جام جم آنلاین – اوتیسم میتواند برای بسیاری از خانوارها چیزی فراتر از کابوس باشد. اوتیسم ترکیبی هراس انگیز از انواع مشکلات است، از هزینههای نگهداری از کودک اوتیسمی گرفته تا نوع درمان و کنترل رفتارهای او در اجتماع و نگرانی بابت آینده او. اما این تمام چالش نیست. مدرسه رفتن این افراد همیشه یک چالش اساسی بوده است. والدین زیادی هستند که اصرار دارند فرزند خود را در مدارس عادی ثبت نام کنند. این اصرار دست به جاست و یا باید یک اشتباه بزرگ تلقی شود؟
گام اول: ارزیابی صحیح
برای بسیاری از والدینی که کودک اوتیسمی دارند ثبتنام در مدرسه عادی شبیه راه رفتن روی مرزی باریک است؛ از یک سو امید به رشد اجتماعی و تجربه زندگی واقعی و از سوی دیگر نگرانی از طرد شدن، اضطراب یا شکست تحصیلی. این انتخاب میتواند فرصتساز باشد، اما بدون ارزیابی دقیق و حمایت تخصصی ریسکپذیر هم هست. پاسخ واحدی وجود ندارد. تصمیم درست آن است که بر پایه شناخت واقعی از تواناییها و حساسیتهای کودک، میزان آمادگی مدرسه و دسترسی به خدمات حمایتی گرفته شود. مدرسه عادی نه معجزه است و نه تهدید. همهچیز به این بستگی دارد که آیا بستر لازم برای دیدهشدن و درکشدن کودک فراهم شده است یا نه.
مریم یزدیها روان شناس در رابطه با چالشهای حضور کودکان اوتیسمی در مدارس عادی به جام جم آنلاین گفت: در بسیاری از موارد امکان تحصیل کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم در مدارس عادی وجود دارد، اما این موضوع به عوامل متعددی بستگی دارد؛ از جمله شدت علائم، میزان حمایت آموزشی، آمادگی مدرسه و همکاری خانواده.
این روان شناس عنوان کرد: اوتیسم بر نحوه ارتباط، تعامل اجتماعی و پردازش حسی فرد تأثیر میگذارد. شدت این اختلال در افراد متفاوت است، برای برخی کمتر و برای برخی بیشتر. برخی کودکان اوتیسمی از توانایی شناختی بالا و مهارتهای تحصیلی مناسب برخوردارند و میتوانند با حمایتهای حداقلی در کلاسهای عادی حضور داشته باشند. اما برخی دیگر ممکن است نیاز به برنامههای آموزشی ویژه و ساختارمندتری داشته باشند.
یک مزیت بزرگ
در صورت در نظر گرفتن شدت اختلال اوتیسم و اینکه این شدت و کمی و زیادی آن فرد را واجد شرایط در مدارس عادی میکند یا خیر میتوان یک مزیت را هم در نظر گرفت. اگر شدت اوتیسم به گونهای نباشد که فرد را بابت حضور در مدارس عادی با مشکل مواجه کند آنگاه میتوان گفت حتی حضور در مدارس عادی میتواند به بهبود وضعیت او و رفتارها و کنشهای اجتماعی اش تاثیرگذار باشد.
یزدیها در اینباره نیز اظهار داشت:یکی از مهمترین مزایای حضور کودکان اوتیسمی در مدارس عادی تقویت مهارتهای اجتماعی آنهاست. قرار گرفتن در کنار همسالان، فرصت یادگیری تعامل، همکاری و ارتباط را فراهم میکند. این حضور به سایر دانشآموزان نیز کمک میکند تا مفهوم تفاوتهای فردی، همدلی و پذیرش را در عمل بیاموزند. آموزش فراگیر میتواند زمینهساز جامعهای پذیراتر و آگاهتر باشد.
زیرساخت استاندارد؛ نیاز ضروری
نمیتوان انتظار داشت هر مدرسه عادی ظرفیت پذیرش کودکان اوتیسمی باشد. باید تمامی زیرساختهای لازم فراهم شود تا به بهترین شکل ممکن آموزش به این طیف از کودکان میسر شود. تحقق موفقیتآمیز این نوع آموزش نیازمند فراهم بودن زیرساختهای لازم است از جمله نوع رفتار و تدریس معلمان.
این روان شناس اذعان داشت: معلمان باید آموزش دیده باشند تا ویژگیهای رفتاری و یادگیری کودکان اوتیسمی را بشناسند و بتوانند روشهای تدریس خود را متناسبسازی کنند.
وی یادآور شد: استفاده از برنامههای آموزشی فردی، تعدیل حجم تکالیف، ایجاد محیطی با محرکهای حسی کنترلشده و همکاری با مشاوران یا گفتاردرمانگران از جمله اقداماتی است که میتواند به موفقیت دانشآموز کمک کند. نگرش مدرسه و خانواده نقش تعیینکنندهای دارد.
یزدیها در خاتمه گفت: همکاری مستمر میان والدین و کادر آموزشی باعث میشود نیازهای کودک بهتر درک و پیگیری شود. اگر مدرسه رویکردی حمایتی و منعطف داشته باشد، احتمال سازگاری و پیشرفت کودک افزایش مییابد. در صورت نبود شرایط و همچنین نبود آگاهی یا حمایت کافی ممکن است موجب اضطراب، انزوا یا افت تحصیلی شود.
مدرسه، نه به هر قیمتی!
حضور در مدرسه عادی نباید به هر قیمتی باشد. حضور توام با اصرار در مدرسه کودکان و نوجوانان عادی میتواند فرد مبتلا با طیف اوتیسم را با خطری بسیار جدی روبهرو کند و او را از اجتماع دلزدهتر کند.
هدف اصلی فراهم کردن بهترین محیط آموزشی متناسب با نیاز هر کودک است نه صرفاً اصرار بر حضور در مدرسه عادی یا ویژه. برخی کودکان ممکن است ترکیبی از آموزش در مدرسه عادی و دریافت خدمات تخصصی خارج از کلاس را تجربه کنند. تصمیمگیری باید بر اساس ارزیابی تخصصی و با در نظر گرفتن منافع بلندمدت کودک انجام شود.
با در نظر گرفتن تمامی جوانب و سنجیدن کیفیت آموزشی و نوع تدریس، تحصیل کودکان اوتیسمی در مدارس عادی نهتنها امکانپذیر است بلکه در صورت وجود حمایتهای مناسب میتواند بسیار مفید باشد. آنچه اهمیت دارد، پذیرش تفاوتها، آموزش معلمان، فراهم کردن امکانات لازم و نگاه فردمحور به تواناییها و نیازهای هر دانشآموز است.