مردی ۲۹ ساله هستم و از دل و جان و بیشتر از وظیفهام کار میکنم، اما صاحبکارم آدمی کمحرف، مغرور، پولدار و متاسفانه دهن بین و کم سواد است و هر بار که خواسته، کاری برایم انجام دهد با حرف دیگران منصرف شده است. چون من یک کارگر ساده هستم حاضر به گفتوگو با من نمیشود.