتقای وحدت شد. تغییر از طریق شهادت کانون و عمود مقاومت، امام خامنهای و انبوه فرماندهان دست کم تا امروز سبب شد خون شهید مقدس امام خامنهای در رگان ملت روان شود و هریک به یک خامنهای استوار بدل گردند.
روشنفکری دینی و غیر دینی تحت تاثیر انقلابات اروپایی و غرب و انقلابات ضد سرمایه داری قرن نوزده و مدرنیته متقدم و سرمایه سالاری متاخر و پسامدرن و در حقیقت کل فرآیند تمدن جدید غرب، نسخه مدرنیزاسیون استعماری را در ایران و کشورهای پیرامونی پیاده میکنند.
با همان استدلالات اساتید غربی سکولاریسم و بدون کمترین توجه به اصول اسلام و زندگی بومی و نقش متفاوت دین در ایران و وجود متمایز قرآن و کتاب زنده وحی و نقش مسجل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و فرهنگی آن در جامعه مسلمانان به جدایی دین از سیاست اصرار میورزند، از سوی دیگر تجربه ایرانی جدا ناپذیری دین از سیاست از زمان رسول خدا و ائمه اطهار صلوات الله علیهم و نامه به سلاطین ایران و روم و تا سقیفه و ضدیت با الگوی قرآنی امامت آسمانی که با فره ایزدی در سیاست مذهب باشتانی ایران سنخیت دارد و تا تجربه عصر صفوی و انقلاب مشروطه و تا انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و نقش بررگ جمهوری اسلامی در ایستادگی علیه سلطه استکباری یک تجربه زنده (و نه کتابی و دستوری غرب و فرعونیت عصر) است که ملت را به دفاع از جمهوری اسلامی و رهبر شهید دینی سیاسی دعوت میکند؛ و اینان ضد نگاه سوبژکتیو و لفاظیهای روشنفکری قدرت پرستانه هستند. این گروه روشنفکران که دین فردی شان اسلام است یا ملحدند فرق نمیکند بنا به تجربه غرب دستورالعمل شرقشناسان در خصوص کشورهای پیرامونی مسلمان، مدرنیزاسیون و اسلام زدایی را میکوشند تخقق بخشند.
اگر فردی هیچ اهل پژوهش و دانش نباشد و فقط و فقط به مشاهداتش در ایران نیم قرن اخیر اکتفا کند و دقیق رویدادها را مرور کند به قطع و یقین میبیند که جز اسلام، همه جریانات ملی و فرا ملی و همه احزاب مدرن و سکولار چپ و راست نقش ابزار آمریکا در تجزیه ایران و عامل تفرقه و تشتت و اغتشاش گری را عملا ایفا کرده و سکولارها در بهترین حالت کودکانی بودند خام اندیش که از نسخه غرب پیروی کرده و وانمودههای آنان را تبلیغ کردند.
اکنون این گروهها در برابر یک انقلاب عظیم پی در پی و انقلاب سوم اسلامی که مردم حفظ وطن را تنها با رهبری ولایت فقیه قابل تحقق دیدهاند، ایستاده و به نحو خنده داری میخواهند امت ــ ملت بزرگ، مردم ایران از تجربه زیسته خود دست بردارند و به این جنگ هفتاد و دو ملت مخالف جمهوری اسلامی نجاتبخش گردن نهند و آن را فرو بپاشند و یک حکومت سکولار کانون تفرقه و اختلاف و ناپایداری و غربگرایی و فروپاشی تشکیل دهند و به دست خود خودزنی کرده استقلال و وطن شان را با سکولاریسم بهباد دهند.
این درخواست و بیانیههای آشکار و و عمدی و دانسته اسراییلی و یا نوع جاهلانه و نادانانهاش هرگز مورد توجه اکثریت مردم هوشمند ایران نبوده و نخواهد بود مگر آن استحاله شیطانی و دست شستن از قدرت اسلامی رخ دهد که آن هم چیزی از ایران باقی نخواهد گذاشت.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد