اکران تخصصی مستند سینمایی «ناخدا عباس» در بوشهر
با حضور مسئولان و عوامل ساخت مستند «لبالب» انجام شد

اکران تخصصی مستند سینمایی «ناخدا عباس» در بوشهر

بازخوانی زندگی ناخدا عباس دریانورد در گفتگو با علیرضا دباغ ، مستندساز

«لبالب» با حمایت معاونت سیمای رسانه ملی به سرانجام رسید

دکتر علیرضا دباغ، نویسنده و کارگردان مستند «لبالب»، پس از پانزده سال تحقیق و پژوهش، پرده از زوایای پنهان زندگی این اعجوبه بوشهری برداشته است. در این گفتگو، او از مسیر پرفرازونشیب ساخت این مستند، مواجهه با اسناد نویافته و تلاش برای زدودن غبار اسطوره‌سازی از چهره واقعی ناخدا عباس می‌گوید.
دکتر علیرضا دباغ، نویسنده و کارگردان مستند «لبالب»، پس از پانزده سال تحقیق و پژوهش، پرده از زوایای پنهان زندگی این اعجوبه بوشهری برداشته است. در این گفتگو، او از مسیر پرفرازونشیب ساخت این مستند، مواجهه با اسناد نویافته و تلاش برای زدودن غبار اسطوره‌سازی از چهره واقعی ناخدا عباس می‌گوید.
کد خبر: ۱۵۳۷۶۸۸
نویسنده زهرا سیف آذرنژاد-روزنامه نگار

 

شخصیت‌های چندوجهی در تاریخ معاصر ایران همواره پتانسیل بالایی برای روایت‌های مستند دارند؛ اما وقتی صحبت از «ناخدا عباس دریانورد» به میان می‌آید، با پدیده‌ای مواجه می‌شویم که مرزهای تخصص و هنر را درنوردیده است. او هم‌زمان ملوانی کارکشته، نقشه‌نگاری دقیق، شاعری توانا و مداحی صاحب‌سبک بود که نوای گرمش هنوز در کوچه‌پس‌کوچه‌های جنوب طنین‌انداز است. دکتر علیرضا دباغ، نویسنده و کارگردان مستند «لبالب»، پس از پانزده سال تحقیق و پژوهش، پرده از زوایای پنهان زندگی این اعجوبه بوشهری برداشته است. در این گفتگو، او از مسیر پرفرازونشیب ساخت این مستند، مواجهه با اسناد نویافته و تلاش برای زدودن غبار اسطوره‌سازی از چهره واقعی ناخدا عباس می‌گوید.

 

جناب دکتر دباغ، برای شروع بفرمایید در میان انبوه سوژه‌های فرهنگی و تاریخی، چه جاذبه یا ضرورت خاصی در شخصیت «ناخدا عباس دریانورد» وجود داشت که شما را مجاب کرد پانزده سال از عمر حرفه‌ای خود را صرف ساخت مستند «لبالب» کنید؟

ریشه این کشش به نوجوانی من برمی‌گردد. به دلیل شغل پدرم، ما سال‌ها در شهرهای مختلف از جنوب تا شمال ایران ساکن بودیم، اما قلب خانواده همواره در بوشهر می‌تپید. پدرم دلبستگی شدیدی به فرهنگ عاشورایی داشت و خانواده ایشان در بوشهر به تدین شناخته می‌شدند. منزل آبا و اجدادی ما در موقعیت خاصی بین مسجد دهدشتی و حسینیه دوانی‌ها قرار داشت که یکی از مراکز مهم عزاداری محرم و صفر در بوشهر بود. اولین بار که پدرم ما را برای مراسم سوگواری به بوشهر برد، با نام «ناخدا عباس» آشنا شدم، اما نه به عنوان یک شخص، بلکه به عنوان یک امضا در انتهای نوحه‌های فاخر بوشهری. از پدرم پرسیدم ناخدا کیست؟ و او پاسخ داد:

«ناخدا عباس، یک ناخدای واقعی دوره قاجار بوده که پدران ما او را دیده بودند؛ یک دریانورد ماهر، یک ارتشی که هم شاعر، هم آهنگساز و هم مداحی بزرگ بود و در اشعارش از تخلص ناخدا استفاده می‌کرد.»

