jamejamnashriyat
نشریات روزنامه جام جم کد خبر: ۱۲۶۳۳۳۰ ۱۹ فروردين ۱۳۹۹  |  ۱۳:۴۰

گفت‌وگو با روحانی ساروی كه داوطلبانه خاكسپاری متوفیان كرونا را انجام می‌دهد

این ویروس، بی‌ارزش بودن دنیا را نشان داد

بارها ایستاده كنار قبرهای آهك‌پاشی شده، در گورستان‌های خلوت این روزهای شهر؛ درست بالای سر جنازه‌های كاورپوشِ بی‌چهره؛ جنازه آدم‌های مبتلا به كرونا! ایستاده و آداب شرعی را برای آنها به جا آورده، نماز میت برایشان خوانده و نزدیك‌تر از همه آدم‌های حاضر، تلقین در گوششان گفته و حالا از این تجربه سخت و متفاوت برای ما می‌گوید.

title

آرش دانش، روحانی جوان ساروی، این بار داوطلبانه با یك لباس رزم متفاوت پا به میدان جهاد و مبارزه گذاشت و معتقد است كرونا خودش یك جبهه است و در این جبهه او تنها به مسؤولیتی كه برعهده دارد عمل می كند؛ بدرقه اموات و درگذشتگان به خانه ابدی‌شان با انجام مراسم تدفین و تلقین و خواندن نماز میت. همین است كه حالا او برای آرامش بازمانده‌ها، داوطلبانه رسوم شرعی خاكسپاری را برای متوفیان انجام می‌دهد و افتخارش همین خدمت است.

تصویر شما به عنوان یك روحانی درحال خواندن نماز میت بالای سر یكی از قربانیان ویروس كرونا، در چند روز اخیر بارها در فضای مجازی منتشر شده، چطور شد كه در این عرصه حضور پیدا كردید؟

این وظیفه شرعی من بوده؛ به عنوان طلبه وقتی لباس روحانیت به تن كردم انجام این وظیفه هم برعهده ام گذاشته شد، در شرایط فعلی جامعه هم احساس كردم كه حضورم مورد نیاز است چرا كه یكی از مباحث معنوی و روحانی كه در مراسم خاكسپاری اهمیت دارد، همین بحث انجام آداب شرعی تدفین است . در بحث كرونا كه به عقیده من خودش یك جبهه است شاید من نتوانم مثل عزیزان و كادر درمانی كشور مانند پرستاران و پزشكان یا دوستان كه در مبانی امنیتی فعال هستند حضور داشته باشم، اما دیدم كه به عنوان یك طلبه، كمترین كار در این عرصه، عمل به وظیفه شرعی‌ام است؛ مخصوصا كه شنیده بودم (البته از صحتش اطمینان ندارم كه بعضی جاها اموات را بدون رعایت مسائل شرعی دفن می كنند) به خاطر همین وظیفه خودم دانستم كه این مراسم را برای افرادی كه به خاطر كرونا از دنیا رفته‌اند بجا بیاورم.

اولین بار چطور در مراسم خاكسپاری یك متوفی مبتلا به كرونا حاضر شدید؟

قبل از سال جدید بود و فرد مبتلا یكی از هم منطقه های خودمان بود؛ دختر جوانی كه سرطان داشت و اتفاقا مراحل بهبودی را طی می كرد، اما متاسفانه ابتلایش به كرونا دیگر به او مجال نداد و از دنیا رفت. وقتی خانواده داغدیده این متوفی به درِ خانه من آمدند و گفتند كه چند جا رفتیم برای انجام مراسم شرعی اما كسی قبول نكرده، شما قبول می كنید؟ من تعجب كردم. گفتم چرا نیایم؟ این وظیفه من است. اگر الان نیایم روز قیامت چه جوابی بدهم. بگویم چرا به وظیفه ام عمل نكردم؟! به جرات می توانم بگویم كه كمترین كاری كه منِ طلبه می توانم بكنم همین است كه مبانی تدفین و نماز و تلقین و امثالهم را برای متوفی به جا بیاورم؛ یعنی همان كاری كه قبل از شیوع كرونا هم انجام می دادم و الان در جریان وحشتی كه به خاطر این موضوع در جامعه بهوجود آمده، شاید بعضی از هم لباسی های من كه سن و سالی از آنها گذشته یا بیماری دارند توانایی انجامش را نداشته باشند یا حتی دلهره داشته باشند كه طبیعی است چون بالاخره ما هم انسان هستیم و ممكن است خودمان یا خانواده‌هایمان نگران باشند.

شما خودتان نمی ترسید؟

اتفاقا این سوال را در یكی از مراسم تدفین كرونایی ها، یكی از نزدیكان این عزیزان از من پرسید و گفت حاج آقا شما نمی‌ترسید اینقدر جلو می‌روید؟ من گفتم مگر مرگ هم ترس دارد؟ اگر كسی حقیقت را پیدا كرده باشد از مرگ نمی‌ترسد و همینجاست كه به فكر انجام وظیفه‌اش می افتد، به نظر من نه مرگ ترس دارد نه مرده ها ترس دارند. خیلی وقت ها ما باید از زنده ها بترسیم ....

با توجه به جو روانی موجود در جامعه درباره ویروس كرونا، خانواده شما چه واكنشی نسبت به این تصمیم شما دارند؟

واقعیتش این است كه خانواده من اوایل خیلی نگران بودند و من به آنها گفتم كه بالاخره مرگ برای همه است و ما یك روزی می‌میریم و اگر قرار باشد این اتفاق بیفتد بهتر است كه با شرف از این دنیا برویم و در آن دنیا نگویند كه شما وظیفه‌ای داشتی و می توانستی و به آن عمل نكردی. من به عنوان روحانی یكی از مسؤولیت هایم همین انجام امور دینی و معنوی است. اما خب قبول دارم در این شرایط كه حتی خانواده و اقوام نزدیك متوفی ها هم جرات نمی كنند به جنازه نزدیك شوند، نگرانی اعضای خانواده ما بجاست، من هم با توجه به همه این موضوعات وصیتم را نوشته ام.

از تجربه متفاوت دفن قربانیان ویروس كرونا بگویید.

قبل از شیوع كرونا، من افراد زیادی را بدرقه خانه ابدی شان كرده بودم اما به جرات می توانم بگویم كه تا حالا ندیده بودم كه حتی نزدیك‌ترین افراد به متوفی جرات نزدیك شدن یا اجازه نزدیك شدن به او را نداشته باشند. من در جریان انجام امور شرعی برای این متوفی‌ها از نزدیك شرایط دشوار را تجربه كردم و شاهد تنهایی و دلتنگی خانواده‌هایی بودم كه نمی‌توانستند با عزیز از دست رفته‌شان وداع كنند، یا برای آخرین بار چهره‌اش را ببینند. دیدن این صحنه‌ها برای من تجربه سختی بود. اما همین آدم‌ها وقتی می دیدند كه مثلا من برای عزیزشان تلقین می‌خوانم، دلشان آرام می شد و همین احساس رضایت بالاترین دلگرمی برای من بود.

از اول با لباس مخصوص و مجهز در مراسم تدفین حاضر می شدید؟

نه اوایل اصلا مجهز نبودیم، یادم است در یكی از مراسم‌ها فقط یك جفت دستكش پلاستیكی داشتم اما به مرور تجهیزات بهتر شد و الان لباس مخصوص هم به ما داده شده.آن اوایل كه هنوز برای غسل دادن متوفی‌ ها اجازه صادر نشده بود، ما تیمم بدل از غسل را بجا می آوردیم، اما الان شرایط بهتر شده و یكسری از طلاب جهادی در همین شهر ساری، داوطلبانه متوفی‌ها را تغسیل هم می‌كنند. البته من چون قند دارم به من اجازه تغسیل نمی‌دهند و می‌گویند شما همان مراسم تدفین و نماز را بجا بیاور. درهرحال الان كرونا خودش یك جبهه محسوب می‌شود و خط مقدم منِ طلبه در این شرایط، همین حضور است؛ در كنار این موضوع، سعی می‌كنم با بچه‌های جهادی منطقه در ضدعفونی محلات هم حضور داشته باشم، بالاخره هركسی باید در حد توانش یك گوشه كار را بگیرد.

با این تفاسیر تا پایان مهلكه كرونا به كارتان ادامه می‌دهید؟

بله همین طور است، تا وقتی كه زنده و سلامت باشم در كنار قربانیان كرونا و خانواده‌هایشان حضور دارم.

این خانواده‌ها شما را چطور پیدا می‌كنند؟

واقعیت این است كه در ساری و شهرهای اطرافش به‌واسطه فعالیت های فرهنگی قبلی خیلی‌ها من را می‌شناسند و تلفنم را دارند و از همین طریق من را برای مراسم‌هایشان دعوت می‌كنند.

برای ما كه در این مراسم‌ها حضور نداشتیم دیدن تصاویر خاكسپاری این قربانیان با آن حجم تنهایی و غربت، خیلی سنگین است، شما كه از نزدیك این مراسم‌ها را می بینید، چه حسی نسبت به آن دارید؟

برای من بزرگ‌ترین تجربه این جریان، این بوده كه دنیا خیلی خیلی كوچكتر و فانی‌تر از آن است كه ما فكر می‌كنیم برایش می توانیم بجنگیم یا مثلا سر بقیه را كلاه بگذاریم یا دروغ بگوییم و كارهای خطایمان را توجیه كنیم... به نظر من ویروس كرونا فانی بودن این دنیا را به ما فهمانده است و هیچ ارزشی ندارد و فرقی بین فقیر و غنی و سیاستمدار و غیرسیاستمدار هم نگذاشته است.

مینا مولایی - گروه ایران روزنامه جام جم

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
شمایل دانش و خرد

شمایل دانش و خرد

دانش و دانایی و خرد، بزرگ‌ترین سرمایه یک انسان و یک ملت است. فرهنگ‌ها و تمدن‌ها بر بنیاد این هر سه پدید آمده، بالیده و بارور و بارآور شده‌اند و چشمه هنرها در سایه ایمن دانایی و خرد، جوشیده و جاری گشته و فضای زیست فردی و اجتماعی را در هوایی تازه و اهورایی زنده و شاداب ساخته‌اند.

۱۶ آذر؛ زادروز گفتمان «نه به ذلت»

۱۶ آذر؛ زادروز گفتمان «نه به ذلت»

۱۶ آذر ۱۳۳۲ شهادت دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به سفر نیکسون به ایران پس از کودتای ۲۸ مرداد، آغاز خط مبارزه 67 ساله‌ای است که امپراتوری پر نخوت و شیطانی آمریکا را به سراشیبی افول کشاند.

خطر تندروی در رفع محدودیت‌ ها

خطر تندروی در رفع محدودیت‌ ها

در کشور ما دور تازه محدودیت‌ های کرونایی از اول آذرماه آغاز شد که این تقریبا مصادف با اعمال محدودیت‌های جدید در اغلب کشورهای درگیر با کرونا و به‌خصوص اروپا بود.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر

پیشخوان

بیشتر