jamejamonline
جامعه عمومی کد خبر: ۱۰۳۹۴۱۵ ۱۹ خرداد ۱۳۹۶  |  ۱۵:۰۹

گزارش اختصاصی جام جم آنلاین از مراسم تشییع شهدای تروریستی تهران

بکٌشید ما را بیدارتر می شویم

امروز دو روز بعد است، دو روز گذشته از جنایت تروریستی داعش در تهران؛ از التهاب و دلهره ای چند ساعته در شهر... از شهادت 17 نفر از هموطنانمان...امروز دو روز بعد است و اینجا خیابان انقلاب ، وجب به وجب پر از جمیعت. امروز 19 خرداد 96 است و این بار پیکر شهدای دیگری روی شانه های مردم شهر تشییع می شود؛ پیکر پاک شهدای ترور نیمروز چهارشنبه.

بکٌشید ما را بیدارتر می شویم

به گزارش جام جم آنلاین ، اینجا خیابان انقلاب اسلامی است، خیابانی قدیمی، پر از خاطره ..شاهدی بزرگ بر تمام اتفاقاتی که در تمام سال های گذشته بر این کشور گذشته ؛ سیل جمعیت برای این خیابان عجیب نیست، انقلاب بارها و بارها موج موج جمعیت به خود دیده، مردان، زنان پیرها و جوان هایی که هربار به بهانه ای آمده اند و نشان داده اند که همیشه در صحنه حضور دارند که حماسه حضورشان پشت دشمنان این انقلاب را می لرزاند.

امروز هم حکایت همان است که بود. مردم آمده اند مثل همیشه مثل همان روزی که پیکر شهدای منا را تشییع کردند یا سالهای قبل تر وقتی موج موج شهید می آمد از جبهه های دفاع مقدس.

اینجا خیابان انقلاب است ، روبه روی سردر قدیمی دانشگاه تهران و جمیعت برای تشییع آمده اند...برای محکوم کردن هرنوع عملیات تروریستی...

نگاه جمعیت به تابوت های پرچم پوش است؛ تابوت هایی غرق در گلایل سفید...تابوتهاکه به میان جمعیت می آید، جمعیت بیتاب تر می شود. داغ شهدای حادثه تروریستی چهارشنبه، داغ یک ملت است، داغ همه آدم هایی است که اینجا حضور دارند، مردهایی که سیاه پوشیده اند ، شعار می دهند و می خواهند خودشان را به تابوت ها نزدیک تر کنند.

زن هایی که چهره هایشان از اشک خیس است ؛ انگار که شهیدی که توی آن تابوت خوابیده عزیز خودشان باشد..

امروز همه اینجا هستند ،دانشجو ، بازاری ، کارمند ، پرستار ، زن خانه دار ، دانش آموز ، معلم ، راننده تاکسی ....

امرزو همه ایستاده اند شانه به شانه هم تا نشان بدهند حادثه تروریستی هفدهم خرداد با اینکه تکان دهنده بود اما پشت هیچکدام شان را نلرزاند...

ظهر یک روز گرم خردادی است ؛پرچم ها یکی یکی در آبی آسمان تکان می خورند...جمعیت شعار می دهد: مرگ بر امریکا...مرگ بر تروریست...مرگ بر اسرائیل...

جمعیتی که حضورش مثل همیشه مثال زدنی است.

خانم فروزنده دانشجوی دکترای فلسفه که همراه با مصطفی دوسال و نیمه اش در مراسم تشییع شرکت کرده می گوید: حضور ما در این مراسم اصلا عجیب نیست.ما هفته دیگر هم که روز قدس است می آییم.

ما می​خواهیم نشان بدهیم که امنیت این کشور هیچ وقت مخدوش نمی​شود.

خانم کهریزی فرهنگی است و فقط با یک هدف در این مراسم شرکت کرده؛ احترام به خون شهدای ترور.
او می گوید: تروریست ها مثل کف آب روی دریا هستند کف عمر زیادی ندارد.

آقای زاهدانی دلش با شهدای مدافع حرم است با مردان بی ادعایی که کیلومترها آن طرف تر از خاک وطن برای امنیت همین خاک می جنگند.
او می گوید: ما امنیت مان را مدیون خون شهدا هستیم. حضور در این مراسم کوچکترین کاری است که می توانیم انجام بدهیم.


خانم امیری صورتش از اشک خیس است ؛می گوید انگار که این شهدا بچه های خودم باشند
من این دو روز خواب نداشتم. خیلی ناراحت شدم. خدا تروریست ها و داعشی ها را لعنت کند.


خانم رمضانی پورهمسر شهید است؛شوهرش یدالله رمضانی پور سالها پیش در جبهه های دفاع مقدس شهید شده و او حالا در مراسم تشییعی شرکت کرده که می گوید داغش به همان اندازه بزرگ است. برای این همسر شهید حضور در مراسم تشییع شهدای ترور یعنی تجدید بیعت با رهبری.

آقای فرجی هم با خانواده اش در مراسم تشییع شرکت کرده می گوید وظیفه شرعی ملی و میهنی همه مردم ایران است که امروز اینجا باشند.
او تاکید می کند که به تروریست ها این پیام را می دهیم که هرچه ما را بکشند،
ما بیدارتر می شویم، ما همان ملتی هستیم که انقلاب کردیم، ما تا ابد پشت این انقلاب ایستاده ایم.

مینا مولایی -خبرنگار جام جم آنلاین

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

مرگ چیزی نیست غیر از حسرت از دست دادن

میان هیکل بود. با صورتی جدی و چشم‌هایی عمیق. صبح‌ها اصرار داشت حتما با اکسیمتر، اکسیژن خون را چک کنم و بعد هم افشانه ضدعفونی کننده را می‌گرفت و چندتا پیس می‌زد و می‌گفت روز خوبی داشته باشید.

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

تصمیم نگرفتن، بدترین تصمیم است

ماه‌هاست ستاد ملی مقابله با كرونا مشغول آزمون و خطاست. این ستاد از همان هفته‌های اول شیوع بیماری طوری تصمیم گرفت و رفتار كرد كه گویی سرگرم خرید وقت است تا ببیند چه پیش می‌آید و كارها چگونه پیش می‌رود.

پیامبر زلالی

پیامبر زلالی

کلاس‌های دکتر تهرانی نسب را می‌رفتم به شوق این که بعدش فاصله کلاس که طبقه چهارم بود تا طبقه هم‌کف را حرف بزنیم.

گفتگو

بیشتر
پیشنهاد سردبیر بیشتر