این کاراکتر جذاب در ذهن من ماند تا وقتی وارد فضای هنری شدم و این پرسش برایم جدی شد که چطور یک دریانورد می‌تواند چنین نفوذ عمیقی در فرهنگ آیینی و سوگواری سیدالشهدا(ع) داشته باشد؟

تحقیقات من زمانی وارد فاز عملی شد که در سال ۱۳۸۹ از طریق استاد محمد گنجو با مرحوم دکتر سید جعفر حمیدی آشنا شدم. ایشان با همکاری خانم دکتر گلناز سعید کتاب «چون پایه پنجم» را درباره زندگی ناخدا عباس نوشته بودند. معرفی من به خانواده محترم سعیدی (نوادگان دختری ناخدا) دریچه جدیدی را گشود. با رؤیت اسناد، یادداشت‌ها و دست‌نوشته‌های ناخدا متوجه شدم با شخصیتی اسرارآمیز روبه‌رو هستم که وجوه مختلف زندگی‌اش مغفول مانده است. احساس کردم پرداختن به او یک تکلیف است. ناخدا عباس صرفاً یک مداح دوره قاجار نیست؛ او دانشمندی در لباس ملوانی و هنرمندی ماجراجو است که خاطراتش گاه با داستان‌های ژول‌ورن پهلو می‌زند. این تکثر وجوه، پتانسیل عظیمی برای یک کار مستند داشت.

 

چرا عنوان «لبالب» را برای این مستند برگزیدید؟ این واژه در دنیای ناخدا عباس و فرهنگ بوشهر چه معنای پنهانی دارد؟

«لبالب» نام یکی از شاخص‌ترین و ماندگارترین نوحه‌های ناخدا عباس دریانورد است. این نوحه در تاریخ معاصر ما نقشی فراتر از یک اثر مذهبی ایفا کرده است؛ در دوران دفاع مقدس تیتراژ سریالی مرتبط با جنگ بود و در سال ۱۳۶۸، تلویزیون در ایام رحلت حضرت امام(ره) با صدای جناب آقای مصطفی گراشی آن را پخش کرد که تأثیر شگرفی بر جامعه داشت. این قطعه که تضمینی از غزل حافظ است، ملودی و ساختار موسیقایی منحصربه‌فردی دارد که در هیچ جای دیگر جنوب دیده نمی‌شود.

اما فراتر از این، کلمه لبالب به معنای سرشار و مملو است. این مستند لبالب است از دانش دریانوردی، لبالب است از دانش نظامی، لبالب است از تاریخ سیاسی جنوب، لبالب است از ادبیات و موسیقی کلامی و در نهایت لبالب از معارف عاشورایی. این واژه به بهترین شکل، غنای زندگی ناخدا را توصیف می‌کرد. البته لازم به ذکر است که ما از سریال مستند لبالب یک نسخه مستند بلند سینمایی هم استخراج کرده‌ایم که نام آن را «ناخدا عباس» گذاشته‌ایم.

 

در مسیر پژوهش، قطعاً با انبوهی از روایات شفاهی مواجه بوده‌اید. کجاها مرز بین افسانه و واقعیت برای شما چالش‌برانگیز شد؟ فرآیند راستی‌آزمایی این حجم از داده‌های شفاهی چگونه پیش رفت؟

این یکی از حساس‌ترین بخش‌های کار ما بود. تاریخ شفاهی درباره ناخدا عباس در جنوب بسیار پرحجم است، اما همین حجم زیاد هم بیم داشت و هم امید. ما پانزده سال پیش که کار را شروع کردیم، شانس این را داشتیم که با کسانی گفتگو کنیم که خودشان ناخدا را دیده بودند، با او سینه زده بودند و حشرونشر داشتند. این‌ها منابع دست اول ما بودند. در کنار آن، اسناد مکتوب مجلات دوران قاجار و پهلوی اول را بررسی کردیم.

چالش اصلی زمانی بود که روایات مردمی به سمت اسطوره‌سازی می‌رفت. مثلاً عده‌ای می‌گفتند دکمه‌های لباس ناخدا از طلا بوده یا عصایش دسته نقره داشته است. ما نمی‌خواستیم این‌ها را کاملاً حذف کنیم، اما نمی‌خواستیم به آن‌ها بال‌وپر هم بدهیم. مهم برای ما این بود که مثلاً در دوران رضاشاه که عزاداری ممنوع شد، او با همان لباس نظامی و رسمی ارتش در مجالس سوگواری شرکت می‌کرد و تمام تبعات آن را به جان می‌خرید یا هنگامی که زیر فشارهای افسران بلژیکی و انگلیسی قرار داشت و از سوی دربار قاجار حمایت نمی‌شد، باز هم دست از وطن نمی‌کشید.

در مورد تبعید یا مهاجرت ناخدا از بوشهر به خوزستان هم نظرات متفاوتی وجود داشت و درباره مرگ ایشان نیز برخی با قاطعیت از شهادت صحبت می‌کردند، اما من به عنوان محقق، وقتی سند قطعی نیافتم، ترجیح دادم به همان ابهام موجود وفادار بمانم تا اینکه بخواهم اسطوره‌سازی کنم. نسل امروز نیازی به اسطوره ندارد، نیازی به الگو دارد و واقعیت زندگی ناخدا عباس به قدری باصلابت است که برای الگو بودن کفایت می‌کند. در این مسیر خانم دکتر سعیدی از خانواده ناخدا عباس و اساتیدی مانند دکتر مشایخ، استاد کنین و استاد گنجو و پژوهشگران فرهنگ محلی مانند جناب آقای سید عباس هاشمی و محمدرضا پورصباغ کمک شایانی به ما کردند تا پازل‌های مبهم زندگی ناخدا را کنار هم بچینیم و مستندات دقیقی مورد استفاده و استناد قرار گیرد.

 

از منظر یک مستندساز، ناخدا عباس چه ویژگی بصری یا تیپولوژی خاصی داشت که در قاب دوربین شما برجسته شد؟ به نظر می‌رسد وجوه علمی او کمتر دیده شده است.

تیپولوژی ناخدا عباس چه از لحاظ فیزیکی و چه از لحاظ محتوایی واجد ویژگی‌های بصری بود که باید در قاب تصویر گنجانده می‌شد، اما به جز چهار قطعه عکس هیچ صدا و تصویری از او وجود نداشت. با این حال، خوشبختانه استعداد ذاتی ناخدا عباس در نویسندگی و ادبیات و دقتی که در خاطره‌نویسی و یادداشت‌برداری داشت، ردپاهای خوبی برای ساخت یک مستند به دست ما داد. یکی از نکات بسیار مهم که ما در این مستند روی آن مانور دادیم، شخصیت علمی و دانش دریانوردی اوست. ناخدا عباس در نقشه‌برداری از راه‌های دریایی کشور و هدایت کشتی‌های خارجی در آبراه‌هایی مانند خور موسی نقش مهمی ایفا کرده است. در دورانی که پروفسور حسابی مشغول نقشه‌کشی راه‌های زمینی ایران بود، ناخدا عباس به دستور حکومت وقت مسئول نقشه‌کشی آبراه‌های خلیج فارس و حتی دریای مازندران شد. دیدن این نقشه‌ها با آن دقت و ظرافت، تصویری از یک متخصص تمام‌عیار ارائه می‌دهد که تا پیش از این در سایه شهرت مداحی او پنهان مانده بود. ما سعی کردیم این اسناد تصویری و نقشه‌ها را در مستند بگنجانیم تا مخاطب با یک دانشمند ملوان و یک شاعر مدیحه‌سرا آشنا شود.

 

پیوند میان موسیقی نِیمه (آوازهای کار روی دریا) با نوحه‌سرایی در آثار ناخدا چگونه اتفاق افتاده است؟ او چطور این دو دنیا را به هم دوخت؟

نغمات دریانوردان یا همان نیمه، ریشه در پیوند عمیق ملوانان جنوبی با فرهنگ اسلامی و معنویات دارد. دریانوردان جنوب معتقدند که با ناخدا به دریا می‌روند، اما با خدا بازمی‌گردند. این توکل به پروردگار و توسل به پیامبر(ص) و اهل بیت در بطن آوازهای کار دریانوردی وجود دارد. ناخدا عباس که خود با پوست و گوشت و استخوان این نغمات را در سفرهای طولانی دریایی لمس کرده بود، مفاهیم عمیق شاعرانه را با ریتم‌های برگرفته از دریا گره زد و آثاری خلق کرد که به دلیل نزدیکی به ضمیر ناخودآگاه مردم جنوب، ماندگار شدند.

 

گفتگو با خانواده ناخدا، به‌ویژه خانم دکتر سعیدی، چه ابعادی از شخصیت او را روشن کرد که در کتاب‌ها یافت نمی‌شد؟ وجه انسانی ناخدا در حریم خانواده چگونه بود؟

رابطه ما با خانواده سعیدی از سال ۱۳۸۹ بسیار نزدیک و عاطفی بود. نکته جالب اینجاست که ناخدا عباس از پسرانش صاحب فرزند نشد؛ یکی از پسرها در نوجوانی فوت کرد و دیگری تا آخر عمر ازدواج نکرد. تمام نوادگان باقی‌مانده از ناخدا از نسل دختری ایشان هستند.

نکته شگفت‌انگیز این است که فرهنگ عاشورایی ناخدا عباس توسط این نوادگان به پاکستان، هندوستان، انگلستان و حتی کانادا صادر شده است. آن‌ها هنوز به زبان‌های اردو، انگلیسی و فارسی مرثیه‌سرایی می‌کنند. البته به دلیل محدودیت‌های بودجه‌ای، ما نتوانستیم بخش بین‌المللی و سفرهای خارجی خانواده را به تصویر بکشیم. به دلیل بافت خاص مستند، اگر می‌خواستیم وارد جزئیات عاطفی زندگی او شویم، از روایت خدمات ملی و تاریخی ناخدا بازمی‌ماندیم. مستند لبالب ابتدا قرار بود سه قسمت باشد، اما حجم اطلاعات به قدری بود که به پنج قسمت و یک فیلم سینمایی تبدیل شد. معتقدم وجه عاطفی و زندگی خصوصی ایشان ظرفیت بالایی برای ساخت یک سریال داستانی دارد که طرح آن را هم آماده کرده‌ایم و امیدواریم زمینه لازم برای این کار فراهم شود.

 

چرا تا به حال رسانه‌ها سراغ این شخصیت نرفته بودند؟ این مهجور ماندن ناخدا عباس  از کجا نشأت می‌گیرد؟

اگر بخواهم صادقانه بگویم، بخشی از این مسئله به تمرکزگرایی رسانه‌ای در پایتخت بازمی‌گردد. متأسفانه این یک واقعیت تلخ است که افراد هرچه از مرکز فاصله بیشتری داشته باشند، شانس کمتری برای دیده شدن و شناخته شدن دارند. شخصیت‌های فرامنطقه‌ای مثل ناخدا عباس گاهی قربانی نگاه‌های استانی می‌شوند. وقتی طرح را ارائه می‌کردیم، می‌گفتند چون بوشهری است، بروید مرکز بوشهر بسازید، در حالی که بوشهر باوجود اینکه هنرمندان توانایی که دارد، استطاعت مالی چنین پروژه بزرگی را نداشت.

من سال‌ها در شوراهای مختلف جنگیدم تا ثابت کنم ناخدا عباس یک شخصیت ملی و حتی فراملی است. چطور برای میرزا کوچک‌خان جنگلی چندین فیلم و سریال ساخته شده، اما برای قهرمان جنوب نه؟ در این مسیر هیچ‌کدام از صنایع بزرگ مستقر در بوشهر هم حاضر به اسپانسرینگ نشدند، در حالی که گاهی حاضرند در یک ایونت میلیاردها تومان برای بیلبورد یا دعوت سلبریتی هزینه کنند. در نهایت با حمایت معاونت سیما و مرکز سیمرغ (آقایان برمهانی، اکبرشاهی و شریعت‌پناهی) توانستیم پروژه را پس از پانزده سال به پایان برسانیم. با این حال، ما تلاش کردیم از پتانسیل هنرمندان این خطه استفاده کنیم و این مستند محصول همت هنرمندان جنوب است و امیدوارم تلنگری باشد تا مسئولان استانی از سرمایه‌گذاری فرهنگی واهمه نداشته باشند.

 

اگر قرار باشد تنها یک تصویر یا سکانس را به عنوان عصاره و قلب مستندتان انتخاب کنید، کدام بخش است؟

در قسمت چهارم مستند و همچنین در دقایق پایانی نسخه سینمایی، سکانسی داریم که نام آن را «ناکو» گذاشته‌ایم. این سکانس نماد کامل پیوند دریا، ناخدا، عاشورا و موسیقی است. ما در این بخش از خاطرات منحصر‌به‌فرد مرحوم ایرج صغیری که از قول پدرشان درباره ناخدا نقل شده استفاده کردیم و با تلفیقی از تکنولوژی هوش مصنوعی، فضایی خلق کردیم که فکر می‌کنم تأثیرگذارترین بخش کار شده است.

 

به نظر شما ناخدا عباس امروز هنوز در کوچه‌های بوشهر زنده است یا صرفاً به یک خاطره تاریخی در کتاب‌ها تبدیل شده؟

پاسخ این سؤال را باید در مراسم عزاداری محرم و صفر جست‌وجو کرد. هر جا که نوحه‌ای خوانده می‌شود و تخلص ناخدا در میان اشعار می‌آید، او زنده است. ناخدا عباس به دلیل دریانوردی یا نقشه‌کشی در حافظه جمعی نمانده؛ او خودش را به دریای فیاض نور الهی، یعنی سیدالشهدا(ع)، متصل کرد. او کشتی نجات خود را در توسل به خاندان پیامبر(ص) یافت و همین پیوند، او را ماندگار کرد. زیروبم‌های دریا و امواج سهمگین اقیانوس در کنار ناملایمات سیاسی زمانه، از او شخصیتی صبور و مستحکم ساخت. ما بضاعت اندک خود را در این مستند به کار بستیم تا نسل جدید بداند چه قهرمانانی در این خاک زیسته‌اند. ناخدا عباس حتی بدون مستند ما هم زنده بود، اما امیدواریم با این اثر، ابعاد علمی و خدمات ملی او نیز در کنار وجه مذهبی‌اش برای همیشه در تاریخ ایران ثبت و ضبط شود.

 

به عنوان سؤال پایانی: این نخستین مستند بلند ایرانی است که در آن برای بازسازی صحنه‌ها از هوش مصنوعی استفاده شده است. چرا از AI بهره گرفتید و این تجربه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

استفاده از هوش مصنوعی مدت نسبتاً کوتاهی است که وارد تولیدات رسانه‌ای شده است. هنرمندان ایرانی پیش‌تر از این فناوری در ساخت کلیپ‌های متنوع و همچنین در برخی مستندهای کوتاه، به‌ویژه برای بهینه‌سازی و بازسازی عکس‌ها و فیلم‌های قدیمی استفاده کرده‌اند. اما در این پروژه، برای نخستین‌بار تمامی صحنه‌های مستند که نیاز به بازسازی داشت، به‌طور کامل با کمک هوش مصنوعی تولید شد.

به هر حال، این یک تجربه جدید بود و طبیعی است که هر نوآوری، چالش‌ها و ویژگی‌های خاص خود را داشته باشد. حقیقت این است که شاید تقدیر چنین بود که روند ساخت این مستند تا این مقطع زمانی به طول بینجامد؛ زمانی که فناوری هوش مصنوعی به سطحی از بلوغ رسیده تا بتواند در بازسازی صحنه‌های پیچیده‌ای مانند طوفان‌های دریایی و روایت ماجراهای تاریخی دوران ناخدا عباس به کمک ما بیاید.

هوش مصنوعی هر روز در حال پیشرفت است و تلاش ما این بود که از جدیدترین نسخه‌ها و ابزارهای موجود استفاده کنیم تا بالاترین کیفیت ممکن در اثر دیده شود. نتیجه کار از نگاه همکاران و هنرمندان هم‌حوزه بسیار قابل قبول و رضایت‌بخش بوده است. با این حال، فیلم هنوز به نمایش عمومی درنیامده و امیدواریم پس از اکران، تلاش ما مورد توجه و رضایت هم‌وطنان عزیز قرار گیرد و مخاطبان پس از تماشای مستند، تجربه‌ای متفاوت و ماندگار را با خود به همراه داشته باشند.

 

 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها