گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

پیش چشمم، هزار تصویر از آن خانه جانگرفت، تابلو همسرش بر دیوار، عکسهای دختر و پسر کوچکم بالای تلفن که دوست شان داشت، دیدن راشهای تدوین نشده آ، ب ث آفریقا روی دوربین دیحیتالش، تماشای فیلم پنج باز وقتی که هنوز توی دوربین بود و همین طور شیرین، اما در اتاق نمایش فیلم، و کپی برابر اصل، تدوین آخرین فیلمش در زیرزمین در حالی که از بیماری قلبش ناتوان بود و بر تخت دراز میکشید، قبل از بیماری آخر منجر به سفر ابدیش، صندوقچههایی که با دستان خودش ساخته بود و زیر پلهها بود، آن قرمز پلوهای خوشمزهای که خودش میپخت و به کبابی که سفارش میداد بیاورند ترجیح میدادم، میز ناهار خوری اتاق و اشاره اش به دستخط بیژن جزنی در انبوه کاغذهایی که در زیر زمین ولو شده بود قبل از آنکه به اتاق تدوین تبدیلش کند. یوپی که حمیده برای سرماخوردگی سختش پخته بود.
اتاق بالا، اتاق نمایش فیلم، ملحفه سفیدی که شبی مهمانش بودم، برای نمازم پهن کرد و تاکید کرد شسته وپاک است، شعرهای تازه اش را که میخواند با لحن سخنگفتن و جدا از لحن دراماتیک، خواندن متن اولیه فیلمنامه حقوقدانی که آلزایمر داشت و میاندیشید بهترین بازیگر برای این نقش مر خقوقدان، فریدون هویداست، داستانویس و نماینده ایران در سازمانملل و برادر امیر عباس هویدا نخست وزیر شاه. او راضی بود بازی کند و امکانش نبود به ایران بیاید. حتی بازیگر نقش زنی را که عاشقش میشد در نظر داست کاترین دونوو.
یادم نمانده متن مکتوب بود یا شفاهی که تعریفش میکرد ومن بسیار این فیلمنامه را دوست داشتم. اصرار داشت در ایران ساخته شود و در صحنههایی مرد حقوقدان برای رفتن سر قرار از خیابانهای دی و بهمن ۵۷ عبور کند. او مردی را مثل یک کارآگاه مامور کرده بود که همواره تعقیبش کند و گزارش دیدارش را بنویسد و شب به شب برایش بخواند یا بیاورد.
برای نقش این شخص، آئیش را در نظر گرفته بود. در پایان معلوممی شد همه عشق و ماجرای گزارشها توهمی بود که مرد گزارشگر ساخته بود و عشقی در میان نبود و ملاقاتهای خصوصی در هتل جعل بو د و اتفاق نیفتاده بود. برایم این داستان شاه بود و توهم علاقه مردم به اعلیخضرت که علاقهای در میان نبود، همه اش دروغ بود. این خانه که کیارستمی کمتر علاقه داشت پای غریبهها به آن باز شود، موزه شده بود.
قسمتهایی و آجرچینهای ستون وسط اتاق را گویا خود با دست هایش چیده بود. بشدت معماری ایرانی و معماران سنتی ایرانی ونجاری سنتی را دوست داشت؛ و حالا این خانه که موزه شده بود ویران شد. چرا؟ اتفاقی است؟
☆☆☆☆☆
چه فرقی بین کیارستمی و پناهی وجود دارد؟ پناهی شاگرد و دستیار کیارستمی که به خاطر شخصیت ضعیف و ابزار بازیهای سیاسی شدنش، مطرود کیارستمی شده بود برای جایزه و شهرت تن به بردگی اجنبی و عملا اجرای سیاست تجاوز آمریکایی داد و کیارستمی دوست نداشت دیگر با دستیار سابقش تا دست شستن از این تقش چاکری سرمایه داری جهانی بهود و سیاستهای ضد ایرانی مراوده داشته باشد (و همین اتفاق با قبادی هم افتاد)، پناهی محبوب نظام جهانی شیطانی شد و کیارستمی برای حفظ استقلال درگیر آنان شد و ترجیح داد با چین که مشتاق همکاری با او بود رو آورد. قبل از بستری شدن در بیمارستان کیارستمی از خانمی که از آمریکا آمده و به اصرار او را به بیمارستان برده بود و ناجور شدن حالش با من حرف زده بود و.. از سخن او بوی شک و نگرانی استشمام میشد و...
☆☆☆☆
آخرین بار که از کن برگشت، تعریف کرد عمداً او را کنار یک کارگردان اسرائیلی نشانده بودند و پیشنهاد ساختن فیلم مشترک یا فیلم در اسرائیل را به او داده بودند. کیارستمی مردی موقر با شخصیت و مستقل بود و بدیهی است مثل همیشه به پیشنهادهایی که از آن رذالت سیاسی میبارید پاسخ منفی داد. او را بایکوت کردند. بیادم میآید حتی قرار دادش با موزه لوور برای نمایش عکسهای بی نظیرش از لوور و تابلوها لغو شد. البته فرح پهلوی به او علاقه داشت. کیارستمی مرکز فیلمسازی کانون را با مسئولیت راه انداخته بود. اما هرگز به کمترین مناسبات رانتخوارانه و فاسد تن نداد. چنان که دکتر حسابی دانشگاه فنی در رژیم شاه بنا کرد و هرگز ابزار پهلوی نشد بر عکس بر سربلندی ایران پافشرد.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد