عماد رحمانی: سپهر در مراحل مختلف انیمیشن با ویژگی‌هایی از قبیل از خودگذشتگی، ایثار و هوش آشنا می‌شود

تولد یک قهرمان بومی با استاندارد جهانی

پس از موفقیت جهانی انیمیشن بزرگسالانه «شمشیر و اندوه» که بیش از ۱۵ جایزه بین‌المللی به دست‌آورد، گروه تولیدکننده این انیمیشن با ساخت «افسانه سپهر» سراغ مخاطبان کودک و نوجوان رفت؛ اثری فانتزی و ماجراجویانه که سپهر، نوجوان معمولی، اما شجاع، همراه یوزپلنگ وفادارش، بابو برای نجات خانواده و سرزمینش از نیرو‌های شر وارد سفری پرهیجان می‌شود.
پس از موفقیت جهانی انیمیشن بزرگسالانه «شمشیر و اندوه» که بیش از ۱۵ جایزه بین‌المللی به دست‌آورد، گروه تولیدکننده این انیمیشن با ساخت «افسانه سپهر» سراغ مخاطبان کودک و نوجوان رفت؛ اثری فانتزی و ماجراجویانه که سپهر، نوجوان معمولی، اما شجاع، همراه یوزپلنگ وفادارش، بابو برای نجات خانواده و سرزمینش از نیرو‌های شر وارد سفری پرهیجان می‌شود.
کد خبر: ۱۵۳۷۹۲۸
نویسنده نسرین بختیاری - گروه فرهنگ و هنر

این انیمیشن که از سوم دی اکران خود را شروع کرده، تا امروز بیش از دو میلیارد و ۳۶۵ میلیون تومان فروخته است. افسانه سپهر با تلفیق نشانه‌های اساطیری ایرانی مانند نگاره‌های اسلیمی، الهام از شاهنامه و استاندارد‌های جهانی فیلم‌های فانتزی، قهرمانی بومی خلق کرده که کودکان ایرانی با آن همذات‌پنداری می‌کنند. در گفت‌وگویی که با عماد رحمانی، کارگردان این انیمیشن داشتیم، درباره چگونگی ساخت این انیمیشن، ترسیم فضا‌ها و حذف صدای کاظم سیاحی (بابو) در اکران نسبت به نسخه جشنواره صحبت کردیم که در ادامه از نظر می‌گذرانید:

چه شد که پس از ساخت انیمیشن بزرگسال «شمشیر و اندوه» سمت تولید افسانه سپهر رفتید؟
به دلیل فضای بزرگسال گروهی ما در شروع کار و تجربیات در حوزه ویدئوگیم، به سمت ساخت «شمشیر و اندوه» مناسب رده‌سنی بزرگسال رفتیم، اما بعد از اتفاقاتی که در جشنواره فجر تجربه کردیم و نوع تعامل مخاطبان با اثر به این نتیجه رسیدیم که در ایران همچنان انیمیشن برای گروه سنی کودک و نوجوان تعریف می‌شود. با این حال، «شمشیر و اندوه» موفقیت‌های بین‌المللی بسیار خوبی داشت و جوایز مهمی از جمله جایزه سال جشنواره ساکرامنتو و پس از آن بیش از ۱۵ جایزه بین‌المللی دیگر گرفت. در ایران نیز در جشنواره کودکان و نوجوانان بهترین دستاورد فنی و هنری را به دست آورد و در پلتفرم‌هایی مانند آمازون و اپل تی‌وی پلاس با نام بین‌المللی The Boy and the Sword از اردیبهشت ۱۴۰۴ اکران جهانی خود را آغاز کرد. در ایران برای اکران عمومی، اکثر پخش‌کنندگان احساس می‌کردند گروه ما توانایی دارد، ولی ممکن است شمشیر و اندوه به برندشان ضربه وارد کند، چون مخاطب هدف انیمیشن در ایران کودک و نوجوان هستند، نه بزرگسالان. در مقابل، چون در اروپا و آمریکا ساخت انیمیشن برای مخاطب بزرگسال امری عادی است و به راحتی وارد بازار جهانی می‌شود، تصمیم گرفتیم تجربه کار برای مخاطب کودک را پس از شمشیر و اندوه گسترش دهیم و افسانه سپهر را بسازیم. پس از شمشیر و اندوه بررسی کردیم چگونه می‌توانیم مخاطب کودک را هدف قرار دهیم و چه قصه‌ای برایشان مناسب است. از طرف دیگر این اتفاق برای گروه نیز خیلی خوشایند بود، چون با تغییر فضای انیمیشن تجربیات جدیدی در فرآیند ساخت از جمله طراحی شخصیت‌ها، مدلسازی و فضای جدید به دست می‌آوریم. همه اینها انگیزه وافری برای کار در گروه ما به وجود آورد. 

محیط ترسیم‌شده در این انیمیشن چندان به معماری و زیست‌بوم ایرانی نزدیک نیست و انگار تلفیقی از چند محیط مختلف خارجی است. چرا به سمت چنین محیطی رفتید؟
برای توضیح باید کمی به عقب و زمانی برگردیم که می‌خواستیم سپهر و جهان داستان او را خلق کنیم. به‌عنوان کسی که نگارش و کارگردانی کرده‌ام، بسیار دوست داشتم قهرمانی را تصویر کنیم که کودک ایرانی با آن همذات‌پنداری کند. باوجود توسعه خوبی که در صنعت انیمیشن ایران رخ داده، محتوا به طور عمده از خارج ایران تأمین می‌شود. بنابراین، کودکان ما به یک سری شخصیت، فضا و شکل قهرمان‌پروری غربی عادت کرده‌اند. برای این‌که بتوانیم بچه‌ها را همراه کنیم، سعی کردیم نشانه‌هایی را که دوست دارند یا به چشمشان آشناتر است در کار بگنجانیم تا ابتدا سپهر را درک کنند و او را به‌عنوان قهرمان دوست داشته باشند و با او همراه شوند.
این انیمیشن محیط‌های مختلفی دارد و در عین این‌که تلاش کردیم محیط عمومی‌تر باشد، مؤلفه‌هایی مانند درختان جنگل هیرکانی ایران در آن وجود دارد. به‌همین‌دلیل داستان را بدون زمان و مکان مشخص نوشتم، اما در این بی‌زمانی و بی‌مکانی، ارجاع‌های خودمان را وارد کردیم، چون مزیت رقابتی ما قصه ایرانی است؛ اگر عین قصه غربی را مطرح می‌کردیم که پیکسار و دیزنی بهترش را می‌سازند. پس، این گزاره را مطرح کردیم که سپهر شخصیت ایرانی، اما عادی است، که اشتباه می‌کند و می‌ترسد و کودکان می‌توانند با او همراه شوند. در لوکیشن‌ها، جزیره اول را بسیار شبیه به کاسپین (شمال ایران) طراحی کردیم و به شکل جزئی در دوبله از لهجه‌ها بهره گرفتیم تا همراهی ایجاد شود. واژه «کلات» در ادبیات مشهدی به معنای پناهگاه است و مجسمه‌ها و فضای ایرانی را ترسیم کردیم. درحال‌حاضر که اکران روسیه افسانه سپهر شروع شده، کشور‌های مشترک‌المنافع آن را دوست داشتند و در تور جهانی نیز خیلی از آن استقبال شد. 

چه فرآیندی را برای رسیدن به سبک بصری افسانه سپهر به‌خصوص در طراحی شخصیت سپهر پشت سر گذاشتید؟ 
ما حدود شش‌ماه در مرحله پیش‌تولید بودیم و در این مدت سبک‌های متعدد خارجی را بررسی کردیم تا بتوانیم سبک بصری خودمان را بسازیم. همچنین برای طراحی پالت‌های رنگی نشانه‌های مورد علاقه کودکان با کارشناسان کودک صحبت کردیم. پالت‌های رنگی را متناسب با تغییر فضا به کار بردیم و به‌عنوان‌مثال، از جایی که فضا خانوادگی بود، از رنگ گرم استفاده کردیم، اما هر اندازه فضا تاریک‌تر و سردتر شد، کنتراست رنگ پایین آمد تا بچه‌ها با رنگ و نور ارتباط بهتری برقرار کنند. در مورد شخصیت سپهر برای ما مهم این بود که قهرمان خودمان را بسازیم. سپهر در ابتدا پسربچه‌ای عادی بود و به‌تدریج در این فرآیند رشد و سفر قهرمانی خود را آغاز کرد. هنگام ظاهرشدن با لباس ابرقهرمانی، صدف دست سپهر متعلق به شمال ایران و نگاره‌های شنل او اسلیمی است؛ حتی تیروکمانی که او به دست می‌گیرد، برگرفته از فرهنگ ایرانی است. سعی کردیم هرجا می‌توانیم، از نشانه‌های خودمان در انیمیشن استفاده کنیم. سنگ‌هایی که سپهر پیدا می‌کند، برگرفته از عقیق نیشابور است. انجام این کار‌ها به‌رغم جزئی بودن نشانه‌هایی است تا بدانیم متعلق به زیست بوم ماست. 
در یکی از مهم‌ترین جشنواره‌های خارجی (KIDS FIRST Film Festival) این کار نمایش داده شد و بسیاری از بچه‌هایی که فیلم را دیده بودند، می‌گفتند خیلی حس ایرانی‌بودن از آن گرفتند. شاید برای چشم ما که عادت داریم، این نشانه‌ها معمولی به نظر برسد و کمتر به چشم بیاید، اما برای خارجی‌ها خیلی مشهود بود که کار از چه فرهنگ و فلسفه‌ای سرچشمه گرفته است. 

در طراحی شخصیت‌ها و محیط‌ها، مرز بین وفاداری به نماد‌های اساطیری ایران و استاندارد‌های جهانی فانتزی را چگونه در نظر گرفتید؟
افسانه سپهر به‌طور قطع در دسته‌بندی کار‌های فانتزی قرار می‌گیرد. ما در طراحی‌ها همیشه دو مؤلفه مهم را مد نظر داشتیم و این کار را با مشورت مداوم، به‌ویژه از کارشناسان کودک، انجام دادیم. حتی در نسخه اکران، وقتی با دوستان شبکه پویا و نهال برای تبلیغات صحبت کردیم، گفتند که برخی سکانس‌ها هنوز کمی ترسناک هستند و بهتر است تعدیل شوند. به همین دلیل، نسخه اکران ما ۶ دقیقه کوتاه‌تر از نسخه جشنواره شد تا بچه‌ها برای این صحنه‌ها اذیت نشوند. خیلی تلاش کردیم در طراحی به اسطوره‌های خودمان وفادار باشیم. به‌عنوان‌مثال، «دیو» در ادبیات حماسی ایران به موجودی گفته می‌شود که دین ندارد و غریبه است و به بند کشیده شده و این داستان شبیه به بند کشیده‌شدن ضحاک در دماوند است. سعی کردیم تک‌تک شخصیت‌ها ریشه‌دار باشند و در تصویرسازی به ذهنیت بچه‌ها نزدیک شویم؛ به‌عنوان‌مثال، دیو دریا یا دیگر دیو‌ها برگرفته از فرهنگ باستانی ایران هستند. هر مرحله‌ای که سپهر برای رسیدن به بلوغ و سفر قهرمانی پشت‌سر می‌گذارد، برگرفته از فرهنگ ایرانی یا ادبیات ایران مانند شاهنامه است. بعلاوه، ادای دینی به کار‌های بزرگ فانتزی دنیا مثل «هری پاتر» و «ارباب حلقه‌ها» صورت گرفت. 

چه چالش‌های فنی برای ترسیم چنین فضایی در انیمیشن داشتید؟
ما در «شمشیر و اندوه» سکانس‌های شلوغ زیادی را تجربه کردیم و کار در «افسانه سپهر» نیز خیلی پیچیده بود، اما کار ما محسناتی داشت؛ یکی آن‌که پیوستگی در تولید را حفظ کردیم. گروه فنی ما بیش از هشت سال است که در زمینه تولید فعال بوده و پس از پایان تولید یک انیمیشن، وارد تولید انیمیشن‌های دیگر می‌شویم. این باعث شد چالش‌های ما در فرآیند تولید به حداقل برسد. 

با توجه به اکشن بودن بخش‌های زیادی از اثر، در کارگردانی سکانس‌های نبرد، اولویت شما حفظ تداوم مکانی بود یا ایجاد حس تعلیق از راه کات‌های سریع؟
یکی از مهم‌ترین سکانس‌های اکشن جایی بود که سپهر و بابو وارد سرزمین برفی شدند و با دیو برفی مواجه می‌شوند. خیلی تلاش کردیم هم اکشن را سریع نشان دهیم و هم تعلیق کافی ایجاد کنیم، چون دوست داشتم بچه‌ها با احساس‌شان فیلم را ببینند و با آن ارتباط بگیرند. گاهی منتقدان این نقد را به من وارد می‌کردند که دیو‌ها کمی سریع تمام می‌شوند و سپهر ساده از آن عبور می‌کند، اما معتقدم مفاهیم در مراحل مختلفی که سپهر از آن عبور می‌کند، به کودکان و نوجوانان منتقل می‌شود؛ یعنی سپهر در مراحل و مکان‌های مختلف با ازخودگذشتگی، اعتماد، ایثار، شجاعت و هوش آشنا می‌شود. یک نظر را در یک وبگاه فروش بلیت دیدم که پدری نوشته بود از این فیلم احترام و محبت به پدر و مادر را یاد گرفته است و این همان چیزی بود که دوست داشتم در فیلم پررنگ باشد. در تدوین هم سعی کردیم ریتم را خیلی سریع کنیم تا مخاطب بیشتر با فضا ارتباط بگیرد؛ بنابراین به‌طور قطع، ایجاد حس سرعت و هیجان اولویت بود. به‌طور کلی سبک انیمیشن از دیزنی و پیکسار تزریق می‌شود و بچه‌ها دوست دارند به‌طور مدام اکت ببینند. در کار جدیدمان هم سعی کردیم این رویکرد را ادامه دهیم. 

روان‌شناسی رنگ‌ها در این اثر چگونه در خدمت پیشرفت روایت و تفکیک جبهه خیر و شر قرار گرفت؟
سکانس به سکانس روی این موضوع از زمان لایت و نورپردازی تا اصلاح رنگ و یکدست کردن کار متمرکز بودیم. اوج زندگی در سکانس ابتدایی کار است که مامان و بابا هستند، شوخی کرده و خانواده را به معنای واقعی تصویر می‌کنند. خیلی دلم می‌خواست این شوخی با مامان در کار باشد و به‌رغم مخالفت‌هایی که در این رابطه وجود داشت، تا پایان ایستادگی کردم و آن را نگه داشتم. به نظرم پدر و مادر‌ها باید به هم محبت کنند تا بچه‌ها محبت کردن را یاد بگیرند. به‌تدریج با طوفان وارد فضای شب می‌شویم و مقداری کنتراست پایین می‌آید، اما به‌دلیل قرار گرفتن در خانه، فضای رنگ‌های گرم همچنان وجود دارد. از جایی که دیو دریا با تنها شدن سپهر و بابو ظاهر می‌شود، رنگ‌ها مقداری به سمت تیرگی متمایل می‌شود. با توجه به این‌که همسرم دکترای روان‌شناسی دارد و مدام کنار ما بود، از نظر روایت و روان‌شناختی رنگ به بسیاری از مسائل توجه و بخش‌های ترسناک را خیلی تلطیف کردیم تا جایی که لطمه‌ای به کودک وارد نشود و حس بدی ایجاد نکنیم. وقتی مخاطبم کودک است، باید خیلی حواسم باشد چه میزان کودک را وارد هیجان و استرس کنم و چه میزان از او خروجی بگیرم. به همین دلیل تلاش من، بنیامین شجاعی به‌عنوان کارگردان هنری و کل گروه تولید رعایت این مسأله تا جای امکان بود. 

چرا صدای کاظم سیاحی در شخصیت بابو (پلنگ) که طنز خوبی به کار تزریق می‌کرد، در نسخه اکران حذف شد؟
این تمایل شخصی من نبود که صدای «بابو» حذف شود. نمی‌دانم چرا این تصمیم گرفته شد و البته نظراتی، مثبت و منفی، درباره بودن یا نبودن این صدا وجود داشت که در نهایت تصمیم‌گیرنده نهایی، تهیه‌کننده است. این صدا جسارت خوبی به کار اضافه کرده بود، اما تمایل به این‌که کار بیشتر به گروه سنی خردسال نزدیک باشد، موجب شد این اتفاق نیفتد. 

موسیقی در افسانه سپهر نقش پررنگی دارد؛ همکاری شما با آهنگساز از چه مرحله‌ای شروع شد؟ آیا موسیقی براساس استوری‌بورد ساخته شد یا بعد از نهایی‌شدن تدوین؟
ما گروهی هستیم که سال‌هاست کنار هم کار می‌کنیم. شاهین پژمان و آرش آقابابایی به‌عنوان آهنگساز سال‌هاست از مرحله ایده کار همراه ما هستند. به‌دلیل این‌که کل فضای تصاویر ایرانی نبود، نمی‌توانستیم به‌طور کامل روی موسیقی ایرانی تمرکز کنیم. مشکل ما این بود که صدا نسبت به روایت خیلی فراز‌و‌فرود داشت و به‌همین‌دلیل بچه‌ها خیلی زحمت کشیدند که موسیقی با فضای کار همگن شود. 

آیا برنامه‌ای برای بازارپردازی این انیمیشن صورت گرفته است؟
برای مرحله بازارپردازی، تهیه‌کننده در حال فعالیت است و لباس، کفش و کمیک‌بوک این انیمیشن به‌زودی آماده خواهد شد. به‌طور قطع، جهان داستان این انیمیشن ادامه پیدا می‌کند و صحبت‌هایی برای ادامه ساخت قسمت‌های بعدی انیمیشن انجام شده، اما چندان جدی نیست. 

به‌عنوان کارگردانی که هم در حوزه بازی و هم انیمیشن فعال هستید، مدیریت نیروی انسانی متخصص در پروژه‌ای با ابعاد افسانه سپهر در شرایط اقتصادی فعلی چگونه است؟
خیلی کار سختی است و شرایط اقتصادی فعلی غم‌انگیز است، چون پایین و بالا رفتن قیمت ارز خیلی روی کار ما تاثیر می‌گذارد. حتی یک‌روز هم نشده که با بچه‌ها ننشینم و درباره فشار اقتصادی وارده صحبت نکنم. چند‌روز پیش یکی از بچه‌ها گفت سال پیش بالای ۱۰۰ دلار می‌گرفتم، الان چه کنم؟ گفتم اگر بخواهم ۱۰۰۰ دلار به شما پرداخت کنم، در سال جدید ماهی ۱۴۰-۱۵۰ میلیون تومان می‌شود و این رقم به‌شدت ترسناک است. ما نیازمند ورود دولت برای کمک به حوزه انیمیشن هستیم. در حال حاضر یک انیماتور معمولی به‌راحتی می‌تواند ۴۰۰ تا ۵۰۰ دلار دریافتی داشته باشد که ماهانه ۷۰ میلیون می‌شود که برای من این مبلغ خیلی زیاد است. چنین شرایطی به‌شدت به فرار مغز‌ها و از‌دست‌رفتن نیروی متخصص منجر می‌شود. من ۱۵ سال است که شرکت تولید انیمیشن دارم و یکبار دیگر نیز چنین شرایطی را تجربه کرده‌ام و متاسفانه بسیاری از نیرو‌ها به ترکیه و اروپا مهاجرت کردند. این خطر بزرگی است که صنعت انیمیشن و ویدئو‌گیم را تهدید می‌کند. امیدوارم اتفاقات خوبی بیفتد، اما پیش‌بینی من این است که سال آینده خیلی شرکت‌ها تعطیل خواهند شد و توان رقابت نخواهد بود. الان تولید یک انیمیشن متوسط در ایران بسته به قدرت تهیه‌کننده و نهاد حمایت‌کننده، بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیارد هزینه دارد. 

از فروش و میزان مخاطبان افسانه سپهر راضی هستید؟
بله؛ با تمام سختی‌های مراحل تولید، افسانه سپهر خوب می‌فروشد، دیده می‌شود و بچه‌ها نیز از آن استقبال خوبی دارند. غیر از یک‌سری طنز‌های پرفروش، اکثر کار‌ها ۸ تا ۱۰ میلیارد می‌فروشند، اما انیمیشن‌ها در فروش خیلی‌خوب هستند. با وجود این‌که انیمیشن «یوز» -به‌دلیل قرار‌گرفتن در روز‌های پایانی اکران- در اولویت اکران است، افسانه سپهر در هفته اول با ۲۰۰ سالن یک میلیارد تومان فروخته است؛ این در حالی است که هنوز بیلبورد‌های افسانه سپهر بالا نرفته است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها